تیرنگ:
نسل امروز با شهدا قهر نیست؛ با کلیشهها فاصله دارد. دکتر سید علی سلیلی، فعال اجتماعی و دینی رییس ستاد یادواره شهید سیدمجتبی علمدار، در این گفتوگو تلاش میکند شهید را از قابهای تکراری بیرون بیاورد و به زیست واقعی نزدیک کند؛ جایی که شهید، نه دستنیافتنی است و نه دور، بلکه انسانی است شبیه ما که «شهیدانه زندگی کرده» پیش از آنکه شهید شود. سلیلی معتقد است شهید علمدار اگر امروز بود، احتمالاً نه در قابها، که در دل گفتوگو با جوانها دیده میشد.
این مصاحبه، تلاشی است برای شنیدن روایت متفاوتی از شهادت؛ روایتی که نسل امروز آن را پس نمیزند.
*خیلی از نوجوانها و جوانهای امروز فکر میکنند «شهادت» یک مفهوم خیلی دور، مقدس و دستنیافتنی است؛ انگار برای آدمهای معمولی نیست. شما با این نگاه موافقید؟
واقعیت این است که شهادت، اتفاق نیست؛ مسیر است. شهادت یک شبه اتفاق نمیافتد. باید «شهید زیست».شهید علمدار نه از آسمان آمده بود، نه شرایط ویژهای داشت. او فرزند یک خانواده معمولی بود؛ بچهی همین مردم.ما معمولاً شهدا را آنقدر بزرگ و دور نشان میدهیم که جوان امروز احساس میکند:«من که به اینها نمیرسم.»
در حالی که حقیقت این است:شهید، آدمی بود که خودش را تربیت کرد؛نه اینکه بیخطا باشد، بلکه بلد بود اگر خطا کرد، برگردد.
اگر بخواهم صادقانه بگویم، شهادت اصلاً از زندگی جدا نیست.مشکل از جایی شروع میشود که ما شهدا را از زمین جدا میکنیم و فقط روی دیوارها میگذاریم.شهید سید مجتبی علمدار نه آقازاده بود، نه اهل نمایش.فرزند یک کفاش بود، از دل مردم، با درد مردم.او جنگ را رفت، جانباز شیمیایی شد، درد کشید، بعد از جنگ هم کنشگر اجتماعی بود؛ هیئت ساخت، جوان جمع کرد، حرف زد، شنید، گریه کرد، خندید.شهادت، نتیجهی «شهیدانه زندگی کردن» است؛نه یک اتفاق ناگهانی، نه یک انتخاب نمایشی.
*یعنی شهید علمدار، یک انسان معمولی با مسیر خاص بود؟
دقیقاً.سید مجتبی علمدار آدم زمان خودش بود.او شرایط جامعهاش را میفهمید و واکنش درست نشان میداد. وقتی جنگ تمام شد، دید که جوانها در حال فاصله گرفتناند؛ پس بهجای گلایه، هیئت ساخت، شب خاطره راه انداخت، با جوانها نشست. او فهمید که دین را باید در متن زندگی آورد، نه فقط روی منبر.
*یکی از نکاتی که درباره شهید علمدار زیاد شنیده میشود، «قوانین دهگانه» اوست. اینها چه بودند؟
این قوانین، یک نوع خودمراقبتی اخلاقی بودند؛ نه برای قدیس شدن، بلکه برای انسان ماندن. قانونهایی ساده اما جدی: اگر خطا کردی، جبران کن.اگر لغزیدی، تنبیه شخصی داشته باش.با خودت صادق باش.جالب است بدانید امروز این قواعد، در برخی درسهای اخلاق و عرفان حوزههای علمیه تدریس میشود؛چون کاربردی است، نه شعاری.
*پس چرا به نظر میرسد نسل امروز کمتر با این مفاهیم ارتباط میگیرد؟
صادقانه بگویم:مشکل از جوانها نیست؛ از ماست.ما شهدا را خوب معرفی نکردهایم.بیشتر از اینکه «زندگی شهید» را بگوییم، فقط از «مرگش» گفتهایم.جوان امروز با شعار ارتباط نمیگیرد؛اما با روایت واقعی چرا.من بارها دیدهام نوجوانهایی با ظاهر کاملاً متفاوت،کنار مزار شهید علمدار مینشینند، گریه میکنند،بیآنکه کسی دعوتشان کرده باشد.قلبها آماده است؛ما فقط بلد نیستیم با مغزها حرف بزنیم.
*یعنی نسل Z با شهدا مشکل ندارد؟ و مشکل کار کجاست؟
اصلاً.نسل امروز با شهید مشکل ندارد؛با تناقضها مشکل دارد.با کسانی مشکل دارد که نام شهید را میبرند،اما به سبک شهدا زندگی نمیکنند.اگر ما آیینه شهدا باشیم، جوان خودش مسیر را پیدا میکند. ین دقیقاً همان سوءتفاهم بزرگ است.
من هر هفته میبینم نوجوان دهههشتادی یا نودی با ظاهری که شاید به کلیشهها نخورد میآید کنار مزار شهید علمدار،مینشیند، گریه میکند، و آرام میشود.مشکل نسل امروز با شهدا نیست؛قلبها با شهداست؛ما نتوانستیم مغزها را درست همراه کنیم.
یک کلمه درخصوص مشکل کار می گویم: غفلت در جهاد تبیین.
ما یاد شهدا را زنده نگه داشتیم،اما روش زندگیشان را کمتر به زبان امروز ترجمه کردیم.امام خمینی گفت: زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست.اما «زنده نگه داشتن» یعنی کاربردی کردن، نه فقط بزرگداشت گرفتن.
*اگر شهید علمدار امروز زنده بود، به نظر شما چه میکرد؟ آیا اوکنشگر اجتماعی بود یا کنشگر دینی؟
قطعاً در پوستههای قدیمی نمیماند.او فرزند زمان خودش بود وقتی دید فضای جنگ تمام شده، هیئت ساخت . وقتی دید جوانها خاطرات جنگ را نمیشنوند، «شب خاطره» راه انداخت. وقتی دید دانشگاه نیاز دارد، رفت دانشگاه
او قطعاً کنشگر اجتماعی دینی بود.همانطور که آن زمان هیئت راه انداخت، امروز احتمالاً سراغ رسانه، فضای مجازی، هنر، یا حتی NGO میرفت . شاید برای کودکان بیسرپرست کاری میکرد. شهید علمدار کنشگر اجتماعی هوشمند بود، نه آدم شعاری.شهید علمدار، آدمِ توقف نبود؛آدمِ پاسخ دادن به نیاز زمان بود.
در یک جمله، اگر بخواهید شهید علمدار را به یک نوجوان امروز معرفی کنید، چه میگویید؟
شهید علمدار، کسی بود که قدیس نبود، اما صادق بود؛و همین صداقت، او را ماندگار کرد.
شهدا از شما نمیخواهند شبیه آنها بمیرید؛ شهدا از شما میخواهند شبیه آنها زندگی کنید.مهربان باشید، مسئول باشید، بیتفاوت نباشید و پشت حقیقت بایستید. شهید علمدار، علمدار وحدت بود؛نه تفرقه، نه حذف، نه برچسب.اگر این را بفهمیم،شهدا دیگر دور نیستند.
حرف آخر:
شهید علمدار، قهرمان دور از دسترس نیست.او یک انسان واقعی بودکه بلد بود در زمانهی خودش درست زندگی کند.
این مصاحبه پلی بود بین ذهنیت نسل امروز و مسیر یکه شهدا در آن گام برداشتند که آیا شهادت فقط یک قلهی دستنیافتنی است یا نتیجهی یک زیست روزمرهی آگاهانه؟ دکتر سلیلی در این مصاحبه، با نگاهی غیرشعاری و متناسب با ذائقه نسل جوان، از شهید سیدمجتبی علمدار بهعنوان الگویی سخن گفت که که «کنشگر اجتماعیِ زمانهی خود» بود؛ نه یک اسطورهی دور از دسترس.





















































































