چگونه با گفتگو یادگیری و رشد ایجاد کنیم؟
 چگونه با گفتگو یادگیری و رشد ایجاد کنیم؟
در کلاس‌های درس، بیشتر از هر چیز دیگر، «صدا» جریان دارد؛ صدای معلم، صدای درس، صدای پاسخ‌ها، و گاهی هم صدای سکوت دانش‌آموزانی که شنیده نمی‌شوند.

 

تیرنگ، وحیده برزه، معلم دانش آموخته‌ی زبان و ادبیات فارسی و مدرس دانشگاه فرهنگیان:

در کلاس‌های درس، بیشتر از هر چیز دیگر، «صدا» جریان دارد؛ صدای معلم، صدای درس، صدای پاسخ‌ها، و گاهی هم صدای سکوت دانش‌آموزانی که شنیده نمی‌شوند. ما، معلمان، سال‌ها آموخته‌ایم که چگونه آموزش دهیم، چگونه نظم ایجاد کنیم، چگونه ارزیابی کنیم. اما کمتر آموخته‌ایم که چگونه “گفتگو کنیم”؛ گفتگویی که نه فقط برای انتقال اطلاعات، بلکه برای درک کردن، شنیدن و ساختن رابطه انسانی با دانش‌آموزان باشد.

گفتگو، از منظر روان‌شناسی، تنها تبادل کلمات نیست؛ بلکه فرایندی پیچیده از فهم، معنا‌سازی، شکل‌گیری هویت و برقراری ارتباط انسانی است. در جریان گفتگو، ذهن‌ها به هم متصل می‌شوند و فرصت برای تجربه مشترک معنا فراهم می‌گردد. پژوهش‌های روان‌شناختی نشان داده‌اند که گفتگو نقش مهمی در رشد شناختی، ساخت‌گرایی یادگیری و شکل‌گیری خودپنداره دارد.

در مدرسه، گفتگو می‌تواند مرز بین ترس و شهامت، بین خجالت و ابراز وجود، بین انفعال و مشارکت را از میان بردارد. گفتگوی اثربخش در کلاس، می‌تواند به دانش‌آموز کمک کند تا احساس شنیده‌شدن و ارزشمندی را تجربه کند. این احساس، نه‌تنها انگیزه یادگیری را افزایش می‌دهد، بلکه بنیان سلامت روان و رشد شخصیت او را نیز تقویت می‌کند.

در محیط آموزشی، گفتگو به شکل‌های مختلفی نمود پیدا می‌کند: از پرسش‌های ساده معلم تا بحث‌های گروهی، از گفتگوی غیررسمی بین دانش‌آموزان تا مکالمات کوتاه در راهرو یا زنگ تفریح. اما آنچه اهمیت دارد، کیفیت روان‌شناختی گفتگو است؛ اینکه آیا گفتگو منجر به رشد، یادگیری و امنیت روانی می‌شود یا صرفاً تبادل سطحی واژگان است.

طبق دیدگاه‌های روان‌شناسی رشد، رشد زبان نه‌تنها محصول زیستی است بلکه به شدت تحت تأثیر تعاملات اجتماعی قرار دارد. کودکانی که در محیط‌های غنی از ارتباط و گفتگو رشد می‌کنند، نه تنها از نظر زبانی، بلکه از نظر هیجانی و اجتماعی نیز پیشرفت چشمگیری دارند.

پیاژه با تمرکز بر مراحل رشد شناختی، به اهمیت «برخورد ذهن‌ها» اشاره می‌کرد. او معتقد بود که رشد شناختی زمانی رخ می‌دهد که کودک با دیدگاه‌های متنوع و متضاد مواجه شود و در نتیجه، دست به بازسازی شناختی بزند. گفتگو، دقیقاً این فضا را فراهم می‌کند. زمانی که دانش‌آموزان با دیدگاه‌های دیگران روبرو می‌شوند، می‌آموزند که فکر کنند، تردید کنند، و ساختار ذهنی خود را اصلاح کنند.

یادگیری، برخلاف تصور رایج، تنها فرایندی منفعل برای دریافت اطلاعات نیست؛ بلکه فرایندی پویا، فعال و مبتنی بر ساخت معناست. در این فرایند، گفتگو نقش کلیدی ایفا می‌کند. گفتگو بستری است که در آن تفکر شکل می‌گیرد، معنا خلق می‌شود و دانش تثبیت می‌شود.

برای مثال، در یک کلاس علوم، وقتی معلم از دانش‌آموزان می‌پرسد «به نظر شما چرا آب بخار می‌شود؟»، گفتگوی دانش‌آموزان درباره علت‌ها، مثال‌ها و تجربیات‌شان، باعث می‌شود که آن‌ها فراتر از حفظ یک پاسخ، مفهومی را بسازند، تغییر دهند و درونی کنند.

نقش معلم در شکل‌گیری گفتگو بسیار مهم است. معلم می‌تواند با نوع پرسش‌هایی که می‌پرسد، با طرز شنیدن، با زبان بدن و حتی با سکوت‌های مؤثر، فضای گفتگو را تسهیل کند یا مانع آن شود.

اما برای این‌که گفتگوی معلم مؤثر باشد، باید دو سویه و پاسخ‌گو باشد. معلمانی که تنها پرسش‌های بسته می‌پرسند (مثلاً بله یا خیر)، عملاً فضای گفتگو را محدود می‌کنند. درحالی‌که پرسش‌های باز، مبتنی بر «چرا»، «چگونه» و «اگر»، ذهن دانش‌آموز را به حرکت واداشته و او را وارد فضای مشارکت فعال می‌کند.

یکی از مهم‌ترین اهداف آموزش در قرن حاضر، پرورش تفکر انتقادی و یادگیری عمیق در دانش‌آموزان است. گفتگوی اثربخش، ابزاری است که این دو هدف را به یکدیگر پیوند می‌زند.

برای مثال، در یک گفتگوی کلاس ادبیات درباره یک داستان، معلم می‌تواند با پرسیدن سؤال‌هایی مانند «به نظر شما چرا شخصیت اصلی چنین تصمیمی گرفت؟» یا «آیا اگر شما جای او بودید، همین کار را می‌کردید؟»، ذهن دانش‌آموزان را به سمت تحلیل، مقایسه، و داوری سوق دهد. چنین پرسش‌هایی، آغازگر تفکر انتقادی‌اند.

گفتگو یکی از مهم‌ترین ابزارهایی است که در شکل‌گیری خودپنداره هم نقش دارد. کودک و نوجوان، در گفت‌و‌گو با دیگران – به‌ویژه بزرگسالان مهمی چون معلم – بازخوردهایی دریافت می‌کند که مستقیماً در ساخت تصورش از خود مؤثرند.

هنگامی که معلم به صحبت‌های دانش‌آموز گوش می‌دهد، نظراتش را جدی می‌گیرد، به او اجازه ابراز نظر می‌دهد و با احترام به دیدگاهش پاسخ می‌دهد، در واقع پیام‌های زیر را منتقل می‌کند: تو مهمی، تو شنیده می‌شوی، تو توانایی فکر کردن و بیان داری. بنابراین، گفتگو نه تنها آینه‌ای است که دانش‌آموز در آن خود را می‌بیند، بلکه ابزاری است که به کمک آن، خود را خلق می‌کند. یکی از نیازهای روانی بنیادین انسان، به‌ویژه در دوران نوجوانی، نیاز به ابراز وجود و تجربه‌ی دیده شدن است. گفتگو، مهم‌ترین بستر برای برآورده شدن این نیاز است.

وقتی دانش‌آموز فرصتی می‌یابد که احساسات، افکار و نظرات خود را بیان کند، تجربه‌ای عمیق از «حضور» و «تأثیرگذاری» به‌دست می‌آورد. او احساس می‌کند که وجودش معنا دارد و در جهان اطراف، به‌ویژه در محیط مدرسه، جایگاهی دارد.

اولیا و متولیان آموزشی بدانند که گفتگو، تنها ابزار یادگیری یا ارتباط نیست، بلکه بنیان شکل‌گیری شخصیت روانی دانش‌آموز است. گفتگو، مسیر ابراز خود، تجربه ارزشمندی، کاهش اضطراب و تقویت عزت‌نفس است. هر جمله، سکوت، لبخند و پرسشی که در دل گفتگو می‌نشیند، اثری روانی و ماندگار در ذهن کودک یا نوجوان بر جای می‌گذارد.