تیرنگ:
نوروزخوانی (بهارخوانی) از جمله آیینهای کهن ایرانی است که تا چند دهه پیش به شکل گستردهتری در بسیاری از نواحی ایران و بهویژه البرز شمالی و جنوبی، مازندران، گیلان و تالش و دیلمان، کومش، طالقان و … رواج داشت و امروز به شکل خیلی پراکنده در روستاهای دوردست نواحی یاد شده مشاهده میشود. نوروزخوانهای مازندرانی در شبهای آخر زمستان به خانه آشنایان و به خصوص افرادی که اهل ذوق و هنر هستند می روند و در آن جا فضایی شاد را با اجرای نوروزخوانی ها که غالبا تم مذهبی دارند به وجود می آورند. نوروزخوانی در مازندران چند روز مانده به نوروز آغاز میشود و تا شب تحویل سال نو ادامه دارد. بیشتر اشعار نوروزخوانی ها را نعت ائمه اطهار و همچنین اشعاری با محتوای بهار و مژده عید تشکیل می دهند. این آهنگها از دیرباز در ایران وجود داشتهاند که پس از آمدن اسلام به ایران به محتوای آنها، تم مذهبی هم افزوده شده است
. نوروزخوانهای مازندرانی در شبهای مختلف به خانه آشنایان و به خصوص افرادی که اهل ذوق و هنر هستند میرفتند و در آنجا فضایی شاد را با اجرای دو خوانیهایشان به وجود میآوردند.
نوروزخوانی در تمامی مناطق مازندران رواج دارد و این افراد به صورت فعال در آخرین روزهای زمستان با اجرای موسیقی به پیشواز بهار می روند. مردم هم با این نوروزخوانان همکاری زیادی دارند و منتظرند تا بهار بیاید و نوروزخوانان به اجرای آثار بپردازند.
اگرچه نوروزخوانان در شهرها فعالیت شان کم تر شده است، اما در روستاها به شکل مستمر فعالیت می کنند. تقریبا در تمام محلههای مازندران نوروزخوان وجود دارد. کارشناسان گمان میبرند که مضمون این آیین در قبل از اسلام علاوه بر توصیف طبیعت و بشارت بهار، در ستایش اهورامزدا، مدح شاهان، امیران، بزرگان و مردم گشادهدست و خوشرو بوده است. این آیین پس از اسلام – به ویژه از دوران صفوی – خود را با مضامین، روایات و احادیث اسلامی – به ویژه شیعه – منطبق کرد و به حیات خود ادامه داد.
نوروز خوانی در واقع نمايشی ترکيبی است که در آن شعر و موسيقی و آواز و نمايش در کنار يکديگر میآیند و کارناوالی از جشن و سرور به راه می افتد. اشعار اين گروه ها که با همراهی ساز و پاسخ همخوانان خوانده می شد مردم شهر و روستا را دعوت میکرد که برای تيمن و تبريک چيزی به نوروز خوانان بدهند. راه افتادن گروههای نوروزخوان در شهرهای مختلف مازندران از چند روز مانده به نوروز آغاز می شود و آنها در روستاها و شهرها راه میافتند، ساز و دهل و سرنا میزنند و لباس محلی میپوشند و با اشعار شادیبخش و حرکات مناسب و نغمات موزون مردم را به پایکوبی میکشانند، خود نیز دفزنان پای میکوبند و تهنیت سال نو میگویند:
بهار آمد، بهار آمد، خوش آمد/ علی با ذوالفقار آمد، خوش آمد
محمد حسنزاده کارشناس فر هنگ بومی مازندران با اظهار اینکه نوروزخوانی گونهای آوازخوانی ایرانی است که از گذشته دور در ایران اسلامی رواج داشت، افزود: اکنون این آئین مختص استانهای شمالی از جمله مازندران و گیلان شده است و هر سال نوای نوروزخوانان خاموش میشود. وی با بیان اینکه نوروزخوانان گروههای چندنفری هستند که با بدو ورود به محله و یا حیاط منزل یکی نوروز خوانی میکند و دیگران اشعار را تکرار میکنند، افزود: بهره گیری از ادواتی نظیر نی و سرنا و دف، نشاط خاصی را ایجاد میکند.
وی با عنوان اینکه نوروز خوانان با ورود به محله و یا خانهای برای صاحبخانه و اهالی محله میخوانند و نام فرد و یا افراد را در شعر بکار میبرند تا از آ نها مژدگانی دریافت کنند، گفت: به عنوان نمونه، «مشتی جعفر با ایمون، شکر شیرین ته زبون، صدف هسسه ته دندون، انعام ر بیار بیرون» را میخوانند و همراهان نیز در خوانش وی را همراهی میکنند
. این کارشناس فرهنگ عامه با عنوان اینکه صاحبخانه نیز به پاس حضور نوروزخوانان و آمدن بهار و آوردن شادی و نشاط به آنان مژدگانی میدهند، افزود: در گذشته این مژدگانی شامل میوه، شیرینی، تخم مرغ و پول و برنج و غیره بوده است.
وی ادامه داد: معمولاً یکی از نوروزخوانان همراه خود کیسهای دارد که انعام و مژدگانی را جمع میکند.
*نوروزخوانان مژده دهندگان بهار
مریم حسینی کارشناس فرهنگ عامه نیز با اظهار اینکه نوروزخوانان در واقع مژده دهندگان بهار محسوب میشوند، افزود: مدح پیامبر و امامان، ستایش خداوند و مژده آمدن بهار از مهمترین مضامین اشعار آنان به شمار میرود. وی ادامه داد: برای اینکه آئین کهن نوروزخوانی به فراموشی سپرده نشود، شاهد ورود نسلهای مختلف به این حوزه هستیم و برخی دهه هشتادی و نودی نیز برای پاسداشت این آئین در گروههای نوروزخوانی حضور دارند.
وی افزود: همچنین برخلاف گذشته شاهد آن هستیم که بانوان نیز در گروهها و دستههای نوروز خوانی حضور چشمگیری دارند و مردان با کلاه و لباس محلی و چوب دستی و بانوان با روسری گل گلی و لباس اصیل مازندرانی به خانههای مردم میروند تا شادی را برای مردم به ارمغان آوردند.


















































































