تفکر انتقادی
تفکر انتقادی
با دومین بخش از سلسله مباحث آموزش سواد رسانه در خدمت شما هستم. در این بخش، قصد دارم نکاتی را درباره مهارت تفکر انتقادی بیان کنم.

 

تیرنگ، محمد جواد نوری، کارشناس ارشد مدیریت فناوری اطلاعات و مدرس سواد رسانه:

با دومین بخش از سلسله مباحث آموزش سواد رسانه در خدمت شما هستم. در این بخش، قصد دارم نکاتی را درباره مهارت تفکر انتقادی بیان کنم. در بخش قبلی، اگر به خاطر داشته باشید، سواد رسانه‌ای را به عنوان مجموعه‌ای از آگاهی‌ها و مهارت‌هایی تعریف کردیم که به ما کمک می‌کند تا از ظرفیت رسانه‌ها به صورت هوشمندانه بهره‌برداری کنیم و در عین حال از آسیب‌های احتمالی آن در امان باشیم. یکی از مهارت‌هایی که به ما در این مسیر کمک می‌کند، مهارت تفکر انتقادی است که در این جلسه به آن خواهم پرداخت.

اما قبل از آن، اجازه دهید به عنوان مقدمه چند اصطلاح و مفهوم را که به درک بهتر تفکر انتقادی کمک می‌کنند، معرفی کنم. اولین مفهومی که می‌خواهیم درباره آن صحبت کنم، مفهوم بازنمایی است.

بازنمایی چیست؟ اگر بخواهیم تعریفی از آن ارائه دهیم، بازنمایی به معنای نشان دادن یک واقعیت به شکلی خاص است. یعنی ما به عنوان رسانه، واقعیت را دقیقاً به همان شکلی که اتفاق افتاده به مخاطب منتقل نمی‌کنیم، بلکه آن را به شکلی خاص به مخاطب ارائه می‌دهیم. بازنمایی به این معنا نیست که لزوماً بخواهیم ضد واقعیت عمل کنیم یا دروغی به مخاطب منتقل کنیم. بلکه می‌توانیم همان واقعیت را از زوایای مختلف به گونه‌ای به مخاطب منتقل کنیم که نظر ما به عنوان رسانه نیز در آن نقش داشته باشد و هدف خاصی را دنبال کنیم. هدف این است که مخاطب برداشت خاصی را که ما می‌خواهیم از واقعیت داشته باشد.

برای مثال، در تصویر فوق که از کشور هند به شما نشان داده‌ام، اگر بخواهید هند را در یک جمله توصیف کنید، چگونه آن را توصیف می‌کنید؟ با دیدن این تصویر، ممکن است هند را به عنوان کشوری با رنگ‌ها و زیبایی‌ها توصیف کنید.

اما اگر تصویر دیگری از هند به شما نشان دهم، ممکن است هند را به عنوان کشوری فقیر یا در حال انفجار توصیف کنید. در این دو تصویر، واقعیت هند تغییر نکرده است، بلکه بازنمایی ما از هند تغییر کرده است.

رسانه‌ها می‌توانند تصمیم بگیرند که چه تصویری از کشور ما به جامعه خودمان یا جوامع دیگر نشان دهند. حتی می‌توانند با تصاویری که نشان می‌دهند، در تصمیم‌سازی مسئولین کشور ما تأثیرگذار باشند و تصورات ما را تغییر دهند. کشور ما حتما نقص‌هایی دارد، اما تصویری که رسانه‌ها نشان می دهند بعضا آن چیزی نیست که در واقعیت وجود دارد.

اصطلاح بعدی جنگ روایت ها است. این اصطلاح نیز به بازنمایی رسانه‌ها از واقعیت‌ها اشاره دارد، جایی که رسانه‌ها تلاش می‌کنند برداشت مخاطب را به شکلی که خود می‌خواهند تغییر دهند. به عبارت ساده تر جنگ روایت‌ها یعنی رسانه‌های مختلف با یکدیگر در جنگند تا روایتی که هرکدام از آنها از واقعیت دارند غالب بر دیگر روایتها باشد.

اصطلاح بعدی که قبل از بحث تفکر انتقادی لازم است مطرح شود، کلیشه‌سازی است. کلیشه‌سازی نوعی بازنمایی است که هر بار به یاد یک مفهوم، شخص یا گروه می‌افتیم، سریعاً کلیشه‌ای که رسانه‌ها از آن مفهوم در ذهن ما ایجاد کرده‌اند، به ذهنمان بیاید و این ذهنیت در قضاوت‌ها و تصمیم‌گیری‌هایمان تاثیر بگذارد.

برای مثال، وقتی می‌گوییم “اصفهانی‌ها”، چه چیزی در ذهن شما نقش می‌بندد؟ این کلیشه‌ای است که رسانه‌ها در ذهن ما ایجاد کرده‌اند. مردم اصفهان همه دارای یک ویژگی خاص نیستند، اما رسانه‌ها کاری کرده‌اند که ما همه مردم اصفهان را با یک ویژگی خاص در ذهنمان تصور کنیم.

مثال دیگر، لوازم صوتی و تصویری است. اگر بگویید این تلویزیون یا رادیو ساخت ژاپن است و دیگری ساخت چین، دید شما نسبت به این دو جنس چیست؟ آنچه در ذهن شما شکل می‌گیرد، کلیشه‌ای است که رسانه‌ها ایجاد کرده‌اند. از نظر کیفیت، هم در ژاپن و هم در چین محصولات با کیفیت بالا و پایین وجود دارند، اما کلیشه‌ها باعث می‌شوند که ما تصورات خاصی درباره محصولات این کشورها داشته باشیم.

نکته مهم این است که ما باید با این کلیشه‌ها به صورت انتقادی مواجه شویم، که بحث این جلسه ماست و ان‌شاءالله به آن خواهیم پرداخت.

حال به بررسی تفکر انتقادی می‌پردازیم. تفکر انتقادی چیست؟ اگر بخواهیم تعریفی ساده از تفکر انتقادی ارائه دهیم، می‌توان گفت که تفکر انتقادی به معنای نگاه نقادانه به پیام‌های رسانه‌ای است. به این صورت که نباید به راحتی و بدون بررسی، هر پیامی که از رسانه‌ها دریافت می‌کنیم را بپذیریم.

دو مفهوم مهم در این زمینه وجود دارد: مخاطب فعال و مخاطب منفعل. تفکر انتقادی به ما کمک می‌کند تا به مخاطب فعال تبدیل شویم. مخاطب فعال کسی است که به راحتی و بدون بررسی، هر پیام رسانه‌ای را نمی‌پذیرد و تحت تأثیر آن قرار نمی‌گیرد. در مقابل، مخاطب منفعل کسی است که به راحتی و بدون بررسی، هر پیامی را می‌پذیرد و تحت تأثیر آن قرار می‌گیرد.

برای اینکه دارای تفکر انتقادی شویم، باید چند گام را برداریم. این گام‌ها به ما کمک می‌کنند تا تفکر نقادانه‌ای داشته باشیم. اولین گام این است که مشاهده‌ی صحیحی از پیام داشته باشیم و قضاوت اولیه نکنیم. یعنی اگر پیامی را دیدیم، نباید سریعاً تحت تأثیر آن قرار بگیریم و باید بتوانیم مشاهده‌ی دقیقی داشته باشیم.

گام دوم این است که سوالاتی در ذهن ما شکل بگیرد. از جمله اینکه این پیام توسط چه کسی تولید و ارسال شده است؟ هدف تولیدکننده یا فرستنده پیام از ارسال این پیام چیست؟ پیام‌های رسانه‌ای دارای زیرمتنی هستند که هدف فرستنده پیام را نشان می‌دهند. سوال دیگر این است که فرستنده پیام از چه فنون اقناعی استفاده کرده است تا ما را قانع کند؟ آشنایی با این فنون به ما کمک می‌کند تا ترفندهای فرستنده پیام را بشناسیم و نقادانه به پیام‌های رسانه‌ای نگاه کنیم.

سوال دیگر این است که درک دیگران از این پیام چه تفاوتی با درک ما دارد؟ دیگران چه برداشتی از این پیام دارند؟

این سوالات به ما کمک می‌کنند تا دارای تفکر انتقادی شویم. در نهایت، باید بررسی و تجزیه و تحلیلی از پیام داشته باشیم تا تصمیم بگیریم که آیا تحت تأثیر این پیام قرار بگیریم یا نه. خودمان باید انتخاب کنیم که این پیام را تا انتها مشاهده کنیم یا نه و چه تأثیری از آن بگیریم.

برای تقویت تفکر انتقادی، نیازمند دانش‌ها و مهارت‌های متعددی هستیم. یکی از این مهارت‌ها و آگاهی‌ها، نشانه‌شناسی است. نشانه‌شناسی به بررسی نمادها، نمایه‌ها و شمایل‌هایی می‌پردازد که در تولیدات رسانه‌ای به مخاطبین عرضه می‌شوند. آشنایی با این نشانه ها به ما کمک می‌کند تا پیام‌ها را بهتر تجزیه و تحلیل کنیم و تحلیل بصری دقیقی از آن‌ها داشته باشیم.

یکی دیگر از دانش هایی که در مبحث تفکر انتقادی به آن نیاز داریم جریان شناسی رسانه ها است. این دانش به ما نشان می‌دهد که چه صنایعی پشت پرده تولیدات رسانه‌ای هستند و اهداف آن‌ها چیست. همان‌طور که در گام‌های تفکر انتقادی اشاره شد، یکی از گام‌ها این است که فرستنده پیام را بشناسیم و اهداف او را درک کنیم. در کارگاه جریان‌شناسی رسانه‌ها با انواع صنایع رسانه ای آشنا خواهیم شد.

از دیگر دانش‌ها و مهارت‌هایی که در مبحث تفکر انتقادی مورد نیاز است مبحث مغالطات است. رسانه‌ها از مغالطات استفاده می‌کنند تا فکر مخاطب را به اشتباه بیندازند. آشنایی با مغالطات کمک می کند تا فریب رسانه ها را نخوریم.

مبحث بعدی مورد نیاز در جهت تقویت تفکر انتقادی، آشنایی با تکنیکهای اقناعی است. آشنایی با تکنیکهای اقناعی نیز به ما کمک می کند تا دست رسانه را بخوانیم و بدانیم رسانه از کدام یک از تکنیکها استفاده کرده است تا من مخاطب را قانع کند.