تیرنگ:
تالاب بینالمللی میانکاله، این گنجینه زیستمحیطی ثبتشده در کنوانسیون رامسر و بهشت پرندگان مهاجر، این روزها با بحرانی دست و پنجه نرم میکند که ریشه در تغییرات اقلیمی دارد. دادههای اخیر اداره حفاظت محیط زیست مازندران، زنگ خطر را برای آینده این اکوسیستم حساس به صدا درآورده است؛ هشداری که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک نگرانی فصلی دانست. معاون محیطزیست طبیعی این اداره، روحالله اسماعیلی، با تأکید بر این نگرانی، اعلام کرده است که “تأثیر پسروی پیدرپی آب دریای خزر بر آهنگ خشکی میانکاله موضوع مهمی است که نباید نادیده گرفته شود.” این اظهارنظر صریح، نشان میدهد که ارتباط مستقیم میان سلامت بزرگترین بدنه آبی شمال ایران و حیات این تالاب حیاتی، اکنون بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است.
خشکی میانکاله، که اکنون بخش قابل توجهی از آن، را از دست داده، پدیدهای چندعاملی است، اما عامل اصلی و غالب، نوسانات تراز آب دریای خزر تلقی میشود. این عقبنشینی آب دریا، که به گفته اسماعیلی سالانه بین 15 تا 20 سانتیمتر گزارش شده، منبع اصلی تأمین آب تالاب را دچار اختلال کرده است. این پدیده تنها ناشی از عوامل طبیعی نیست؛ دخالتهای انسانی در بالادست، شامل بهرهبرداری بیرویه از طریق چاههای غیرمجاز و مزارع پرورش ماهی، دسترسی تالاب به حقابه ضروری خود را مسدود ساخته است. در واقع، میانکاله در حال حاضر از دو جهت تحت فشار است: کاهش مداوم ورودی آب و انسداد ورودیهای آب. این شرایط، پوشش گیاهی غنی تالاب را که غذای اصلی پرندگان مهاجر و بومی است، نابود کرده و مقدمات تبدیل شدن این زیستگاه منحصر به فرد به کانون گردوغبار و بیابانزایی را فراهم میآورد. در نتیجه اقدام فوری و چندوجهی لازم است تا این میراث بینالمللی نجات یابد.
✓تاثیر پسروی آب خزر بر آهنگ خشکی میانکاله
معاون محیطزیست طبیعی اداره حفاظت محیط زیست مازندران گفت: تاثیر پسروی پیدرپی آب دریای خزر بر آهنگ خشکی میانکاله موضوع مهمی است که نباید نادیده گرفته شود. خشکی تالاب میانکاله بهعنوان نگرانی جدی محیطزیستی محسوب میشود؛ موضوعی که از قبل مورد تاکید قرار گرفت و اکنون آثار خشکی به عینه ملموس است. ارتباط مقوله پسروی آب دریای خزر بر آهنگ خشکی بهشت پرندگان نیز موضوع مهمی است که نباید نادیده گرفته شود.
روحالله اسماعیلی معاون محیطزیست طبیعی اداره حفاظت محیط زیست مازندران در همین خصوص اظهار کرد: موضوع خشکی تالاب میانکاله درحالی تداوم دارد که تقریبا ۲۰ هزار هکتار از پهنه تالاب میانکاله خشک شده است. وی افزود: پسروی پیدرپی آب دریای خزر، کمبود بارشها و وجود چاههای غیرمجاز و مزارع پرورش ماهی در بالادست تالاب و نرسیدن حقابه اثر مخربی بر تالاب میانکاله گذاشته است. معاون محیطزیست طبیعی اداره حفاظت محیط زیست مازندران با بیان اینکه دریای خزر منبع اصلی تغذیه آب این تالاب است، گفت: سطح تراز آب دریای خزر سالانه ۱۵ تا ۲۰ سانتیمتر کمتر میشود. وی بیان کرد: لایروبی ۷۶ کیلومتر از انهار منتهی به تالاب، هماهنگی برای رساندن آب از سرچشمه نکارود و پمپاژ آب از دریا مهمترین برنامههای حفاظت محیط زیست برای احیای تالاب محسوب میشود.
اسماعیلی اضافه کرد: تداوم خشکی تالاب سبب از بین رفتن محیطزیست طبیعی پرندگان و آبزیان، تخریب پوشش گیاهی و افزایش گردوغبار خواهد شد. وی گفت: این تغییرات نهتنها اکوسیستم را تهدید میکند، بلکه معیشت جوامع محلی را نیز تحت فشار قرار داده است. معاون محیطزیست طبیعی اداره حفاظت محیط زیست مازندران با اشاره به ثبت تالاب میانکاله در کنوانسیون رامسر، گفت: این تالاب میراث طبیعی بینالمللی است و هر اقدام شتابزده میتواند پیامدهای جبرانناپذیری برای کل اکوسیستم خزر داشته باشد.
✓سخن پایانی
همانطور که معاون محیطزیست طبیعی مازندران تأکید کرد، وضعیت کنونی تالاب میانکاله، با از دست رفتن 20 هزار هکتار از مساحت آن، هشداری جدی مبنی بر فروپاشی یک اکوسیستم مهم است. با توجه به اینکه دریای مازندران منبع اصلی تغذیه این تالاب محسوب میشود و تراز آن سالانه در حال کاهش است، برنامههای حفاظتی دیگر نباید صرفاً محلی باشند، بلکه باید با نگاهی منطقهای و درازمدت تدوین شوند. اقدامات اولیه تعریفشده توسط محیط زیست، شامل لایروبی 76 کیلومتر از انهار منتهی به تالاب، تلاش برای هدایت آب از سرچشمه نکارود و حتی پمپاژ آب از دریا، گامهایی ضروری هستند، اما کافی نیستند.
نتیجه نهایی این چالش، تنها نابودی پرندگان و آبزیان نیست؛ این بحران مستقیماً بر معیشت جوامع محلی که وابسته به منابع آبی و اکوتوریسم تالاب هستند، سایه افکنده و پتانسیلهای اقتصادی مبتنی بر طبیعت را نابود میسازد. برای ممانعت از تبدیل میانکاله به کانون گردوغبار، باید یک استراتژی جامع پایداری اتخاذ شود. این استراتژی باید شامل بستن قاطع چاههای غیرمجاز و نظارت مستمر بر مزارع پرورش ماهی در حوضه آبریز باشد تا حقابه تالاب به طور کامل تضمین شود. همچنین، با توجه به ثبت جهانی میانکاله، همکاری با سایر کشورهای حاشیه خزر برای مدیریت مشترک منابع آبی و درک بهتر روند پسروی آب دریا، اهمیت حیاتی پیدا میکند.
در نهایت، احیای میانکاله مستلزم تلفیق دانش فنی، اجرای قاطعانه قوانین زیستمحیطی و ایجاد سازوکارهای بیمهای مؤثر برای کشاورزان منطقه است تا در صورت تغییر الگوهای سنتی، معیشت آنان تأمین شود. اگر اقدامات فعلی (مانند لایروبی و پمپاژ) با کنترل جدی منابع ورودی آب شیرین و دیپلماسی منطقهای برای مدیریت خزر همراه نشود، این میراث بینالمللی در معرض خطر نابودی قرار خواهد گرفت و پیامدهای جبرانناپذیر آن، کل اکوسیستم ساحلی خزر را تهدید خواهد کرد



















































































