پژوهش: هنر تراشیدنِ نور از دلِ سنگ
پژوهش: هنر تراشیدنِ نور از دلِ سنگ
امروز، روز پژوهش است؛ روزی برای پاسداشت کنجکاوی‌های سرسخت، شب‌بیداری‌های صبورانه و قدم‌هایی که آهسته اما پیوسته، مرزهای ندانستن را جابجا می‌کنند

تیرنگ، حجت الاسلام و المسلمین حاج محمد حسین گلکار استاد و محقق حوزه و دانشگاه و معاونت پژوهش مرکز تخصصی حوزوی تمدن اسلامی

امروز، روز پژوهش است؛ روزی برای پاسداشت کنجکاوی‌های سرسخت، شب‌بیداری‌های صبورانه و قدم‌هایی که آهسته اما پیوسته، مرزهای ندانستن را جابجا می‌کنند. اما شاید بهترین راه برای بزرگداشت این روز، بازاندیشی در خودِ مفهوم «پژوهش» باشد؛ نه آن‌گونه که در قاب‌های رسمی و اداری تعریف می‌شود، بلکه آن‌طور که در جانِ یک پژوهشگر حقیقی جریان دارد.

پژوهش، در عمیق‌ترین لایهٔ خود، یک شورش است؛ شورشی مقدس علیه جهلِ سازمان‌یافته و پذیرشِ منفعلانهٔ «آنچه هست». پژوهشگر، پیش از آنکه یک دانشمند، یک مهندس یا یک فیلسوف باشد، یک «ناراضی» است. او از پاسخ‌های آماده، از قطعیت‌های کاذب و از دیوارهای بلند «همیشه همین‌طور بوده» بیزار است. او کسی است که جسارت می‌کند و در برابر تاریکیِ ابهام می‌ایستد و به‌جای نفرین کردن آن، به دنبال تراشیدن ذره‌ای نور از دلِ سنگ می‌گردد.

این «تراشیدن»، زیباترین و در عین حال سخت‌ترین بخش ماجراست. پژوهش، مسیری صاف و هموار از «پرسش» به «پاسخ» نیست؛ بلکه هزارتویی است از آزمون و خطا، از کوچه‌های بن‌بستی که بارها و بارها پیموده می‌شوند، و از شب‌های تردیدی که در آن، پژوهشگر تمام یافته‌هایش را زیر سؤال می‌برد. پژوهش واقعی، نه در پشت تریبون‌های همایش، که در همان لحظاتِ تنهایی و استیصال متولد می‌شود؛ آنجا که داده‌ها بی‌معنا به نظر می‌رسند، فرضیه‌ها فرو می‌ریزند و تنها سرمایهٔ باقی‌مانده، «ایمان به مسیر» است.

پژوهشگر، یک نقشه‌بردارِ سرزمین‌های ناشناخته است. او با ابزاری به نام «روش‌شناسی» به دلِ آشوب و ابهام می‌زند تا نظمی پنهان را کشف کند. کار او صرفاً جمع‌آوری اطلاعات نیست؛ اطلاعات امروز ارزان و فراوان است. هنرِ او، تبدیل «داده» به «دانش» و سپس تبدیل «دانش» به «بینش» است. او کسی است که از میان انبوه صداهای پراکنده، موسیقیِ یک قانون علمی را می‌شنود و از دلِ حوادث ظاهراً بی‌ربط، منطقِ یک تحول اجتماعی را بیرون می‌کشد.

در عصرِ سیلاب اطلاعات و اقیانوس شبهه‌ها، نقش پژوهشگر از همیشه حیاتی‌تر است. او دیگر فقط کاشفِ حقایق نو نیست؛ او «پاسبانِ اعتبار» است. در جهانی که هر ادعایی می‌تواند با ظاهری علمی منتشر شود، این پژوهشگر است که با ترازوی نقد، سره را از ناسره جدا می‌کند. او به ما می‌آموزد که چگونه شک کنیم، چگونه بپرسیم و چگونه به هر ادعایی، شناسنامه و سندِ معتبر بخواهیم. در واقع، یک جامعهٔ توسعه‌یافته، نه فقط به پژوهشگرانش، که به «تفکر پژوهش‌محورِ» شهروندانش متکی است؛ تفکری که به‌سادگی فریب نمی‌خورد و برای پذیرش هرچیز، دلیلی محکم می‌طلبد.

پس روز پژوهش، تنها روز تقدیر از مقاله‌ها و کتاب‌ها نیست. روز پاسداشت آن روحیهٔ پرسشگری است که انسان را از غارهای نخستین به تسخیر فضا رساند. روز بزرگداشت آن صبر و سماجتی است که در سکوت آزمایشگاه‌ها، کتابخانه‌ها و میدان‌های تحقیق، آینده را شکل می‌دهد.

این روز، بر تمام سنگ‌تراشانِ صبورِ عالمِ معرفت، آنان که با قلم و اندیشه، نور را از دلِ تاریکیِ جهل بیرون می‌کشند، خجسته باد.