تیرنگ:
در حالی که رسانههای دیجیتال هر روز سهم بیشتری از وقت مردم را به خود اختصاص میدهند، کتاب به حاشیه رفته است. بر اساس آمارها، سرانهی مطالعه کتاب غیردرسی در ایران کمتر از ۱۵ دقیقه در روز است؛ رقمی که کارشناسان آن را «زنگ خطر فرهنگی» میدانند. این گزارش به بررسی دلایل افت کتابخوانی در کشور، پیامدهای آن و ارائهی راهکارهایی برای بازگشت کتاب به سبد فرهنگی خانوادهها میپردازد.
✓کتاب در سایهی زندگی مدرن
با گسترش شبکههای اجتماعی و سرگرمیهای دیجیتال، شیوهی مصرف محتوا تغییر کرده است. مردم بیش از هر زمان دیگری در معرض اطلاعاتاند، اما این فراوانی الزاماً به «مطالعه» منجر نمیشود.
به گفتهی یکی از پژوهشگران حوزه فرهنگ، «خواندن پستهای کوتاه و ویدئوهای چندثانیهای ذهن را به پاداش سریع عادت میدهد و تمرکز برای خواندن متون بلند را دشوار میکند.»
در سالهای اخیر تیراژ کتابها در کشور پایین بوده است؛ در حالیکه در دههی ۱۳۷۰ این رقم به طور معمول ۳ تا ۵ هزار نسخه بود. بسیاری از کتابفروشیهای قدیمی تعطیل شدهاند و ناشران کوچک توان ادامه فعالیت ندارند.
تحلیل وضعیت کنونی نشان میدهد چند عامل در کاهش سرانه مطالعه نقش کلیدی دارند:
✓ مشکلات اقتصادی
افزایش قیمت کاغذ و هزینههای چاپ، قیمت کتاب را برای خانوارهای متوسط بالا برده است. در چنین شرایطی، خرید کتاب برای بسیاری از خانوادهها در اولویت نیست.
✓ نظام آموزشی کتابگریز
دانشآموزان از سالهای ابتدایی با «درس» و «اجبار» به خواندن روبهرو هستند، نه با لذت کشف و تخیل. آموزش رسمی کمتر فرصت میدهد تا کودکان با دنیای داستان و کتابهای غیر درسی آشنا شوند. نتیجه آن است که در بزرگسالی، کتاب به کالایی بیگانه تبدیل میشود.
✓ تحولات فناورانه
گرچه کتاب الکترونیکی و صوتی رشد کردهاند، اما بیشتر کاربران ایرانی هنوز عادت به مطالعهی دیجیتال ندارند. نبود زیرساختهای مناسب (مانند کتابخانههای آنلاین یا حق اشتراک مقرونبهصرفه) سبب شده فناوری بهجای کمک، رقیب کتاب شود.
ـ کمرنگ شدن فرهنگ گفتوگوی فرهنگی
در جامعهای که کتابخوانی کمرنگ است، گفتوگوهای اجتماعی نیز سطحی میشود. کتاب بستری برای اندیشه و گفتوگوست؛ نبود آن، بهتدریج بر کیفیت تعاملات اجتماعی و حتی بر میزان مشارکت مدنی تأثیر میگذارد.
✓ پیامدهای اجتماعی و فرهنگی
بیمیلی به مطالعه فقط مسئلهای فردی نیست، بلکه بهگفتهی کارشناسان فرهنگی، آثارش در همهی سطوح جامعه دیده میشود:
ـ کاهش سرمایهی فرهنگی و قدرت تحلیل اجتماعی؛
ـ افت کیفیت نوشتار و گفتار عمومی؛
ـ بیاعتمادی به منابع علمی و رشد اخبار نادرست؛
ـ تضعیف پیوند بین نسلی؛
و در نهایت، کاهش توان خلاقیت در نیروی انسانی.
« مومنی»، جامعهشناس در گفتوگو با خبرنگار ما میگوید: «جامعهی کتابخوان، جامعهای است که قدرت گفتوگو، نقد و تصمیمگیری جمعی بالاتری دارد. وقتی مطالعه افت میکند، سطح تعقل عمومی پایین میآید و فرهنگ عمومی به سمت مصرفی شدن پیش میرود.»
✓راهکارهای پیشنهادی برای ایران
ـ آغاز از خانواده
ـ تعیین «ساعت مطالعه خانوادگی» در هفته بدون تلویزیون و گوشی.
ـ هدیه دادن کتاب در مناسبتها بهجای کالاهای مصرفی.
ـ الگوسازی والدین برای کودکان با مطالعهی روزانه حتی کوتاه.
✓نقش دولت و نهادهای فرهنگی
ـ تخصیص یارانه هدفمند خرید کتاب برای دانشآموزان و معلمان.
ـ کاهش مالیات ناشران و کتابفروشان کوچک.
ـ ایجاد شبکهی کتابخانههای عمومی پویا با خدمات دیجیتال و عضویت رایگان.
ـ پشتیبانی از کتابهای صوتی و پلتفرمهای قانونی با تعرفهی اشتراک ارزان.
✓ آموزش و رسانه
ـ تولید برنامههای رسانهای جذاب دربارهی کتاب و نویسندگان ایرانی.
ـ همکاری رسانههای عمومی و اینفلوئنسرها برای معرفی کتاب به زبان نسل جدید.
✓جامعه مدنی و بخش خصوصی
ـ برگزاری جشنوارههای مردمی کتابخوانی در محلات.
ـ ایجاد باشگاههای مطالعه در شرکتها و دانشگاهها.
ـ تشویق کارفرمایان به اهدای کتاب به کارکنان بهعنوان پاداش فرهنگی.
✓سخن پایانی
کتاب، تنها ابزار انتقال دانش نیست؛ نشانهای از بلوغ فرهنگی جامعه است. برای بازگرداندن کتاب به زندگی ایرانیان، باید همزمان از سیاستهای حمایتی، آموزش فرهنگی و ابزارهای نوین فناوری استفاده کرد.
اگر خواندن دوباره به عادتی روزانه تبدیل شود، جامعه نهتنها باسوادتر، بلکه آرامتر، اندیشمندتر و خلاقتر خواهد بود. شاید وقت آن رسیده باشد که همانطور که برای سلامت جسمی «ورزش روزانه» توصیه میشود، برای سلامت ذهنی نیز «مطالعهی روزانه» را جدی بگیریم.



















































































