تیرنگ، روزبه مفیدیان، نخبه، پژوهشگر و مدرس دانشگاه:
نخبگان علمی سرمایههای بیبدیل هر جامعهاند و در نظامهای دانشگاهی و پژوهشی، محور اصلی رشد و تحول به شمار میروند. در جهانی که شتاب تغییرات علمی و فناورانه هر روز فزونی مییابد، دانشگاهها بدون اتکا به نخبگان نمیتوانند نقشی مؤثر در توسعه علمی و اجتماعی ایفا کنند. نخبگان نه تنها مولدان دانش جدید و راهبران جریانهای فکری هستند بلکه با اندیشههای خلاق و تحلیلهای دقیق خود مسیر حرکت دانشگاه را به سوی تعالی ترسیم میکنند. دانشگاهها زمانی میتوانند در مسیر توسعه پایدار گام بردارند که بستری برای شکوفایی استعدادهای برجسته فراهم کنند و از توان علمی و فکری آنان برای تحقق اهداف کلان آموزشی و پژوهشی بهره بگیرند.
نخبه در معنای دقیق خود فردی است که علاوه بر برخورداری از استعداد و توانمندی بالا، مسئولیت اجتماعی و علمی خود را درک میکند و دانش و مهارت خود را در خدمت رشد جامعه قرار میدهد. این قشر میتواند نقش راهبردی در تصمیمسازیهای علمی، طراحی سیاستهای آموزشی و ارتقای کیفیت دانشگاهها ایفا کند. در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، سیاستگذاریهای دانشگاهی بر محور جذب و نگهداشت نخبگان بنا شده است. این کشورها با ایجاد فضای رقابتی سالم، حمایت مادی و معنوی، و فراهم آوردن زیرساختهای تحقیقاتی، تلاش میکنند استعدادهای برتر را به عنوان موتور محرکه نظام علمی خود حفظ کنند. در مقابل، جوامعی که از نخبگان غفلت میکنند، دچار فرار مغزها، افت کیفیت علمی و رکود در نوآوری میشوند.
در ایران نیز نخبگان دانشگاهی در دهههای اخیر سهم مهمی در رشد شاخصهای علمی داشتهاند. بسیاری از دستاوردهای پژوهشی، فناوریهای نو و پیشرفتهای علمی کشور مرهون تلاش محققان برجسته و دانشمندان متعهدی است که در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی فعالیت دارند. با این حال، هنوز ظرفیتهای فراوانی برای بهرهگیری بهتر از توان نخبگان وجود دارد. یکی از چالشهای اساسی، نبود سیاستهای جامع و پایدار در زمینه شناسایی، حمایت و استفاده هدفمند از نخبگان است. نظام دانشگاهی زمانی میتواند مسیر توسعه علمی را با قدرت طی کند که برای نخبگان جایگاهی واقعی و اثرگذار در تصمیمگیریها قائل شود و آنان را به عنوان شرکای فکری در طراحی برنامههای راهبردی به رسمیت بشناسد.
نخبگان نه تنها در عرصه پژوهش، بلکه در بهبود کیفیت آموزش نیز نقشی تعیینکننده دارند. حضور اساتید و محققان برجسته در کلاسهای درس میتواند الهامبخش نسل جوان باشد و دانشجویان را به مسیر تفکر انتقادی، خلاقیت و پژوهش سوق دهد. دانشگاههای موفق جهان با پیوند دادن فعالیتهای آموزشی و پژوهشی، فرصت میدهند تا نخبگان علمی اندیشههای خود را به نسل آینده منتقل کنند و از دل این فرایند، نسل جدیدی از متفکران پرورش یابد. این چرخه زمانی کامل میشود که ساختارهای دانشگاهی انعطافپذیر، شفاف و مبتنی بر شایستهسالاری باشند تا نخبگان بتوانند بدون موانع اداری و ساختاری، توان علمی خود را در خدمت ارتقای دانشگاه قرار دهند.
نقش نخبگان در سیاستگذاری علمی کشور نیز بسیار حیاتی است. تصمیمهای کلان آموزشی و پژوهشی، زمانی مؤثر و آیندهنگر خواهند بود که از دادهها، تحلیلها و تجربههای علمی نخبگان بهره ببرند. مشارکت فعال نخبگان در شوراها، کمیتههای علمی و برنامههای ملی پژوهش میتواند به ارتقای کیفیت سیاستگذاری و جلوگیری از تصمیمهای سطحی و کوتاهمدت بینجامد. این امر مستلزم آن است که فضای گفتوگو میان نخبگان و مدیران دانشگاهی تقویت شود و نگاه ابزاری به نخبگان جای خود را به مشارکت واقعی بدهد. نخبگان باید احساس کنند که حضورشان در تصمیمگیریها تأثیرگذار است و نظراتشان شنیده میشود.
از سوی دیگر، توجه به کرامت، امنیت شغلی و منزلت اجتماعی نخبگان شرط لازم برای حفظ و تداوم حضور آنان در نظام دانشگاهی است. بسیاری از نخبگان جوان، به دلیل بیثباتی موقعیت شغلی، نبود امکانات کافی و محدودیتهای اداری، انگیزه خود را برای فعالیت در دانشگاه از دست میدهند. فراهم کردن مسیر پیشرفت شغلی، حمایت مالی از طرحهای پژوهشی و تسهیل دسترسی به امکانات علمی از جمله اقداماتی است که میتواند زمینهساز پویایی نخبگان و در نتیجه ارتقای دانشگاهها شود. بیتردید سرمایهگذاری در نخبگان، نوعی سرمایهگذاری در آینده علمی کشور است و بازدهی آن در بلندمدت به صورت رشد دانش، فناوری و اعتبار بینالمللی دانشگاهها آشکار میشود.
نگاه ویژه به نخبگان همچنین مستلزم اصلاح فرهنگ سازمانی در دانشگاههاست. در بسیاری از موارد، ساختارهای سنتی و بروکراسی اداری مانع بروز خلاقیت و نوآوری نخبگان میشود. برای تحقق توسعه علمی واقعی، دانشگاهها باید از تفکر سنتی فاصله بگیرند و به سازمانهای یادگیرنده تبدیل شوند؛ سازمانهایی که در آنها ایدههای جدید ارزشمند تلقی میشوند و خطا به عنوان بخشی از مسیر یادگیری پذیرفته میشود. چنین فضایی، نخبگان را تشویق میکند تا آزادانه بیندیشند، نوآوری کنند و دانشگاه را به نهادی زنده و پویا بدل سازند.
از منظر توسعه ملی نیز توجه به نخبگان دانشگاهی ضرورتی استراتژیک است. دانشگاهها با پرورش و هدایت نخبگان، نیروی انسانی متخصص مورد نیاز بخشهای مختلف کشور را تأمین میکنند. هر اندازه نخبگان علمی بیشتر مورد حمایت قرار گیرند، چرخه نوآوری و تولید دانش در جامعه فعالتر خواهد شد و کشور میتواند در رقابت جهانی جایگاه بهتری به دست آورد. در عصر داناییمحور، ثروت واقعی کشورها نه در منابع طبیعی، بلکه در ظرفیتهای علمی و فکری آنان نهفته است و نخبگان کلید اصلی بهرهبرداری از این ظرفیتها هستند.
در نهایت باید گفت که ارتقای دانشگاهها و تحقق توسعه علمی بدون مشارکت نخبگان امکانپذیر نیست. نخبگان، مغز متفکر و قلب تپنده نظام علمیاند و غفلت از آنان به معنای از دست دادن فرصتهای بزرگ در مسیر پیشرفت است. نگاه ویژه به نخبگان به معنای ایجاد تبعیض نیست، بلکه به معنای درک ارزش واقعی استعدادهای انسانی و استفاده از آنها در جهت منافع ملی است. اگر دانشگاهها بتوانند با سیاستهای هوشمندانه، حمایت مستمر و فضای آزاد اندیشه، نخبگان را در مسیر رشد و نوآوری همراه کنند، بیتردید مسیر توسعه علمی کشور هموارتر و آینده دانشگاهها روشنتر خواهد بود.





















































































