منبر، رسانه است؛ روایت یک قهرمان مردمی در زمان امروز
منبر، رسانه است؛ روایت یک قهرمان مردمی در زمان امروز
منبر را نه فقط جایگاه سخن، بلکه رسانه‌ای زنده و اثرگذار بدانیم، روایت شهدا نیز از قالب تکرار بیرون می‌آید و به یک تجربه عمیق ارتباطی تبدیل می‌شود؛ تجربه‌ای که می‌تواند نسل امروز را همان‌قدر درگیر کند که نسل دیروز را. شهید سید مجتبی علمدار از همین جنس روایت‌هاست

 

به قلم : حجت‌الاسلام رضا‌پور

منبر را نه فقط جایگاه سخن، بلکه رسانه‌ای زنده و اثرگذار بدانیم، روایت شهدا نیز از قالب تکرار بیرون می‌آید و به یک تجربه عمیق ارتباطی تبدیل می‌شود؛ تجربه‌ای که می‌تواند نسل امروز را همان‌قدر درگیر کند که نسل دیروز را. شهید سید مجتبی علمدار از همین جنس روایت‌هاست؛ حقیقتی زنده و فراتر از نسل‌ها که هنوز ظرفیت‌های رسانه‌ای و زیستی او آن‌گونه که باید، کشف و بازخوانی نشده است. یادداشت پیش‌رو، تلاشی است برای نگاهی متفاوت به نسبت «رسانه، نسل امروز و روایت شهید علمدار»؛ نگاهی که بر اصالت معنا، صداقت روایت و ضرورت بازخوانی هنرمندانه مفاهیم ایثار و شهادت تأکید دارد.

منبر، پیش از آنکه یک جایگاه فیزیکی باشد، یک رسانه است؛ رسانه‌ای زنده، انسانی و عمیق. اگر به رسانه بودن منبر توجه کنیم، منبر می‌تواند اثرگذارتر شود؛ چه در کلام، چه در روایت، چه در نحوه انتقال معنا. روایت شهید سید مجتبی علمدار نیز از همین جنس است؛ روایتی که اگر به ظرایف رسانه کلام و اقتضائات هر بستر ارتباطی توجه شود، در هر عرصه‌ای مخاطب خود را پیدا می‌کند و اثر خود را می‌گذارد.

شهید علمدار متعلق به هیچ نسل خاصی نیست. او نه فقط برای نسل دیروز، که برای نسل امروز و حتی نسل «زد» هم الگوست. تصور فاصله گرفتن نسل جدید از شهدا، تحلیلی خطرناک و نادرست است. مسئله، فاصله گرفتن جوانان از مفاهیم نیست؛ تفاوت در سبک زیستن و شیوه بروز است. نسل ما برون‌گرا بود، نسل امروز درون‌گراست. اهل محبت هست، انس هست، اما الزاماً ابراز نمی‌شود. کافی است سری به مزار شهید علمدار بزنید؛ تنوع چهره‌ها، پوشش‌ها و تیپ‌ها خود گواه روشنی است.

نسل امروز نه ضد دین است، نه ضد هویت ایرانی. اتفاقاً مفاهیمی چون ایثار، شهادت و قهرمانی را عمیق‌تر می‌فهمد. همه نسل‌ها قهرمان‌پسندند، اما این نسل قهرمان واقعی را بهتر از قهرمان پوشالی تشخیص می‌دهد. شهید علمدار برای این نسل، یک قهرمان دست‌نیافتنی نیست؛ یک «دوست داشتنیِ در دسترس» است.

یکی از خطاهای رایج، طرح این پرسش است که «بزرگ‌ترین خطای روحانیون در روایت شهدا چیست؟» این پرسش از اساس دچار اشکال است. روایت شهدا فقط بر عهده روحانیون نیست. رزمندگان، خانواده‌های شهدا، معلمان، اساتید دانشگاه، هنرمندان و رسانه‌ها همگی راوی‌اند. انصاف نیست بار این مسئولیت را تنها بر دوش یک قشر بگذاریم؛ آن هم روحانیونی که بیشترین شهید را ـ متناسب با جمعیت‌شان ـ در دفاع مقدس تقدیم کرده‌اند.

اگر کم‌کاری بوده، نه در اصل روایت، بلکه در «نوع روایت» بوده است. ما گاهی زبان زمانه را رعایت نکرده‌ایم. شهید علمدار را یا صرفاً در قامت یک مداح دیده‌ایم یا فقط یک رزمنده؛ در حالی که او یک انسان جامع، کنشگر و فعال اجتماعی بود. خانواده‌اش، ورزشش، تربیت فردی‌اش، مواجهه‌اش با بحران‌های سیاسی و اجتماعی، دغدغه‌های فرهنگی و بین‌المللی‌اش کمتر روایت شده‌اند.

شهید علمدار یک نظریه نیست که در چارچوب مفاهیم انتزاعی محبوس شود؛ او یک «حقیقت» است و حقیقت، سبک زندگی است. زندگی در مدار دین، با دغدغه، مجاهدت و اخلاص. شهدا مثل ما زندگی می‌کردند، خطا داشتند، اما در خطا نمی‌ماندند. اهل توبه، اشک، دعا و شب‌زنده‌داری بودند چون می‌خواستند «معمولی نمانند».

شهادت، کمال انسانی است؛ قله‌ای که دست‌نیافتنی نیست، چون بسیاری به آن رسیده‌اند. اما این قله، محصول یک مسیر است؛ محصول شبیه شهدا زندگی کردن. مقدس بودن شهدا مانع الگو بودنشان نیست؛ اتفاقاً الگو بودن، خود نشانه‌ای از تقدس است.

در فضای مجازی، مسئله «دین نمایشی» آن‌قدر که گفته می‌شود، واقعیت ندارد. اگر هم نمایشی باشد، خطرش از «بی‌دینی نمایشی» کمتر است. آنچه خطرناک است، ریا و تظاهر است؛ نه اصل دیده شدن مفاهیم دینی. بیان هنرمندانه، موجز، خلاق و صادقانه دین و شهادت، نه‌تنها آسیبی ندارد، بلکه اثرگذار است. فناوری‌های نو، از جمله هوش مصنوعی، اگر درست به کار گرفته شوند، می‌توانند جان تازه‌ای به روایت شهدا بدهند.

رسانه هنوز به شهید علمدار بدهکار است. او ظرفیت یک فیلم سینمایی، یک سریال، یک انیمیشن، یک رمان، یک پادکست شنیدنی و حتی یک آلبوم موسیقی را دارد. شهید علمدار اگر امروز بود، شاید بلاگر نمی‌شد، اما قطعاً یک فعال مجازی مؤمن و دغدغه‌مند بود.

بزرگ‌ترین خیانت به شهدا، تحریف آن‌هاست؛ خط‌کشی بین شهدا، تفسیر به رأی وصیت‌نامه‌ها، و تغییر مفاهیمی که خودشان شفاف گفته‌اند. وصیت شهید، حرف خود شهید است؛ و وصیت‌نامه شهید سید مجتبی علمدار، از وصیت‌نامه‌های راهبردی و خواندنی است.

نسبت ما با شهید علمدار، نسبت یک جستجوگر است با حقیقتی زنده؛ جستجویی برای فهمیدن اینکه چگونه زندگی کرد تا ما هم بهتر زندگی کنیم. اگر قرار باشد از این روایت چیزی در دل مخاطب بماند، آن یک جمله است:

شهید علمدار، قهرمانی مقدس اما دست‌یافتنی؛ حقیقتی زنده برای همه نسل‌ها.