*تیرنگ، حجت الاسلام و المسلمین حاج محمد حسین گلکار استاد و محقق حوزه و دانشگاه و معاونت پژوهش مرکز تخصصی حوزوی تمدن اسلامی*
نهم دی فقط یک «روز تاریخی» در تقویم نیست؛ نهم دی یک تجربه زنده است، تجربهای که هر سال از ما میپرسد: در لحظههای تاریک، چشم دلت چقدر میبیند؟ بصیرت، محصول شعار نیست؛ نتیجه سلوک آگاهانه انسان در میانه گردوغبار فتنههاست. روز بصیرت یادآور این حقیقت است که همیشه دشمن از درِ دشمنی وارد نمیشود؛ گاهی با لبخند میآید، با واژههای آشنا، با دغدغههایی که شبیه دغدغههای خود ماست.
فتنه، وقتی خطرناک میشود که مرز حق و باطل باریک و لغزنده گردد. در چنین میدانهایی، انسانِ بیتحلیل، خیلی زود به ابزار تبدیل میشود؛ ابزار رسانه، ابزار هیجان جمعی، یا ابزار خشمهای مدیریتنشده. نهم دی، روزی است که ملت نشان داد اگر تحلیل باشد، اگر قطبنما درست تنظیم شود، حتی پیچیدهترین صحنهها هم قابل عبور است.
بصیرت یعنی توان تشخیص اولویتها در شرایط غبارآلود. یعنی بدانیم هر حقیقتی را در چه زمانی و کجا باید فریاد زد. امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند: «لیس العاقل من عرف الخیر من الشر، ولکن العاقل من عرف خیر الشرین»؛ عاقل فقط کسی نیست که حق و باطل را بشناسد، بلکه کسی است که در دو راهِ دشوار، بهترین را انتخاب کند. نهم دی، تمرین همین عقلانیت بود؛ عقلانیتی که اجازه نداد احساسات، فرمانِ تصمیمها را به دست بگیرند.
اما بصیرت، یک سرمایه تاریخی نیست که یکبار خرج شود و تمام گردد. بصیرت، مهارت زندگی است. همانطور که ولایت فقط مفهومی سیاسی نیست؛ ولایت، «نظام اعتماد» است. انسانِ بیولی، مثل کسی است که در دریای متلاطم، قطبنما نداشته باشد؛ هر موجی میتواند مسیرش را عوض کند. ولایت، اتصال آگاهانه به محور حق است؛ محوری که نه احساسات زودگذر را اصل میکند و نه مصلحتسنجیهای لحظهای را.
در زندگی روزمره ما هم فتنه کم نیست؛ فقط شکلش عوض شده است. در خانواده، در محل کار، در فضای مجازی، در تصمیمهای اخلاقی. چند بار پیش آمده که خبری را بدون بررسی منتشر کردهایم؟ چند بار قضاوت کردهایم بیآنکه تصویر کامل را ببینیم؟ بصیرت یعنی قبل از هر واکنشی بپرسیم: این تحلیل از کدام منبع آمده؟ چه کسی از باور من سود میبرد؟
نهم دی به ما یاد داد که «اکثریت هیجانی» لزوماً «اکثریت حقمدار» نیست. گاهی سکوتِ عاقلانه، از فریادِ ناآگاه ارزشمندتر است. در مکتب اهلبیت علیهمالسلام، ایمان همیشه با بصیرت همراه است؛ ایمانِ بیبصیرت، زود مصادره میشود و ایمانِ بیولایت، زود تنها میماند.
میثاق امت با ولایت، یک قرارداد سیاسی نیست که تاریخ انقضا داشته باشد؛ میثاقی اخلاقی و معرفتی است. یعنی در لحظههایی که تحلیلها متضاد میشوند، اعتماد ما به رهبریِ حکیم، اعتماد کورکورانه نیست، بلکه اعتمادِ عقلانیِ حاصل از تجربه، تقوا و شناخت سابقه است. جامعهای که ولایت را صرفاً نماد میبیند، در بزنگاهها فرو میریزد؛ اما جامعهای که ولایت را «پناه تحلیل» میداند، پابرجا میماند.
کاربردیترین درس نهم دی برای زندگی امروز ما این است: قبل از موضعگیری، مکث کن. مکث یعنی فرصت دادن به عقل برای ورود به میدان. مکث یعنی شنیدن صداهای مختلف، اما تبعیت نکردن از هر صدایی. مکث یعنی بهجای پیروی از موج، جهت موج را بفهمیم. این مهارت، همان بصیرتی است که جامعه را از تکرار خطا نجات میدهد.
در خانواده، بصیرت یعنی اختلاف را به بحران تبدیل نکنیم. در تربیت فرزند، یعنی احساسات لحظهای را اصل ندانیم. در دینداری، یعنی هر صدایی که نام دین دارد، الزاماً صدای دین ندانیم. در سیاست، یعنی نقد عاقلانه را با تخریب یکی ندانیم و دفاع هوشمندانه را با تعصب کور اشتباه نگیریم.
نهم دی، روز پیروزی منطق بر هیجان بود؛ روزی که مردم نشان دادند هنوز میتوان در عصر جنگ روایتها، روایتِ درست را انتخاب کرد. این روز یادآور یک هشدار دائمی است: اگر تحلیل نداشته باشی، دیگران برایت تحلیل میسازند؛ و اگر ولایت را نشناسی، ناچار به بتسازی از چهرهها میشوی.
بصیرت، یعنی دیدن «پشت صحنهها»؛ و ولایت، یعنی داشتن تکیهگاه در این دیدن. جامعهای که این دو را کنار هم نگه دارد، در طوفانها نمیشکند. نهم دی، فقط خاطره نیست؛ نقشه راه است. نقشهای برای زندگی فردی و جمعی ما، تا یادمان بماند که راه حق همیشه روشن است، اما چشمِ دیدن میخواهد.
سلام بر نهم دی، روز ایستادن عقل در کنار ایمان.
سلام بر بصیرتی که زندگی را نجات میدهد.
و سلام بر ولایتی که هنوز قطبنمای مطمئن این راه است.




















































































