تیرنگ، رضا شریعتی:
پرده اول: اهرم فشار
با پلیس تماس میگیرد و هراسان میگوید: «بچهام را مورد سوء استفاده قرار دادند.»
ماموران پلیس میخواهند تا به کلانتری مراجعه کند؛ میگوید: «فردی با ارسال پیامکهای مستهجن به فرزندش قصد سوءاستفاده از موقعیت شغلی او را دارد..»
روی چند نفر مظنون است، تحقیقات به طور گسترده و تخصصی آغاز میشود. با پیگیری و ردیابی اطلاعاتی، فرد دستگیر میشود. او در بازجویی اعلام میکند که با شریک خود دچار اختلاف شده و قصد داشته شاکی را تحت فشار قرار داده تا ناچار به پذیرش خواست او شود.
پرده دوم: کودک ربایی
دختری 9 ساله ربوده شده است، با توجه به حساسیت پرونده، ماموران آگاهی با ردیابی سرنخهای موجود متوجه حضور چند فرد در اطراف محل تردد دختر خردسال میشوند. با بازبینی فیلم مداربسته دوربین های موجود در مسیر، سارقان مسلح به سلاح سرد شناسایی و دستگیر میشوند. خوشبختانه آسیبی به کودک نمیرسد، هدف سارق در بازجوییها دریافت پول و زورگیری بوده است.
پرده سوم: قتل
در یکی از شهرهای شمال کشور در پی اعلام خبر مفقودی یک کودک، بدن تکه تکه شده کودکی چهارساله در چاه فاضلاب پیدا میشود. بعد از تحقیقات گسترده مشخص شد چوپانی از همان روستا کودک را به دلیل آنکه فکر می کرده با به دنیا آمدن او به برادر ناتنی کودک ظلم شده، به قتل رساند. باور این داستان کمی محال به نظر میرسد و سر انجام مشخص شد دلیل اصلی قتل طلای کودک بوده است!
*کودکان ابزار تجارت نیستند
این موارد تنها بخش کوچکی از اخبار مرتبط با آزار کودکان است که در برخی موارد در تیررس رسانهها قرار گرفته است و منتشر شده است؛ بخش زیادی نیز در این حوزه رسانهای نشده است. این موارد را در کنار سایر آسیبهای وارد بر کودکان نظیر خشونت والدین و تجاوز و مانند این ها بگذارید تا از لزوم بازنگری در خصوص سیاستهای موجود در ارتباط با آموزش به کودکان آگاه شوید.
* جنبههای پیشگیرانه لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان
یک روانشناس با اشاره به گنجانده شدن حمایتهای روانی در قانون حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان گفت: گاهی فراموش میشود که انجام حمایتهای روانی و روانشناسی از کودکان هزینه دارد و هربار مشاوره با یک روانشناس هزینههای زیادی به یک خانواده تحمیل میکند، آیا سیستمهای حمایتی در این زمینه هم آنها را کمک میکنند؟
الهه خوشنویس، در گفت و گویی با اشاره به جنبههای پیشگیرانه لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان خاطرنشان کرد: همه افراد رفتارهایشان را از نظر روانشناختی پردازش میکنند. مجرم نیز به یکباره تصمیم نمیگیرد تا جرمی را مرتکب شود. وقتی در جریان این قرار بگیرد که حمایتی وجود دارد و جامعه نسبت به وقوع جرم بیتفاوت نیست، قطعا رفتارهایش را کنترل میکند. به ویژه که میبیند این حمایتها موقتی نیست و ادامهدار است و همین مساله نقش قانون حمایت از کودکان و نوجوانان را پررنگتر و حمایتیتر میکند.
عضو هیاتمدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان با بیان اینکه تجربیات جهانی نیز به دنبال پیشگیری از جرم به جای پررنگکردن جنبه کیفری آن است، اظهار کرد: اگرچه قوانین حمایتی کودکان پیش از این نیز در کشورمان وجود داشت اما با وجود این قانون جنبه اجرایی محکمی پیدا میکند. در دنیا نیز این اتفاق در حال انجام است؛ به طوریکه فراوانی وقوع جرم در جوامعی که قوانین حمایتی در آنها وجود دارد به نسبت جمعیت آنها، کمتر از جامعه ماست. یکی از دلایل این اتفاق هم نقش قوانین حمایتی است.
این روانشناس با اشاره به گنجانده شدن مباحث مربوط به حمایتهای روانی در قانون حمایت از حقوق کودکان، تصریح کرد: در جامعه ما نسبت به حمایتهای روانی در همه زمینهها احساس کمبود وجود دارد. اینکه در قانون حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان این مساله دیده شده و بخشی به آن اختصاص یافته است، ارزشمند است. اگرچه گفته میشود در این قانون بیشتر نقش مددکاران دیده شده است اما به نظر میرسد همین دیده شدن قابل توجه است.
او با بیان اینکه برای ایجاد یک فرهنگ باید قانون مصوب به درستی اطلاعرسانی شود تا فرهنگ جامعه در راستای این قانون شکل بگیرد، تصریح کرد: برای مثال مفاد پیماننامه حقوق کودک در بسیاری از کشورها در تلویزیون زیرنویس میشود یا برنامههای کودکی در این زمینه پخش میشود تا هم کودک و هم خانواده در جریان حمایتهایی که از کودک انجام میشود قرار گیرند. وقتی قانونی در مجلس تصویب شود و در مورد آن هیچ اطلاعرسانی انجام نشود و حتی فرد مجرم و کودکآزار در مورد آن مطلع نباشد، هیچ فایدهای ندارد. این مساله هم به ضرر مجرم است و هم به ضرر بزه دیده چون هیچکدام از حدود قانون مطلع نیستند.
عضو هیاتمدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان در گفت و گویی با اشاره به علت توجه بیشتر به آسیبهای جسمی نسبت به آسیبهای روحی نیز گفت: آسیبهای جسمی چون دیده میشوند توجه قانونگذار را بیشتر جلب میکنند اما آسیب روانی باید در بلندمدت در نظر گرفته شود تا عمق و شدت آسیب را بتوان تشخیص داد. واقعیت این است چون آسیب روانی نمود لحظهای ندارد، به چشم نمیآید و احساسات دیگران را کمتر تحت تاثیر قرار میدهد. یکی از دلایلی که ما معمولا از میزان جرم تعیین شده راضی نیستیم و جزای بیشتری میخواهیم این است که آنقدر نیازهای ما به موقع برآورده نشده و سرکوب شده است که منتظریم تا یک جایی حقمان برآورده شود و تا فرصتی برای احقاق حقوقمان پیدا کنیم؛ میخواهیم در شدیدترین حالت این اتفاق بیفتد تا به اصطلاح «دلمان خنک شود.»
او با انتقاد از این که در زمینه آسیبهای روانی که به کودک وارد میشود نگاه تخصصی وجود ندارد، اضافه کرد: برای مثال ممکن است در موارد کودکآزاری تنها یک روانپزشک مداخله انجام دهد و میزان آسیبهای روانی یک کودک را بررسی کند درحالی که این کار، کار روانپزشک نیست. روانپزشک تنها چند واحد بهداشت روان و اختلالات روانی در دانشگاه میگذراند، در صورتی که این کار نیاز به یک روانشناس بالینی کودک دارد تا بتواند با دانستههای آکادمیک یا تجربیات کار با کودک مفاهیم ذهنی کودک آسیبدیده را از دل صحبتهای او یا بیان یک قصه یا بازی بیرون بکشد و متوجه شود که کودک در چه حد و چطور آسیب دیده است. متاسفانه یکی از مسائل این است که جایگاه کسانی که باید این مشکلات را تشخیص دهند تخصصی تعریف نشده است. همچنین وقتی هم که گفته میشود که «بیایید آسیبهای روانی این کودکان را پیگیری کنید»، فراموش میکنند که این کارها هزینه دارد. هربار مشاوره با یک روانشناس هزینههای زیادی به یک خانواده تحمیل میکند، آیا سیستمهای حمایتی در این زمینه هم آنها را کمک میکند؟ در انجمن هم بارها پیش آمده است که اگر یکی از همکاران هزینه درمان کودکی را به شکل رایگان تقبل نکرده بود خانواده وی با یک پدر کارگر هیچوقت توان پرداخت چنین هزینههایی را نداشتند.
آمارها نشان می دهد که ۲۶ درصد از دختران و ۵ درصد از پسران در سنین کودکی و نوجوانی کودک آزاری را تجربه میکنند. این در حالیست که این نوع آزار همیشه با تماس فیزیکی اتفاق نمی افتد و در برخی مواقع نیز میتواند به شکل رفتار نامناسب بدون تماس ظاهر شود.




















































































