محقق: سبحان خوشتامن
(بخش دوم)
جایگاه اجتماعی و سیاسی زنان از دیدگاه انقلاب:
رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب یک اعتبار و ارزش ویژه به هویت زنان بخشید و برای زنان در عرصههای مختلف علمی،سیاسی،فرهنگی ،هنری وغیره تکالیفی را معین نمود.
معمار انقلاب زنان را دارای شخصیتی آزاد و قدرتمند و دارای شرافت و کرامت میدانست که میتوانند با حفظ عفاف، نجابت و ارزشهایشان درعرصههای مختلف از جمله اجتماعی و سیاسی حضور داشته باشند و با حفظ ارزشها و اعتقادات دینی و مذهبی میتوانند ثابت کنند که زن در جامعه منزوی نیست و انقلاب اسلامی هرگز خواستار انزوای زن در جامعه نخواهد بود. ایشان برای اعتبار بخشیدن و حفظ اقتدار زنان از الگوی مذهبی دینیِ دو شخصیت عظیم یعنی حضرت زهرا و زینب کبری سلام الله علیهما بهره جست و در مناسبتی فرمود:
« فردا روز زن است روز زنی است که عالم به او افتخار دارد . روز زنی که دخترش در مقابل حکومتهای جبار ایستاد و آن خطبه را خواند و آن حرفها را زد که همه میدانید زنی که در مقابل یک جباری ایستاد که اگر مردها نفس میکشیدند همه را میکشتند و نترسید و ایستاد و محکوم کرد حکومت را، یزید را محکوم کرد. به یزید فرمود: تو قابل آدم نیستی تو انسان نیستی زن یک همچون مقامی باید داشته باشد.» (صحیفه امام ج ۷ ص ۳۴۰)
حضرت امام خمینی به عنوان معمار انقلاب اسلامی در تبیین جایگاه زن بر هویت انسانی با توجه به حقوق زن نگاه ویژهای داشت و میفرمایند:
« از نظر حقوق انسانی تفاوتی بین زن و مرد نیست زیرا هر دو انسانند و زن حق دخالت در سرنوشت خود را همچون مرد دارد بله در بعضی موارد تفاوتهایی بین زن و مرد وجود دارد که به حیثیت انسانی آنها ارتباط ندارند.2»
(خسروپناه،عبدالحسین (۱۳۹۶))
بعد از انقلاب نقش زنان در امور اجتماعی بسیار مورد توجه قرار گرفت و شاهد مشارکت حداکثری زنان در امور اجتماعی بودیم حضرت امام نقشهای سیاسی و اجتماعی زنان را یک محور موثر واساسی در توسعه و پیشبرد اهداف انقلاب میدانستند و در این خصوص میفرمایند:
« اسلام زن را مثل مرد در تمامی شئون دخالت میدهد این خرابهای که برای ما گذاشتند باید به دست همه ملت ایران چه مردان و چه زنان ساخته شود و در این برهه جدید زنان باید در سیاست اساسی مملکت دخالت کنند و هر موقع اقتضا کند نهضت و قیام کند3» ( صحیفه امام جلد ۶ صفحه ۵۰۱)
زنان علاوه بر حضور اجتماعی و سیاسی در پیشبرد انقلاب اسلامی نقش اساسیتری را هم ایفا کردند و آن نقش مهم و اهم حفظ و تاکید بنیان خانواده و نقش خانوادگی است که از جایگاه والایی برخوردار است
تا جایی که شخصیت درجه اول انقلاب جایگاه یک مادر را به عنوان بالاترین شغل بیان میکند و بر همین اساس نقش یک زن را در این مورد بالاتر از نقش یک مرد میداند و میفرمایند:
« نقش زن در جامعه بالاتر از نقش مرد است، برای اینکه بانوان علاوه بر خود که یک قشر فعال در همه ابعاد هستند،قشرهای فعال و در دامن خود تربیت میکنند. خدمت مادر به جامعه از خدمت معلم بالاتر است، از خدمت همه کس بالاتر است این امری است که انبیا میخواستند» (صحیفه امام جلد ۱۴ صفحه ۱۹۷)
میزان اهمیت زن در نگاه انقلاب اسلامی را میتوان از بیانات تئوریسینهای انقلاب یعنی امام خمینی و آیت الله خامنهای به دست آورد.
در منظومههای فکری حضرت آیت الله خامنهای میتوان زن را دارای یک صفات خاص و کلیدی دانست زیرا میفرمایند:
« زن مسلمان ایرانی تاریخ جدیدی را پیش چشم زنان جهان گشود و ثابت کرد که میتوان زن بود عفیف بود محجبه و شریف بود و در عین حال در متن و مرکز بود میتوان سنگر خانواده را پاکیزه نگاه داشت و در عرصه سیاسی و اجتماعی نیز سنگرسازیهای جدید کرد و فتوحات بزرگ به ارمغان آورد زنانی که اوج احساس و لطف و رحمت زنانه را با روح جهاد و شهادت و مقاومت درآمیختند و مردانهترین میدانها را با شجاعت و اخلاص و فداکاری خود فتح کردند. در انقلاب اسلامی و در دفاع مقدس زنانی ظهور کردند که میتوانند تعریف زن و حضور او در ساحت رشد و تهذیب خویش و در ساحت حفظ خانهای سالم و خانواده متعادل و در ساحت ولایت اجتماعی جهاد امر به معروف و نهی از منکر و جهاد اجتماعی را جهانی کنند و بنبستهای بزرگ را در هم بشکنند.»
(خامنهای، سید علی (۱۳۹۱) پیام به کنگره ۷۰۰۰ زن شهید ۱۶/ ۱۲ /۱۳۹۱)
بعد از انقلاب حمایتهای متفکران و اندیشمندان و عالمان بزرگ شیعی باعث شد تا اصالت زنان به لحاظ جایگاه اجتماعی و سیاسی و حتی به لحاظ روحی و معنوی در کشور رشد پیدا کند در حالی که تا قبل از انقلاب با بهرهبری از رویکرد غربی اصالت در زنان به مظاهر مادی زنانه متوجه بوده است و در الگوی شرقی اصالت به خانواده داده شده و زن به عنوان کنشگر اصلی این حوزه مورد غفلت واقع گردیده است .
حضور اجتماعی زنان شیعی در مسیر رشد انقلاب با حفظ شرافت و عفت و کرامت زنانه باعث شد تا به یک استقلال هویتی دست پیدا کنند و در عرصهها و میدانهای مختلف جامعه حضوری فعال داشته باشند
برخلاف زنان غربی که استقلالشان با سوء استفادههای مادی و جنسی گستردهای مواجه شده و مورد تحقیر و توهین قرار گرفته و شان و منزلت حقیقی خود را از دست دادهاند اما استقلال هویتی زنان ایرانی امروزه به صورت گسترده در جامعههای مختلف در حال صادر شدن است.
مشارکت زنان در عرصه سیاست :
علاوه بر حضور فعالانه اجتماعی زنان شیعی در مسیر توسعه و رشد انقلاب حضور سیاسی گستردهای هم داشتند تا جایی که مشارکت سیاسی زنان به اوج رسید و توانستند با الگوبرداری از فرهنگ سیاسی شیعه در مسیر سیاست قرار بگیرند.
فرهنگ سیاسی شیعه، نوع نگرش و عکسالعمل شیعه امامیه در مواجه با سیاست و قدرتهای سیاسی است که تحت تاثیر عقایدها و باورها و الگوهای شیعی قرار گرفته است.
بخش مهمی از این فرهنگ سیاسی شیعه را زنان تشکیل میدهند. زنان شیعی قبل از انقلاب دارای یک فرهنگ سیاسی محدود و یا بسته بودند و در جهت گیریهای سیاسی، زنان در این دوره بسیار ضعیف بودند و در تغییر و تحول هدفهای سیاسی تاثیرگذاری چندانی نداشتند و لذا نتوانستند در عرصههای سیاسی حضور فعالی داشته باشند تا جایی که تحت تاثیر فرهنگ سیاسی سلطنتی پهلوی قرار گرفتند و نسبت به دخالت در سیاست کاملاً محدود و بسته بودند.
اما به لطف انقلاب و الگوی اسلامی شیعی و حمایتهای همه جانبه متفکران و اندیشمندان و عالمان شیعی همچون حضرت امام و شهید بهشتی و شهید مطهری و از طرفی وجود قانون اساسی جمهوری اسلامی، زنان توانستند مشارکت سیاسی در عرصههای مختلف سیاست داشته باشند و نسبت به فرایندها و تغییر و تحولهای سیاسی مشارکت بالقوه و بالفعل داشته باشند.
شهید مطهری با الگوبرداری از قرآن کریم که یکی از مهمترین منابع مشروعیت بخشیدن به حقوق زنان به شمار میآید میفرماید:
«خداوند متعال برای زن یک حقوق خاص قائل شده است و برای هر یک از زن و مرد حقوقی را به تفضیل بیان میفرماید.
شهید مطهری با استناد به ایه شریفه(هن لباس لکم و انتم لباس هن) بقره /187 میفرماید قرآن کریم مخصوصاً این نکته را تذکر میدهد که زن برای مرد افریده نشده است بلکه هریک از زن و مرد برای یکدیگر افریده شده اند و این یعنی هر یک از مرد و زن از حقوق و ارزش جداگانه ای برخوردار است.4»
فرهنگ سیاسی ایران از زمان انقلاب مشروطیت همزمان با پیدایش مکتبهای سیاسی همچون مارکسیسم و لیبرالیسم و سوسیالیسم و فاشیسم از تحولات فرهنگی اروپا تاثیر پذیرفت و رویکردهای این مکاتب سیاسی و باورهای لیبرال سوسیال و مارکسیسم در اقشار مختلف مردم ایران به ویژه روشنفکران بیشترین تاثیر را نهاده است
در دورههای پهلوی نیز پادشاهان با پیشبرد و نهادینه کردن فرهنگ سیاسی سکولار از هیچ راهی دریغ نکرده و برای رسیدن به این رویکردهای سیاسی تلاش گستردهای با کمک آمریکا و انگلیس انجام دادند تا به نتیجه نهایی خود دست پیدا کنند تا اینکه در نهایت با انقلاب اسلامی این رویکرد مجدداً تغییر یافت و فرهنگ سیاسی شیعی احیا شد و زنان توانستند به عرصه سیاست راه پیدا کنند.
شهید مطهری معتقد بود که اگر زنها در انقلاب شرکت نمیکردند این انقلاب به ثمر نمیرسید زیرا زنها نه فقط شرکت مستقیمشان موثر بود بلکه تاثیر غیر مستقیمشان (تاثیری که بر همسران و فرزندان و برادران داشتند) از تاثیر مستقیم خودشان کمتر نبود لذا فرمود: «زنها علاوه بر نقش خارقالعادهای که در انقلاب ایفا کردند شرکتشان در راهپیمایی و تظاهراتها آن هم با حفظ میزانها و معیارهای اسلامی و با شعارهای اسلامی.
از اینها بالاتر ایثارگری و جلو گلوله دشمن رفتن است که در روز ۱۷ شهریور در میدان شهدا زنها بیشتر از مردها شهید دادند و این زنها بودند که در میدان شهدا نشستند و مورد رگبار ظالمانه دشمن قرار گرفتند و چقدر زن در آنجا شهید شد و این روز ۱۷ شهریور نقطه عطفی در انقلاب اسلامی بود5»(مطهری 1362-211)
امام خمینی هم فعالیت اجتماعی و سیاسی زن را جزئی از هویت و اصالت مطلوب زنانه میدانست و بر این باور بود که زن باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کند تا بتواند به آن استقلال و هویت و اصالت حقیقی برسد. (امام خمینی 1374 ص 67)





















































































