تیرنگ:
مهاجرت به شمال ایران تقریبا باعث دل نگرانی بسیاری از افراد شده و تمامی سه استان شمالی در چند دهه اخیر مورد هجوم غیربومیها و سهمخواهی آنها از طبیعت شمال قرار گرفتهاند که در استان مازندران و شهرهای نزدیک به تهران به بالاترین حد خود رسیده است.
کافی است در مسیر روستایی منتهی به فیلبند قرار بگیرید، نهتنها شاهد تراکم بیش از حد ویلاها و آپارتمانها خواهید بود بلکه شکل، بافت و هویت روستایی نیز بهدلیل ساختوساز بیرویه به کلی تغییر یافته و دیگر خبری از طبیعت بکر و زیبا وجود ندارد و گردشگران به راحتی امکان دسترسی به همه منطقه را ندارند، مگر اینکه برای اسکان، ویلا یا خانهای را اجاره کنند.
این موضوع، بومیان منطقه را نیز به شدت تحتتاثیر قرار میدهد و چالشهای جدیدی را برایشان فراهم کرده است. اگرچه نبود شغل و کمبود درآمد در روستاها دلیلی بر فروش زمینها و خانههای روستایی بوده، اما این امر منجر به ورود غیربومیان بیش از ظرفیت روستا و بیشتر از جمعیت روستاییان شده است. نتیجه این امر تغییراتی در شکل و روش و ماهیت زندگی روستانشینی میشود که با تحمیل فرهنگ شهری همراه خواهد بود که میتواند فرهنگ روستایی را کمرنگ کند یا بهطور کلی از بین ببرد. از بین رفتن فرهنگ یک منطقه به معنای از دست دادن هویت آن است.
در این باره معاون رئیس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست سواحل دریای خزر را ظرفی با گنجایش مشخصی برای سکونت در اطراف آن توصیف کرد و گفت: با توجه به تغییرات اقلیمی، هجوم بی رویه به سواحل، ساکنان شمالی را با خطر جدی ادامه زندگی مواجه می کند.
علی سلاجقه در جلسه شورای اداری شهرستان عباس آباد با توضیح این نکته که اکوسیستم خشکی با دریای خزر بسیار متفاوت است، افزود: یکی از تبعات این تغییرات بروز سیلابها، خشکسالیها و پدیده توفانهای گرد و غبار است که دامنه و شدت آن درحال گسترش بوده و گریبانگیر بسیاری از کشورها از جمله کشورهای غرب آسیا و خاورمیانه شده و خواهد شد.
وی تاکید بر این که تغییرات اقلیمی و فرایند بارندگی سیل آسا دامن ساکنان حاشیه دریای خزر را نیز گرفته است، اظهار داشت: تعرض به دریای خزر و هجوم برای تصرف ساحل،خطرات جبران ناپذیری را برای ساحل نشینان شمالی ایران دارد.
سلاجقه با توضیح این که امروز هجوم برای سکونت در سواحل دریای خزر استان های شمالی خطری جدی محسوب می شود، تصریح کرد: به همین دلیل دولت نسبت به حفاظت از عرصه های طبیعی به ویژه ساماندهی حریم ۶۰متری دریای خزر اهتمام جدی دارد.
سیل، پسماند و جاده های کم عرض مهمترین مشکلات مازندران**
رییس سازمان حفاظت محیط زیست با اظهار این که مردم استان های شمالی کشور به خصوص مازندران به دلیل گردشگری پذیر با چالش های ترافیک و افزایش قیمت کالاهای اساسی مواجه هستند، گفت: دولت نیز به این مشکلات واقف است و در تخصیص اعتبار این استان ها را ویژه می ببیند.
وی به تشدید شدن قاچاق چوب در مازندران اشاره کرد و گفت:سیلاب، جاده های کم عرض و پسماند سه چالش اساسی دیگر مازندران است که مورد توجه دولت برای حل قرار دارد.
همان طور که این مسئول گفت مهاجرت به شمال پیامدهایی را به همراه دارد که باید قبل از هر چیز علت مهاجرت را جستوجو کرد.
یک جمعیت شناس گفت: «وقتیکه بودجهها را بررسی میکنیم، متوجه میشویم به مناطق توسعه یافته بودجه بیشتری تخصیص داده شده و به مناطق دیگر کمتر، همین باعث میشود جمعیت حرکت کند (مهاجرا داخلی)، خود مسئولین حاضرند بروند در یک محیط فقیر و بدون آب و امکانات در یک محرومیت کامل زندگی کنند؟ بنابراین باید به این افراد مهاجر حق داد که به فکر خودشان باشند و حرکت کنند.»
«مهاجرت کردن بهخاطر بهدست آوردن رفاه بیشتر است.» این جمله را شهلا کاظمیپور، جمعیتشناس میگوید، اما معنای مهاجرت کردن همیشه ترک کشور نیست، گاهی آدمها به دنبال همان رفاهی که گفته شد فقط شهر خود را تغییر میدهند، از استانی به استان دیگر مهاجرت میکنند تا شاید فقط کمی بهتر زندگی کنند، مثلاً به شغلی با درآمد بیشتر مشغول شوند؛ در ظاهر این ایده مهاجرت اتفاق بدی نیست، افراد برای مسیر پیشرفت گاهی محل سکونت یا زندگی خود را تغییر میدهند، اما وضعیت جایی تبدیل به نگرانی میشود که گروهی از آدمها نه برای تحقق آرزوها بلکه فقط برای داشتن هوا یا آب مهاجرت کنند.
مهر دوسال قبل بود که احد وظیفه، رییس مرکز ملی خشکسالی سازمان هواشناسی گفت: «یکی از تبعات مهم کمبود آب مهاجرت است، جمعیتی که برای کار کردن آب نداشته باشد راهی جز رها کردن آن منطقه ندارد. رودخانه هیرمند عملاً خشک شده تا مهاجرت از استانی مانند سیستان و بلوچستان بیشتر شود، این مهاجران هم بیشتر به سرزمینهای شمالی مهاجرت میکنند.»
همین چند ماه قبل هم داریوش گلعلیزاده، رییس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست درباره آغاز مهاجرتهای محیط زیستی گفت: «در ۲ سال اخیر، ۸۰۰ هزار نفر از استانهای مرکزی و جنوبی کشور به دلیل تغییرات اقلیمی به استانهای شمالی مهاجرت کردند و این پیامد جدی تغییرات اقلیمی در کشور است و میتواند در آینده ابعاد امنیتی نیز داشته باشد.»
درباره آغاز مهاجرتهای محیط زیستی، شهلا کاظمیپور میگوید: «از زمانیکه ریزگردها در خوزستان زیاد شد و بعد به شهرهای مرکزی ایران سرایت کرد، مهاجرت مردم از این مناطق برای حفظ سلامتی و داشتن هوای بهتر شروع شد.»
کاظمیپور دراینباره میگوید: «شهری که مقصد مهاجرین است قطعا در آن نیاز به مسکن، کالاهای اساسی زندگی، آموزش و بهداشت افزایش پیدا میکند، اما وقتی ما برنامهریزی نداشته باشیم نیازهای انباشته بدون پاسخگویی مناسب سبب کاهش سطح زندگی در شهرهای مقصد میشود چراکه برنامهریزی وجود ندارد، مثلا درمورد کالایی بهنام مسکن، وضعیت آن در شهرهای مبدا رها میشود درحالیکه در شهرهای مقصد تولید نیاز میشود.»
او با اشاره به مواجهههای فرهنگی در مهاجرتهای انبوه میگوید: «اگر مهاجرت بهصورت محدود باشد، افراد مهاجر سریع در جامعه مقصد هضم میشوند و به تدریج فرهنگ جامعه مقصد را میپذیرند، اما وقتی عدهی زیادی به جامعه مقصد مهاجرت کنند دوگانگیها افزایش پیدا میکند، افراد مهاجر سعی میکنند فرهنگ خودشان را حفظ کنند، این وضعیت ممکن است برخوردهایی ایجاد کند، بخشی از آسیبهایی که در مناطق حاشیهای شهرها شاهد هستیم بهدلیل همین دوگانگیهای فرهنگی میان جمعیت ساکن است که یکدیگر را تحمل نمیکنند.»
مهاجرت 800 هزار نفر به استانهای شمالی در عرض دو سال، یک خبر معمولی و یک نشانه ساده نیست و نباید از کنار این نشانههای منفی، به سادگی و آسانی گذشت.


















































































