وصله ناجوری به نام تبعیض!
وصله ناجوری به نام تبعیض!
در بسیاری از موارد در حق کارمندان قراردادی، شرکتی و پاره وقت با اینکه زحمات فراوانی را متحمل می شوند اجحاف صورت می گیرد و فراوان دیده می شود بعضی از کارمندان رسمی، مسئولیت شان را به کارمندان قراردادی واگذار می کنند و به اصطلاح از نا امنی شغلی آن ها سواستفاده می کنند.

تیرنگ نیوز: چهارم شهریور، یادآور خاطره شهیدان هفته دولت -رجایی و باهنر- است و به پاس یادآوری خدمات، ایثار و ارزش نهادن به تلاش‌ ها و زحمات گروه کثیری از جامعه به روز کارمند معروف گشت.

اگرچه این روز فرصت مغتنمی است تا از خدمات و فعالیت‌ های تمامی کارمندان صدیق و پرتلاش قدردانی شود، اما عملا اقدام خاصی صورت نمی گیرد و مثل سایر روزهای سال در حد نام و تشریفات و تبریکات خشک و خالی است.

درباره مصائب و گرفتاری های کارمندان زیاد گفته شد و به واقع بسیاری از آن ها شنیده نشد. اما همینکه روزی به این نام وجود دارد خوب است و جای شکرش باقی است.

در این فرصت می خواهیم درباره پدیده ای رایج در ادارات به نام «تبعیض» سخن برانیم. از تبعیض بین کارکنان قراردادی و شرکتی با کارمندان رسمی گرفته تا تبعیض بین دوستان و همفکران با دیگران.

به گونه ای که در بسیاری از موارد در حق کارمندان قراردادی، شرکتی و پاره وقت با اینکه زحمات فراوانی را متحمل می شوند اجحاف صورت می گیرد و فراوان دیده می شود بعضی از کارمندان رسمی، مسئولیت شان را به کارمندان قراردادی واگذار می کنند و به اصطلاح از نا امنی شغلی آن ها سواستفاده می کنند.

یا اینکه روسای بخش ها و مدیران با جانب داری سیاسی و غیر سیاسی و فرق گذاشتن بین کارمندان، وحدت رویه و انسجام محیط را متزلزل می کنند. در حالی که فرق گذاشتن بین کارمندان به جز برانگیختن حس نفرت نسبت به کارفرما و مدیری که این کار را انجام می دهد، عایدی دیگر ندارد.

توجه به دوستان و آشنایان و جذب افراد بی رزومه و کم صلاحیت یا ارتقای کارمندان معمولی یا بی صلاحیت به مقام های مدیریتی و سعی در استخدام اعضای خانواده و دوستان یکی دیگر از شیوه های رایج تبعیض در ادارات و شرکت ها است.

تجربه نشان داده کارکنان معمولا به کارمندانی که از مزایای طرفداری و فامیلی استفاده می کنند، نیز حس خوبی ندارند. وجود چنین فضایی در ادارات می تواند منجر به سرخوردگی کارمندان و در نهایت از دست دادن نیروهای با صلاحیت را در پی داشته باشد.

برخی مدیران سعی می کند با رساندن افراد مورد علاقه خود به پست های مدیریتی، اهداف خود را از طریق آن ها دنبال کنند. شاید این کارها در کوتاه مدت پاسخگو باشد اما در عمل وقتی کارمندان متوجه جو پارتی بازی و طرفداری در محیط کار شوند، حس ناعدالتی در آن ها به وجود خواهد آمد و این موضوع می تواند روحیه کاری و پیشرفت را از آن نهاد بگیرد.

اصل انکارناپذیر این است که پارتی بازی و ناعدالتی این باور را برای کارمندان به وجود می آورد که مهم نیست آن ها چقدر خوب کار کنند و همیشه از ما بهتران به آن ها ترجیح داده می شوند.

اختلاف حقوقی بین کارمندان رسمی و غیررسمی زیاد و حتی دو برابر استدر صورتی که در بسیاری از موارد دغدغه ها و مشغله های هر دو گروه و ارزش کاری شان یکی است.

خلاصه اینکه در برخی دستگاه ها که معمولا مدیران برون سازمانی نیز در آن جا جلوس کرده اند، نگاه ها بر حسب توانمندی نیست و هنوز بسیاری از دستگاه ها از کارمندان بازنشسته مشغول به کارند و از بکارگیری نیروهای جوان و تحصیل کرده خبری نیست.

امیدواریم به زودی و با درایت مسئولان ارشد استانی، مشکلات تبعیضی نهادهای مختلف، مرتفع شود یا حدالامکان کاهش یابد.