تیرنگ، حجت الاسلام والمسلمین حاج محمد حسین گلکار استاد و محقق حوزه و دانشگاه و معاونت پژوهش مرکز تخصصی حوزوی تمدن اسلامی
در مقام تحلیل سیستمی قیام امام حسین علیهالسلام با رویکرد تمدنی شش محور زیر با استفاده از فرمایشات سیدالشهدا علیهالسلام ارائه میگردد:
۱- هدف از قیام امام حسین علیهالسلام
۲-نقطه شروع قیام امام حسین علیهالسلام
۳- نقطه مرکزی و مرکز ثقل قیام امام حسین علیهالسلام
۴-برنامه حرکت امام حسین علیهالسلام در قیام خود
۵- بحرانها و آفتهای قیام سیدالشهدا علیهالسلام
۶-خروجی و آثار و قیام سیدالشهدا علیهالسلام
در قدم اول هدف از قیام امام حسین تمدنسازی دینی بیان شد
قدم دوم نقطه شروع تشکیل حکومت اسلامی بیان گردید
قدم سوم نقطه مرکزی قیام امام حسین علیهالسلام فرهنگسازی دینی و ایجاد سبک زندگی اسلامی تبیین شد
قدم چهارم برنامه حرکت قیام سیدالشهدا علیهالسلام امربهمعروف و نهیازمنکر بیان گردید
دو محور نقاط بحران و خروجی و مقصد در ادامه بیان خواهد شد
باتوجهبه اینکه هدف از نهضت امام حسین علیهالسلام و تمدنسازی دینی تبیین گردید این هدف در دو مصداق قابلپیگیری است مصداق اول زمانی است که امام حسین علیهالسلام در کوفه تشکیل حکومت اسلامی را بدهند و بهعنوان حاکم جامعه اسلامی فرهنگ زندگی اسلامی را در زندگی مسلمانان احیا و جاری کند و در نتیجه تمدن دینی در جامعه شکل بگیرد.
اما در حالت دوم حالتی است که امام حسین علیهالسلام شهید شوند و بهظاهر نقطه شروع تمدنسازی دینی که تشکیل حکومت اسلامی است شکل نگیرد در این صورت هدف قیام امام حسین علیهالسلام بسترسازی تحقق تمدن جهانی اسلام به دست مهدی موعود خواهد بود.
ازاینرو نگاه به بحرانها و موانعی که بر سر قیام امام حسین علیهالسلام قرار گرفته از این دو زاویه حائز اهمیت خواهد بود؛ یعنی آفتها و بحرانهایی که مانع تحقق هدف اول امام حسین علیهالسلام میتوانستند بشوند و شدند و آفتها و بحرانهایی که مانع تحقق یا تأخیر هدف دوم قیام امام حسین علیهالسلام میگردند که در قسمت دوم این آفتها میتواند دامنگیر ما هم بشود.
از این دو زاویه دوستان بر اساس فرمایشات امام حسین علیهالسلام چه بحرانها و موانعی را دریافت میکنند؟
نکات مهم نقاط بحران:
نکته اول: در تحلیل سیستمی هر پدیده معمولاً نقاط اصلی بحران نقاط بحران مرحله سوم یعنی نقطه مرکزی سیستم و نقاط بحران مرحله چهارم یعنی برنامه حرکت سیستم هستند حال باید دید محورهایی که امام حسین علیهالسلام بهعنوان نقاط بحران بیان فرمودند به کدام قسمت سیستم خلل وارد میکنند
نکته دوم: قسمتی از نقاط بحرانی که امام حسین علیهالسلام بیان فرمودند نقاط بحرانی است که اگر بود خلل وارد میکرد؛ مانند نقاط بحرانی که امام حسین در مورد قیامکننده بحق بیان میفرمایند که نباید آنها را داشته باشد و در مصداق قیام امام حسین وجود نداشته است که در محور هدف بسترسازی ظهور تمدن مهدوی موفق بوده است
نکته سوم: همانطور که عرض شد هدف نهضت امام حسین علیهالسلام در دولایه تعریف شده بود؛
لایه اول زمانی بود که امام حسین علیهالسلام موفق به تشکیل حکومت اسلامی گردند و بتوانند تمدن اسلامی را در جامعه فعال کنند
لایه دوم زمانی است که امام حسین علیهالسلام شهید شوند و بهظاهر حکومت اسلامی به دست امام حسین علیهالسلام نیفتد و تمدنسازی دینی انجام نشود در این لایه خون امام حسین علیهالسلام بسترسازی احیای اسلام واقعی و تحقق تمدن جهانی اسلام به دست مهدی موعود خواهد بود؛ ازاینرو لایه دوم تا زمان ظهور امامزمان علیهالسلام و تحقق تمدن جهانی مهدوی به دست حضرت صاحب والعصر و الزمان فعال خواهد بود و در این مسیر و در این هدف تمام انسانهای عالم میتوانند اثر گذار باشند و میتوانند در قیام امام حسین علیهالسلام شرکت کنند و جزو یاران امام حسین علیهالسلام یا به تعبیری جزو دشمنان امام حسین علیهالسلام قرار گیرد
یعنی هر کس به هر اندازهای که بسترسازی ظهور تمدن جهانی مهدوی را مهیا کند به همان مقدار جزو یاران امام حسین علیهالسلام در جهت تحقق هدف تمدنسازی دینی امام حسین علیهالسلام قرار گرفته است و هر کس به هر مقداری که جلوی تحقق تمدن مهدوی را بگیرد و یا آن را به تأخیر بیندازد جزو دشمنان امام حسین علیهالسلام قرار گرفته است
لذا ما میتوانیم از تحلیل سیستمی قیام امام حسین علیهالسلام وظیفه خودمان را در تحقق هدف قیام امام حسین علیهالسلام به دست آوریم که این بسیار مهم و حیاتی است
همانطور که تبیین گردید نقاط بحرانی که امام حسین علیهالسلام در جهت اهداف نهضت خود بیان فرمودند در دو محور نقاط بحران حاکمیت و مسئولین در مسیر تمدنسازی دینی و نقاط بحران مردم و جامعه در مسیر تمدنسازی دینی قابلدستهبندی است که در ادامه مباحث این دو محور از فرمایشات امام حسین علیهالسلام استخراج و خدمت سروران و عزیزان ارائه میگردد
تبیین نقاط بحران قیام امام حسین علیهالسلام
سند اول
وصیّت حضرت به محمّد بن حنفیّه
و در وقتی که آن حضرت میخواستند از مدینه منوّره به مکّه مکرّمه حرکت کنند، وصیّتنامهای نوشته و آن را به خاتم خود ممهور نمودند؛ و سپس آن را پیچیده و به برادر خود محمد بن حنفیّه تسلیم نمودند و پس از آن با او وداع نموده و در جوف شب سوّم شعبان سنه شصت هجری با جمیع اهلبیت خود به سمت مکّه رهسپار شدند و آن وصیّت چنیناست:
بِسْمِ اللَهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. هَذَا مَا أَوْصَي بِهِ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِيطَالِبٍ إلَی أَخِيهِ مُحَمَّدٍ الْمَعْرُوفِ بِابْنِ الْحَنَفِيَّه:
إنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ یَشْهَدُ أَنْ لَا إلَهَ إلَّا اللَهُ، وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ. وَأَنَّ مُحَمَّدًا صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَءَالِهِ عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، جَآءَ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِ الْحَقِّ. وَأَنَّ الْجَنَّه وَالنَّارَ حَقٌّ. وَأَنَّ السَّاعَه ءَاتِيَه لَا رَیْبَ فِیهَا. وَأَنَّ اللَهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ.
إنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلَابَطِرًا وَلَامُفْسِدًا وَلَاظَالِمًا
وَإنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإصْلَاحِ فِي أُمَّه جَدِّي مُحَمَّدٍ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَءَالِهِ؛ أُرِيدُ أَنْ ءَامُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهَي عَنِ الْمُنْكَرِ، وَأَسِيرَ بِسِيرَه جَدِّي وَسِيرَه أَبِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عليهالسلام.
فَمَنْ قَبِلَنِي بِقَبُولِ الْحَقِّ فَاللَهُ أَوْلَي بِالْحَقِّ، وَمَنْ رَدَّ عَلَيَّ هَذَا أَصْبِرُ حَتَّي يَقْضِيَ اللَهُ بَيْنِي وَبَيْنَ الْقَوْمِ بِالْحَقِّ؛ وَهُوَ خَیْرُ الْحَاكِمِينَ.
بسمالله الرّحمن الرّحیم
این است آن وصیّتی که حسین بن علیّ بن ابیطالب به برادرش: محمّد”بن حنفیه” که معروف به “محمد”ابن حنفیّه است مینماید:
حقّاً حسین بن علیّ گواهی میدهد که هیچ معبودی جز خداوند نیست؛ اوست یگانه که انباز و شریک ندارد و بهدرستی که محمّد صلیالله علیه و آله، بنده او و فرستاده اوست که به حقّ از جانب حقّ آمده است.
و اینکه بهشت و جهنّم حقّ است، و ساعت قیامت فرامیرسد و در آن شکّی نیست و اینکه خداوند تمام کسانی را که در قبرها هستند برمیانگیزاند.
من خروج نکردم از برای تفریح و تفرّج؛ و نه از برای استکبار و بلند منشی، و نه از برای فساد و خرابی، و نه از برای ظلم و ستم و بیدادگری! بلکه خروج من برای اصلاح امّت جدّم محمّد صلّي الله عليه وآله ميباشد.
من میخواهم امربهمعروف نمایم، و نهیازمنکر کنم؛ و به سیره و سنّت جدّم، و آئین و روش پدرم علیّ بن أبی طالب علیهالسلام رفتار کنم.
پس هر كه مرا بپذيرد و به قبولِ حقّ قبول كند، پس خداوند سزاوارتر است به حقّ.
و هر که مرا در این امر ردّ کند و قبول ننماید، پس من صبر و شکیبائی پیشه میگیرم، تا آنکه خداوند میان من و میان این جماعت، حکم به حقّ فرماید؛ و اوست که از میان حکمکنندگان مورد اختیار است.
و این وصیّت من است به تو ای برادر! و تأیید و توفیق من نیست مگر از جانب خدا؛ بر او توکّل کردم، و بهسوی او بازگشت مینمایم و سلام بر تو و بر هر که از هدایت پیروی نماید.
و هیچ جنبش و حرکتی نیست، و هیچ قوّه و قدرتی نیست؛ مگر به خداوند بلندمرتبه و بزرگ.
لمعات الحسین مرحوم علامه طهرانی رضوانالله تعالی علیه صفحه ۱۶ به نقل از نفس المهموم صفحه ۴۵
بر اساس فرمایشات ابی عبدالله علیهالسلام نقاط بحران قیام امام حسین علیهالسلام به دو محور قابل تقسیم است:
محور اول: بحرانهایی که متوجه حاکمیت و مسئولین قیام ممکن است قرار بگیرد
محور دوم: بحرانهایی که متوجه مردم و جامعه خواهد گردید
در محور اول بر اساس روایت امام حسین علیهالسلام سهنقطه بحران حاکمیت دینی در جهت تمدنسازی دینی بیان گردید
اول لذتطلبی و آسایشطلبی و به تعبیر امام حسین علیهالسلام تفریح و تفرج
دوم استکبار و بلند منشی
سوم فساد و تباهکردن سرمایههای جامعه





















































































