گردشگری وابسته به صنایع دستی و رسوم بومی محلی است
گردشگری وابسته به صنایع دستی و رسوم بومی محلی است
روستاها و مناطق گردشگری استان مازندران که در حاشیه خزر و در جوار جنگلهای هیرکانی کوههای البرز واقع گردیده اند علاوه بر چشم انداز طبیعی از غنای فرهنگی ،تاریخی ،رسوم فاخر و هنرهایی نظیر صنایع دستی برخوردار هستند که از جمله مشوقهای اصلی گردشگری محسوب می شوند

تیرنگ،  عبدالله شهمیر شورمستی: روستاها و مناطق گردشگری استان مازندران که در حاشیه خزر و در جوار جنگلهای هیرکانی کوههای البرز واقع گردیده اند علاوه بر چشم انداز طبیعی از غنای فرهنگی ،تاریخی ،رسوم فاخر و هنرهایی نظیر صنایع دستی برخوردار هستند که از جمله مشوقهای اصلی گردشگری محسوب می شوند

 

گردشگری را نمی توان فقط خلاصه در چشم انداز کوه و دریا و سرسبزی جنگلهای حاشیه خزر و ارتفاعات و منحصر به هتل ها  تعریف کرد بلکه پیوستهای جدایی ناپذیر صنایع دستی،رسوم،سوغات، فرهنگ،هویت تاریخی نیز برای گردشگر دارای اهمیت است که لازم است هوشیارانه به گردشگران عرضه شود تا عاملی برای معرفی هویت فرهنگی و تاریخی و البته کسب درآمد به نفع فعالین گردشگری هم باشد

اگر بانیان گردشگری در کنار ایجاد زیرساختهای مناسب گردشگری نظیر جاده ایمن ،ارتباطات،اقامتگاههای مناسب، آب شرب سالم،امکانات بهداشتی و …، به مقوله های انواع هنرهای صنایع دستی و معرفی رسوم و فرهنگ و تاریخ کهن مناطق گردشگری نیز توجه بیشتری کنند و به گردشگران عرضه کنند آنگاه سفری دلپذیرتر و خاطره انگیز تر برای گردشگران و درآمد بهتر برای مردم بومی رقم خواهد خورد

یکی از مقاصد گردشگران در حاشیه دریای خزر و البرزکوه به دریاچه شورمست است که  اهالی روستای شورمست به لخاظ  فرهنگ،تاریخ،رسوم و سنت های کهن،صنایع دستی،هنر،موسیقی بومی،آئین مذهبی،کسب علوم علمی روز دارای شاخصه های ارزشمندی هستند و نیاز است بخشی از آن به گردشگران معرفی شود و تدارکاتی خاص در دریاچه شورمست و حمام تاریخی شورمست بعمل آید. دریاچه شورمست که یکی از اماکن  تردد گردشگران است می تواند با تدابیری بعنوان یکی از مراکز عرضه صنایع دستی و حمام تاریخی شورمست نیز یکی از موزه های مردم شناسی شمال کشور در نظر گرفته شود

فراموش نکنیم زمانی فرایند گردشگری و درآمد ریالی و ارزی از راه اقتصاد گردشگری بهتر جواب خواهد داد که بستر و زیرساختهای گردشگری، آموزش مواجهه با گردشگران، مرمت آثار تاریخی، امکانات رفاهی و دو اصل دیگر یعنی صنایع دستی و میراث فرهنگی که میراث فرهنگی به زیرشاخه های متعدد نظیر رسوم و … تقسیم می شود .فراهم شود

اگر برای روستای شورمست و دیگر روستاهای سوادکوه و حاشیه دریای خزر برنامه ریزی مناسب انجام شود. می توانند هم صدور فرهنگ بومی محلی را بعهده گیرند ضمن اینکه موجب اشتغال از راه گردشگری و درآمد اقتصادی شوند

شورمست شامل روستاهای : دِه، ضعیف کلا، آش کش و حاج کلا، در پایین دست شورمست رودبار

وجه تسمیه : روایتی نیز از شیرمست که شیرو ماست حاصل از دام مست،نقل قول ضعیف تری هم وجود دارد که شور و مست را از شوریدگی و دلدادگی در هنر وادبیات گذشتگان حکایت دارد.

شهدا شورمست :

شهیدان والامقام شورمست : ابوالقاسم خادمی، جلال الدین علائ الدینی، شهباز سلیمانی سوادکوهی، شهرام سلیمانی سوادکوهی، ولی الله صدرایی، سیدمرتضی مساوات و کیوان اولادی و  جانبازان زیادی که بعضی از این جانبازان نیز بعد از جنگ به خیل شهدا پیوستند

روستای اولین :

شاید بتوان شورمست را از اولین روستاهایی دانست که مکتب خانه، حمام، گرامافون، رادیو ضبط، خودرو، جاده، به آن راه یافت یا  شورمست از اولین روستاهایی از منطقه بوده که مفاخری علمی،پزشکی، نظامی تحویل داده و نفراتی از شورمست پیشتازان در برخی از مجامع علمی خارج از کشور بودند،در دریانوردی، ارتش، هوابرد و دفاع از میهن از شورمست نفراتی قابل توجه در ارکان فرماندهی و عملیاتی حضور داشتند

معماری :

معماری خانه باغ با خانه های کاه گلی، با اصطلاحاتی نظیر کل خنه، نفارخنه و….با بنای سنگ چین، مسقف با استفاده از  چور،کاه و کمل، تخته ( چور: نوعی گیاه سبز پهن برگ رویش مرطوب آب دوست) گاها نیز سقف سفالی ، دارای روجین تخته ای جهت هواکش و روشنایی، عموما دارای پشت بام، سقف حلب روغنی قدیمی بعدها جایگزین شدسپس نیز هرکس به وسعش،اما غالب بصورت رسته ای با ایوانی 50 سانتیمتر تا دو متر ارتفاع که بوسیله ستون‌هایی چوبی و چوبهای در زبان مازنی پلور، کِل پلور، پردی، حلا، تیرک، سرسازی می شدند، ایوانها دلباز و دیواره به دو نیمه پایین با گل رس زرد ورز داده شده و بالا دست با گل سفید با دست ماله کشی هنرمندانه می شد، کِله نیز قبل از بوجود آمدن بخاری برای آتش و گرما، اتاقها جدا از هم که از ایوان برای هر اتاق دربی وجود داشت، سره پیش نیز محوطه حیاط بوده است

آبادی های شورمست :  ده، حاج کلا،آش کش، ضعیف کلا که مشهور به بالا شورمست (علیا) ، و در کیلومتری پایین دست شورمست رودبار(امام زاده پهلی) موسوم به پایین شورمست

راه دسترسی از پل سفید : جاده، مسیر پیاده رو کالدشت به کنت تلارسر و زمین‌های آیش، مسیر دیگر خط گاز به کلاج خاسون سپس از پشت دریاچه (اوندون)

مکتب خانه و مدرسان شورمست :

_  بزرگانی در قرن چهارده شمسی  تحت عنوان مدرس یا مکتب غیر رسمی فعالیت داشتند :  مرحوم ملاقاسم صدرایی، مرحوم عطاءا… خان کالیراد که در  لشگر هوژبر سلطان معین الشگری دلیر بود، تصمیم گرفت تفنگ را کنار بگذارد  و برای پیشرفت سرزمینش کتاب بدست گیرد و معلم بیاورد ،  مرحوم میرزا ابوالقاسم فقیهی،

مضاف بر اینکه مکتبهائی در قرن سیزده توسط آقایانی دائر بوده ازجمله مکتب مرحو م میزرا علی نائب (ناظم) در  خانه سرای قدیمی مرحوم حاج علی علائ الدینی دررشورمست و مکتب مرحوم شیخ ملک حسین  واقع در زیر خانه مرحوم حاج میرزا بابا علائی و مرحوم ملا محمد حسین شیخ الاسلام

نوازندگان ساز های سنتی :

شاید بی راه نباشد که ضعیف کلای شورمست(ظریف کلا) را روستای ساز و آواز سنتی بنامیم، نوازندگانی اهل دل داشت  مرحوم دوستعلی چراغ سر دسرکوتن، مرحوم اکبر کوبنده (سکالو) کش دمبک تینپو ضرب، ،مرحوم سیف الله علائ الدینی سرنا ،پدرم  مرحوم امرالله شهمیر (یزدانی ) در نواختن للوا  و نی ، مرحوم ناخدا کیوان علائ الدینی فولوت ، شکرالله زنده باد دسر کوتن ، در 30 سال اخیر  کامی علائ الدینی  نی نوازی ، و….

بناهای قدیمی : از  بناهای عمومی قدیمی شورمست :

حسینیه اولیه است که قدمت حدود سابقه 200 ساله داشت، حسینیه شورمست رودبار، حسینیه ضعیف کلا و حسینیه حاج کلا

سقا نفار که سابقه بالای 100 سال دارد و توسط مرحوم مشهدی رستم شکوهی

مهمترین و گسترده ترین مراسم دینی  اقامه تعزیه در ایام محرم از روز اول(در گذشته ها) و روز های 19 و 21 و 23 ماه رمضان و اربعین و 28 صفر که سابقه بالای دویست ساله دارد بزرگانی از اسلاف در اقامه آن و در مدیحه سرائی نقش داشتند

پیشکسوتان مدیحه سرای تعزیه شورمست :

مرحوم علی اصغر خان نیکبخش مرحوم ملاقاسم صدرائی  و مرحوم میرزا غلامحسین علاءالدینی ، مرحوم خان بابا خان رحیمی، همچنین صاحب اشعار طولانی مرحوم کربلائی میرزا علی

نایب (ملقب به ناظم)علاءالدینی و…

بعد  از آن بزرگان، نیز مرحوم مشهدی حسین شکوهی، میرزا محمد تقی علاءالدینی، میرزا آقاجان سلیمانی، میرزا فضل ا… سلیمانی و آقا ملا آقای سلیمانی و …..

مراسم مذهبی یکماهه ماه رمضان :  همراه با مراسم افطار و سحر شبهای قدر و شب زنده دادی با حضور روحانی اعزامی از مراکز تبلیغی یا علمای محلی مانند آقا ملا سلیمان آقا شیخ محسن   آقا شیخ حسن و….

مدیحه و سحر خوانی شورمست  : از سنتهای زیبای مذهبی خواندن مدح علی در سطح روستا توسط مرحوم آقا میرزا علی نائب (ناظم )و بعد از آن توسط مرحوم میرزا محمد تقی علآءالدینی در شبهای جمعه

انجام مناجات سحر سی شبه ماه رمضان توسط مرحوم میرزا محمد تقی علاءالدینی و بعد از آن توسط مرحوم حاج علی علآءالدینی تا پایان دهه 60 که مقیم شورمست بود

سلام دادن دسته جات : مرحوم محمد طاهری در حرکت دسته عزاداری ضعیف کلا با اهل عزای حسین ما به سلام آمدیم و مرحوم فقیهی با اهل عزای حسین خوش آمدید سلام و استقبال و بدرقه دسته روی را بجای می آوردند

توسل به مقدسات زمان زایمان : ضمنا از سنت حسنه مردم شورمست توسل به مناجات علنی هنگام دچار شدن به بیماری سخت خاصه  زایمان سخت خانما

قنات : شورمست از محدود روستاهایی هست که دارای قنات حدود 10 کیلومتری می باشد البته عمر قنات کمتر از 40 سال هست

املاک دامداران :

در گذشته دامداران شورمست پروانه املاک مذکور را در اختیار داشتند : کلاج خاسون، مرگت،لسچال، لیمال، کمر بن، پایین پی کاردار، بالا پکا دار، آغوزلش، اسپه سنگ، ساناجی، زرده، تلارسر، سرسی، بیی سره، هلی سرک، پایین رگ چشمه، بالارگ چشمه، پرو، پله بن، سری سرا ارفع کوه، کل سرا ارفع کوه، اسپی سنگ ارفع کوه، کندلک ارفع کوه و….

سرچشمه دریاچه:

دره گت لیلم به دریاچه

دریاچه شورمست (اوندون) :

عمر اوندون (دریاچه شورمست) 150 تا 200 سال پیش تخمین زده می شود، وسعت آن بیش از دو هکتار بوده که بر اثر رانش از منطقه وسیه، جلوی دره مسدود و عارضه طبیعی حادث شد از 5 تا 7 متر گودی آن عمق دارد درختان اوجا و توسکا احاطه کرده بودند و به دلیل ورودی آب دره و چشمه های جوشان کف، صلابت خود را حفظ کرده، میراث فرهنگی آنرا بعنوان اثر طبیعی به ثبت رسانده است

سنگ نمک لیس : دامداران نواحی را انتخاب می کردند که سنگها با فاصله ای معین قرار داشتند و سنگ نمک خرد شده را برآن می پاشیدند معتقد بودند در کشتن انگل و فل آمدن دام مؤثر هست

کوره زغال :

تعداد محدودی نیز در جنگل کوره زغال برای تولید زغال و ارسال به تهران و… اشتغال داشتند

برخی اصطلاحات کشاورزان و دامداران شورمست  :

کایر : نوعی همنوایی و همکاری و مشارکت جمعی در انجام کارهای شالیزار و زراعت و…

دارروش : معمولا افرادی که از چابکی برخوردار بودند و در بالارفتن درختانی نظیر گردو مهارت داشتن و بعد از دارروشی، محصول به قدرالسهم توافقی بین دارروش و مالک محصول تقسیم می شد

روشا : چوب صاف و بلند برای کندن گردو

هیللنگ : چوبی جنگلی با سری خمیده به شکل عدد هشت که برای کشیدن شاخه میوه جات یا گرفتن پای گوسفند و بز

کیل لاک : پیمانه ای چوبی بنام کیل لاک که برای پیمانه کردن شالی، گندم و جو که تا یک خروار را اول باوم بسم الله نام خدا دوم باوم… تا امام عصر عج ا.. را در پیمانه تکرار می کردند و به شدت به حلال بودن وزن معتقد بودند

لیفا : چوبهایی صاف و جنگلی تک شاخ یا دو شاخ که در خرمن کوبی برای جدا کردن کاه و کمل از محصول

فیه : ابزاری شبیه به بیل از چوبهای جنگلی محکم ولی کم وزن برای هوا دادن محصول گندم و جو و شالی جهت جدا سازی نخاله ها

جینگا : خرمن که دسته های گندم، جو، شالی به قولی حازه و دور چین جهت رفتن اسب روی آن برای چرخش دورانی در خرمن کوبی

مختاباد : مسئول گالش و گاوبنه

گالش: گاودار در گاوبنه

گوک په : نوجوانی که مسئولیت گاوساله ها را بعهده داشت

تکا: نوجوانی که رتق و فتق امور سایر دامداران گاوبنه را بعهده داشت

ورم کار : از ریشه همکار که دو دامدار دام خود را ادغام می کردند در ملکی مشارکتی حضور داشتند و شیر، روغن، کشک، سرماست و… را توافقی تقسیم می کردند

پرقال : دو شاخه های چوب درختان که با یک پایه واحد و شاخه هفتی در میان دو شاخ، شاخه و بوته و خار و…. بعنوان حصار ملک جنگلی محسوب می شد

حمام : حمام دِه  شورمست که از بناهای زیبا و نادر منطقه میباشد  اسکلت و بافت  حمام  سالم است و سابقه بالای 120 سال دارد به مدیریت احداث آن با مرحوم علی خان یاور والد مرحوم عطاءا… خان کالیراد بود

حمام شورمست رودبار نیز بیش از 40 سال

علمای نجف خوانده :

علمای  صاحب نظر و نجف خوانده

مرحوم ملاخداداد، مرحوم شیخ نعمت ا…، مرحوم ملا سلیمان، مرحوم آقا شیخ محسن نظام العلما همدرس مرحوم شیخ شهید شیخ فضل ا…، مرحوم آقا شیخ حسن و مرحوم ملا محمد حسین شیخ الاسلام، مرحوم شیخ ملک حسین

دنگ، پادنگ و آسیوسر و شالی کوبی : برای آسیاب، دنگ و پادنگ در، ده و ضعیف کلا و در شورمست رودبار مستقر بود،  آسیو(آسیاب) در اسیو سر شورمست رودبار به سمت گرابسر، سال‌های بعد شالیکوبی که بوسیله مرحوم حاج آقا حسین رحیمی در شورمست رودبار راه اندازی شد و توسط  حاج غلامرضا اعلایی ادامه یافت

قبرستان بزرگ و کهن :

آرامگاه بزرگ شورمست حکایت از قدمت و جمعیت زیاد شورمست در اعصار گذشته دارد

آرامگاه کوچک اما قدیمی اطراف حاج کلاه نیز از کهنسالی آن حکایت دارد

سامون  :

مرز شورمست با سایر روستاها شامل، یال مرگت به میارکلا، مرگت منتهی به کارتل، کلاک، سرسی یال روستای طالع، مراتع پایین پکا ردار و بالا پکار دار تا ارفع کوه

چشمه : سلکاسر ضعیف کلا، چااو چشمه شورمست،عروس نما، قل قل حاج کلا، بچااو شورمست رودبار و….

گرم کردن آب چشمه لتو با سنگ : افردی که برای آب درمانی مراجعه می کردند اگر دیگ بزرگ به  سنگهایی را در زغال داغ، گرمادیده می کردند سپس در آب چشمه قرار می دادند و دمای سنگ داغ، آب را ولرم می کرد

راه مشائ ارتباطی : صمیمیت در روستاها چنان عمیق بود که گاها راه مشترک از حیاط یکدیگر عبور می کردند

چشمه های درمانی : گرابسر، وا او کلاج خاسون، لت او

موسیقی : للوا، نی، فولوت، د سرکوتن،سرنا، و….

صنایع دستی و پیکر تراشی :

لاک، کلز، نو، تلم، کترا،کچه،فییه، و…

مس :

برکن دیگ بزرگ ، لگن، قندان، آفتابه، جوله، و…

نساجی و بافندگی و طباخی چرم : جاجیم بافی،شره، جوراب پشمی، شمد، دوش توره، چرم، چوخا،پوست تخت، طناب و…

آنچه در تلارسر پدر بزرگ دیده ام :

پدر بزرگم شادروان محمد قلی علائ الدینی (علایی) که در پکاردار شورمست، خریم، خلی و موزییک شیرگاه تلارسر هایی داشته،دیده ام :  اسکاج قدیمی و طناب را از کنف داخل پوست بعضی از درختان بعد از فرایندی، اسکاجی برای شستشو و طنابی برای دور تلم و بستن،  نگهداری گوشت گوساله کبابی و گوشت خورشتی هفته ها بدون بخچال بصورتیکه با گرما دادن  سپس نمک سود کرده و در مشک (خیک) قرار می داد، لوازم چوبی را در گل چشمه قرار می داد تا در امان باشد،دسته بندی تلارسر به ایوون، آدم منزل، کریکه، وروشه، و چینش را از او آموختم، طبع بلند که هر وقت کلوا نون و و گِرماستی و برنج درست می کرد بدون استثنا یک پیمانه بیشتر می گرفت برای مهمانی که شاید از راه رسد

بخشی از رسوم شورمست :

پتک :

از انجائیکه سال طبری قدیمه که الان هم رائج هست  360 روز هست جهت هماهنگی با سال شمسی یک پنج روزی در ابتد ای سال هست مشهور به پنج روز( پتک)

رسوم 26 عید ماه :

درست کردن حلوا برای خیرات و روشن نمودن شمع روغنی دست ساز بر مزار اموات و بالای ستونهای خانه  و بازی های محلی در خود محل

مادرمه :

اعتقادی وجود داشت که در سال تحویل یا ایامی خاص، کودک یا نوجوانی خوش طینت و پاک باطن اولین نفر باشد تا وارد منزل صاحبخانه شود که خوش یُمن باشد

چله زنی :

اعتقادی که بانوی نابارور زیر چله کسیکه عروسی وی را دیده و با شیر زدن و آب پاشیدن چهل تاس، امید به مادر شدن یابد

وارون وا : در فصولی که باران پی در پی بود و کشاورزی در فصل درو و خرمن با مشکل مواجه می شد، کودکان روستا با گویش وارونوا دونه اما ره خرنه0 هرکس اما ره خِر نداه ونه خنه ره بوره، هدیه دریافت می کردند سپس در مکانی آتش روشن و چای و پذیرایی از هم می کردند و اسم 40 کچل را با دار آویزان می کردند تا به امید اینکه باران بند آید

کشش سیوماه : شب اول ماه سیاه ماه(سیو ماه) که به جهت نحوست و شدت مردن سنت قطعی شده  که شب اول ماه حتما باید جهت رفع بلا کشتار میکردند مشهور به (کشش)

لال شو تیرماه : شب سیزده تیرماه قدیم که (تیرماه سیزده) که شب خیرات و روشن کردن شمعهای روغنی دست ساز سنتی برای اموات رسم بوده و تدارک شبچره های سنتی همچون( پیست کنده) و حرکت کردن افرادی در سطح روستا تحت عنوان لال با خواندن سرودهائی توسط همراه لال وخیرات توسط مومنین و خواندن حافظ

شونیشت های فرهنگی :

اهالی در شب نشینی های دورهمی، علاوه بر دسرها و شیرینی های سنتی، به معنای واقعی شبهای فرهنگی در آواز، موسیقی محلی، ذکر خاطرات و خردمندان نیز ضرب المثل و کتابخوانی و تاریخ شفاهی بازگو می کردند

چک کش :

افرادی مهارت در چک کشی و چلی زنی بودند که با آب گرم، روغن محلی، نمک، با بستن پا آسیب دیده به پای خود بوسیله شره  آسیب های مفاصل دست و پا را درمان می کردند که در کودکیم اینکار را بسیار از پدر شادروانم امرالله شهمیر(یزدانی) دیده ام همچنین در پوست حیوانی و پشم و…. برای گرم نگه داشتن

عید نوروز شورمست :

با اهمیت و گسترش خاص خود اعم از ساختن

شیرینهای محلی عید  : ماما جیگ جینگ، خشک حلوا و تر حلوا

،کماج، آب دندان، نون رشتی، قماق، و…

_ انجام صله رحم عید :دیدار  قطعی با یکا یک فامیلان به صورت فردی و جمعی(دسته جمعی و انجام سنت تخم مرغ جنگی ) _ بستن تابهای بزرگ جهت استفاده بزرگ و کوچک

_ نومزه کیست : زدن جوانهای مجرد به چوبهای نازک در بالای تاب جهت معرفی خاطر خواه که بعضا اعلام هم مینمودند(تحت عنوان نومزه کیست) عموما در سیزده بدر هم مرسوم بود

_ بازیهای محلی مانند : حساب حسابه، اره کم بره کم، کدخدا بازی، گردو بازی  (که عموما توسط بزرگتر ها در روز   انجام میگرفت به جز کدخدا بازی که عموما شب انجام می‌شد)

عروسی در شورمست :

مهمترین و شیرینترین برنامه برنامه عروسی است که با عناوین مختلف همراه با جشن و سرور بوده  تقریبا به شرح زیر

_ آرد کتون : تهیه آرد برای تهیه شیرینیهای متنوع همراه با چکه و سماع در جائی به نام دنگسر (پا دنگ)

_قیچی زنون لباس عروس و داماد توسط خیاط دوره گرد همراه با جشن

_ لفظی گیرون از عروس :

چون در گذشته نظر عروس خیلی صائب نبود اگر بود علنی نبود برای خواندن عقد یک روز مشخص بود برای گرفتن بله علنی از عروس، جهت انجام عقد که با حضور چند خانم از طرف داماد در منزل عروس انجام میشد

خرج بار: مایحتاج عروسی ریز و درشت ازمنزل داماد برای منزل عروس  همراه با جشن و سرور

چمدون برون : رد و بدل لباس عروس و و داماد همراه با جشن و سرور

حنابندان :مراسم حنابندان مفصل به صورت جدی یعنی بستن حنا بر سر عروس و داماد هریک در منزل خود  نه به صورت سمبلیک جدید

آینه شمعدون :

مظهر پاکی بود با ظرافت خاص و جشنی مخصوص

داماد پیر :

یکی از جوانان متاهل و نزدیک به داماد که رسوم عروسی را به داماد یادآوری می  کرد

بازی‌های شب عروسی : برنامه مفصل و پر هیاهوی شب عروسی با جشن و بازیهای محلی مانند: دست هوشته،حساب حسابه، دس چو گلیک کا، لینگ کشتی،لنگه بازی، کتک کا، برده برده، قارداش کا، لال کا، بازی با تخم مرغ و قرار دادن زیر کلا، پلنگ لاش  وحمل مرده، کمربندکا، و….

عروس یار : برنامه عروس دنبال که در مناطق دور با اسب انجام میشد و در مسیر بنده خدائی جلو عروس آئینه ای را حمل میکرد

انار زنون : نزدیک به خانه داماد مراسم انار زنون (زدن انار به سر عروس)  توسط داماد

رونمایی در سری :  دم دروازه منزل داماد اعلان انعام پدر یا بزرگتر داماد به عروس(که عموما یک گاو بوده)

خوار بینه : انجام مراسم جشن جلو اتاق عروس و داماد صبح شب زفاف(با عنوان عروس داماد خوار بینه)

کلک سری :

قربانی پای عروس و داماد که گوشت آن به جوانان هدیه می شد

دسکله پزون : مراسم بردن عروس به دسکله (جهت آزمون پخت و پز همراه با جشن

کاتی گیرون عروس :فرستادن عروس به پشت بام سپس گرفتن کاتی و بخشیدن بخشی از مهریه عروس با رضایت عروس

سلام عروس : مراسم سلام عروس به پدر مادر خود

خلعت : هدایای عروس برای اطرافیان درجه یک داماد

ساعت هارشین :

مادران عروس و داماد از اهل قرآن سوال می پرسند چه روزی برای عروس خوشی و شادی هست

داماد حموم :

یشنهاد :  راه اندازی بازارچه صنایع دستی و موزه مردم شناسی و نمایشگاه دائمی صنایع دستی در محور جاده ای سوادکوه که پذیرای گردشگران زیادی است و در مسیر دریای خزر است برای ارتقائ گردشگری اجتناب ناپذیر است چون صنایع دستی و میراث فرهنگی و رسوم و سوغات و …از پیوستهای جدایی ناپذیر گردشگری هستند و زیرساختهای مناسب نیز مورد نظر است.   دهیار محترم، شورای محل، هیئت امنامحل و تصمیم گیرندگان،فرمانداران،نمایندگان محلس،استاندار، متولیان کردشگری، همچنین اهالی فرهنگ، هنر، تاریخ، صنایع دستی، باستان شناسی، شعر و ادب با توجه به قدمت تاریخی شورمست و دیگر روستاهای سوادکوه البرز کوه و دهستانهای حاشیه دریای خزر ، آداب و سنن غنی، صنایع دستی و هنر برجای مانده از نیاکان، مفاخر فرهنگی و علمی، جاذبه های دیدنی و… توجه نمایند به راه اندازی  موزه های مردم شناسی، هتل های مناسب، برنامه های مفرح بومی محلی، موسیقی فولکولیک، و برنامه شب فرهنگی فصلی را اجرا کنند و در روستاهایی نظیر ضعیف کلا شورمست و بعضی از روستاهای دیگر هر سه ماه یکبار در دامن طبیعت ضعیف کلا (ظریف کلا) یا یکی از نقاط شورمست و… بصورت نمایشگاهی از صنایع دستی و محصولات هنری، با آواز خوش و ساز سنتی با روایتی از تاریخ و فرهنگ شورمست و دیگر روستاها با دسرهاو شیرینی های دست سازمحلی، جهت زنده نگه داشتن و ترویج هویت فرهنگی رونمایی کنند، ثبت حمام تاریخی شورمست و رسوم شورمست در سازمانهای ذی ربط ایران و یونسکو را در رئوس کار قرار دهند.

داماد در صبح روز عروسی به اتفاق هیئتی از جوانان با سازوآواز به سمت حمام قدیمی شورمست یا شورمست رودبار می رفت تا با طهارت جسم و روح لباس دامادی بپوشد

اصلاح سلمونی :

در حیاط، داماد سلمانی می شود و جشن و هدیه به آرایشگر

نون کچیله پزون:

خانمهای فامیل قبل از عروسی خمیر شیرین را گرفته و بر تنور جهت نان کچیله و پنجه کش می روند

رونما :

زمانیکه داماد خلعت صورت عروس را کنار می دهد برای نگاه عاشقانه هدیه ای به عروس می دهد

جشن 7 شبانه روز :

از یک هفته قبل افراد و فامیل نزدیکتر شادی و پایکوبی را شروع می کردند تا آخرین روز که همگان در محل دعوت می شدند

مجمع :

در روز عروسی عموما دختران و پسران جوان، مجمعی متشکل از مایحتاج عروس و داماد نظیر کله قند، چای، روغن، حبوبات و… را در سینی با تزئینی خاص قرار داده و بصورت کاروان حرکت کرده سپس دور داماد حلقه می زنند

هدیه کنون :

مدعوین جهت کمک به تامین آینده کادو یا هدایایی نقدی می دهند

لگن زدن و دِچکه سما :

زنی تر دست و هنرمند با ریتمی شاد بر لگن می کوبد و نفراتی دو نفره با حرکاتی موزون و قرینه هم با کف زدن و انعطاف سما موسوم به دچکه سما

سرنا نقاره دسرکوتن :

مخصوص لحظات شاد عروسی

نی و للوا :

از آواهای جدا نشدنی عروسی

لوش : دروازه ای چوبی کوچک از لاشه های درخت و چرخش بر روی یک پاشنه

کلِک : دو طرف با چوب طبقه بندی و چوبهای صاف در دو طرف قرار می گرفت بعنوان دروازه

اسیو بون : آسیاب بان قدیم که با طی کاری گندم را آرد می کرد که قراردادی با صاحب محصول داشت و برای هرکیسه یک پیمانه مسی آرد اجرت می گرفت و با ترکه هایی برروی کیسه می زد تا کیسه هواگیری و جابجا شود و آرد پروپیمان در کیسه قرار گیرد

میر اشکار : شکارچی مراقب بر زراعت

میراب :

نگهبان و شخصی که بر نهر اصلی سرچشمه یا سربند از اولین ملک شالیزار یا زمین تا قسمت مورد قرارداد با کشاورزان، ترمیم و نگهداری نهر و میزان دبی آب را کنترل می کرد

کلی ونگ  : صدایی برآمده از اعماق درون دامداران و کوره چیان و کشاورزان  که دارای فرود تا فراز بوده برای نشان دادن حضور خویش در جنگل

شل : شاخه های نازک  دارای انعطاف درختانی چون انجیلی که بعد از تاباندن بعنوان طناب برای حمل چوب یا چرده استفاده می شد

چرده : شاخه های پر برگ درخت که با شِل بسته می شد و د ونده چرده، برگ های شاخه ها به دو طرف برای خوراک دام

ونده : توری بافته شده از طناب پشمی یا پنبه ای برای حمل کاه و…

پنجی : ورمکاران یا شرکا برای اینکه نوبت را اشتباه نشوند روی چوبی با تبر کن می زدند تا شمارش اعداد را به یاد داشته باشند

امام زادگان : سید کمال الدین، سیده سکینه، امام زاده حمزه شورمست رودبار که سقفی سفالی داشت و در تجدید بنا به شکل امروزی در آمد

مدرسه :

بعد از مکتب خانه و بعد از مدرسه قدیمی ده شورمست و مدرسه لارده ای شورمست،حدود 50 سال پیش مدرسه آجری بنا نهاده شد و شادروان حاج علی علائ الدینی مشهور به حاج مدیر از پیشگامان فرهنگی مدرسه بودند

درختان : راش(مرس) ، بلوط (موزی ) ممرز، افرا، اوجا، شیردار، عصف یا کچف، ازدار، انجلی،اوجا، توسکا، و…

اسکلیم : بوته های دارای خار در مناطق کم درخت

انواع قارچ املاک شورمست:

مخمل سفید، افراگوشک، طلا

تشنی، اویه گوشک،

میوه جات جنگلی :

تلکا، تله سه، ولیک، ازگل، خرمالو، هلی،

کشاورزی : بالادست دیم و پایین دست عموما شالیزار

میوه جات : انواع سیاه ریشه سازگار با محیط مانند گیلاس، آلبالو، گلابی، سیب، هلو، آلوچه و….

محصولات بوته ای جنگلی : بنه سه نوعی سیب زمینی، سرماخ نوعی توت فرنگی، تمشک و…

سبزیجات محلی :  انارریژه، اویه، استا، الرزی، گل گاوزبان، و….

درخت تنومند کهنسال : درخت کهنسال ضعیف کلا و درخت کهنسال مرگت نیاز به ثبت در میراث فرهنگی دارند

کودک در بغل  عروس :

لحظاتی کوتاه نشاندن کودک خردسال بر بغل عروس که جنسیت کودک نشان دهنده علاقه عروس به پسردار شدن یا دختر دار شدن بود

بخت گشایی در حنا بندان :

بعد از حنابندان، عروس و داماد حنا را در کف دست دور می دادند، دختران و پسران دم بخت به نشانه بخت گشایی، دریافت می کردند

چله شو در ضعیف کلا، دِه، حاج کلا، آش کش، ،(شورمست ) شورمست رودبار :

قدیمی های شورمست نظیر دیگر طوایف مانند ایل خنار، سرخ آبادی ها، روستاهای تنگ دوآب و… زمستان را به دو 40 روز تقسیم می کردند و  گت چله و خورد چله می نامیدند که اولین روز گت چله (شب یلدا) بر اساس باوری پیروزی روشنی بر سیاهی را، با دورهم نشینی و شیرینی های کماج، مامان جینگ جینگ، دشو خروندی، پشت زیک، آب دندون گاها با نوای للوا طی می کردند