پژوهشگر: حمیدرضا محمدی کِلاریجانی
پسماند شهری نتیجه اجتنابناپذیر مدرنیزاسیون، رشد شهری و فرهنگ مصرف است. با گسترش شهرها، حجم و پیچیدگی پسماند تولیدی به طور تصاعدی افزایش مییابد. امروزه این اتفاق تبدیل به چالش بزرگ و الویت اصلی استان مازندران شده است که موضوع لا ینحلی نیست. پسماند جامد شهری (MSW) شامل مواد ارگانیک، قابل بازیافت، خطرناک و الکترونیکی است که اگر به درستی مدیریت نشود، تهدیدات جدی برای محیطزیست و سلامت عمومی ایجاد میکند. با این حال، اگر این پسماندها با نگاه نوآورانه بررسی شوند، میتوانند به محرکهای رشد اقتصادی، کارآفرینی سبز و توسعه اجتماعی تبدیل شوند.
تأثیرات اجتماعی و زیستمحیطی پسماند شهری:
مدیریت نادرست پسماند تأثیرات منفی متعددی بر محیطزیست شهری دارد. پسماندهایی که جمعآوری نمیشوند یا بهطور نادرست دفع میشوند، موجب آلودگی خاک و آب، تولید گازهای گلخانهای، انسداد سیستمهای فاضلاب و ایجاد محیطهای مناسب برای تکثیر عوامل بیماریزا میشوند. از نظر اجتماعی، این آثار بهطور یکنواخت توزیع نمیشوند. جوامع کمدرآمد اغلب در نزدیکی محلهای دفن پسماند یا مناطقی با دسترسی محدود به خدمات بهداشت و محیطزیست زندگی میکنند. در این مناطق، کودکان، زنان و افراد سالخورده بیشتر از سایر گروهها از آثار سوء پسماندها رنج میبرند.
یکی از جنبههای کمتر مورد توجه در پسماند شهری، بخش غیررسمی است. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، جمعآورندگان غیررسمی پسماند که غالباً مهاجران یا افراد فقیر هستند، پسماندها را جمعآوری، جداسازی و به فروش میرسانند. این افراد علیرغم داشتن نقش حیاتی در سیستم مدیریت پسماند، با خطرات بهداشتی، انگهای اجتماعی و ناامنی اقتصادی روبرو هستند. شناسایی و ادغام این نیروی کار در سیستمهای رسمی پسماند از طریق آموزش، تجهیزات حفاظتی و مدلهای تعاونی میتواند به بهبود شرایط آنها کمک کند.
پسماند شهری به عنوان یک منبع اقتصادی:
پسماند، زمانی که به درستی مدیریت شود، میتواند امکانات اقتصادی زیادی فراهم کند
بازارهای بازیافت: صنعت بازیافت جهانی ارزش میلیاردها دلار دارد. با ایجاد سیستمهای جداسازی مؤثر پسماند در سطح خانهها، شهرها میتوانند میزان آلودگی را کاهش داده و کیفیت مواد بازیافتی را بهبود بخشند.
شرکتهای مبتنی بر پسماند: استارتاپهای نوآورانه در حال ایجاد محصولات با ارزش از پسماندها هستند، مانند مصالح ساختمانی ساخته شده از پلاستیک، مبلمان از چوب دورریختهشده یا پوشاک از ضایعات نساجی. این کسبوکارها شغلهای محلی ایجاد کرده و آسیبهای زیستمحیطی را کاهش میدهند.
تولید انرژی: فناوریهای تبدیل پسماند به انرژی مانند سوزاندن با بازیابی انرژی، گازیفیکیشن و تولید بیوگاز میتوانند وابستگی به محلهای دفن زباله را کاهش داده و انرژی پاک برای شهرها تولید کنند. اگرچه سرمایهگذاریهای اولیه بالا هستند، اما منافع بلندمدت شامل امنیت انرژی، کاهش انتشار گازهای گلخانهای و ایجاد شغل در کارخانههای تولید انرژی است.
کمپوستسازی و کشاورزی شهری: پسماندهای ارگانیک که بخش عمدهای از پسماند شهری را تشکیل میدهند، میتوانند به کمپوست برای مزارع شهری یا فضاهای سبز تبدیل شوند. پروژههای کمپوستسازی محلی نیز باعث افزایش مشارکت اجتماعی و آموزش محیطزیستی میشوند.
با پذیرش اصول اقتصاد دایرهای، شهرها میتوانند سیستمهای بستهای ایجاد کنند که در آن مواد به جای دور انداختن، دوباره استفاده، بازیافت یا بازتولید میشوند.
مدلهای نوآورانه در مدیریت پسماند:
نوآوری تنها به فناوری محدود نمیشود؛ بلکه میتواند به جنبههای اجتماعی و نهادی نیز مربوط باشد. چندین ابتکار جهانی و محلی وجود دارد که نشان میدهند چگونه خلاقیت میتواند دینامیک پسماند شهری را تغییر دهد:
پلتفرمهای دیجیتال پسماند: اپلیکیشنها و پلتفرمها اکنون امکان اتصال خانهها و کسبوکارها را به بازیافتکنندگان یا خدمات جمعآوری محلی فراهم کردهاند و کارآیی و ردیابی را بهبود بخشیدهاند.
شهرهای بدون پسماند: برخی از شهرها، مانند لو بلجانا (اسلوونی) و کامیکاتسو (ژاپن)، سیاستهای بدون پسماند را پذیرفتهاند. این سیاستها شامل جداسازی منبع، مشارکت اجتماعی و ممنوعیت محصولات غیرقابل بازیافت است.
آزمایشگاههای نوآوری بازیافت: فضاهای راندهشده توسط جوانان در شهرها پسماند را به هنر، طراحی و پروژههای معماری تبدیل میکنند و فرهنگ جدیدی از استفاده مجدد و خلاقیت سبز ایجاد میشود.
مسئولیتپذیری تولیدکنندگان (EPR): دولتها بهطور فزایندهای از شرکتها میخواهند که مسئولیت دوره پس از مصرف محصولات خود را بر عهده بگیرند، طراحی زیستمحیطی را تشویق کرده و منابعی برای جمعآوری و بازیافت محصولات فراهم کنند.
گنجاندن اجتماعی از طریق مدیریت پسماند
برای تبدیل پسماند به فرصت، گنجاندن اجتماعی ضروری است. شرکتهای اجتماعی در سراسر جهان مدلهایی را در مدیریت پسماند ارائه میدهند که بر مشارکت جامعه و توانمندسازی تمرکز دارند:
تعاونهای جمعآورندگان پسماند: در برزیل، “کاتادورها” در تعاونیها سازماندهی شدهاند و حمایتهای شهرداری، شناسایی قانونی و دسترسی به مراکز بازیافت را دریافت میکنند.
آموزش و مهارتآموزی: سازمانهای غیر دولتی و برنامههای شهرداری آموزشهایی در زمینه جداسازی پسماند، ایمنی، کارآفرینی و حتی سواد دیجیتال برای کارگران غیررسمی ارائه میدهند.
گنجاندن جنسیتی: بسیاری از زنان در بخش غیررسمی پسماند فعال هستند. با رسمی کردن نقشهای آنان و ارائه حمایتهای هدفمند، مدیریت پسماند میتواند به برابری جنسیتی و کاهش فقر کمک کند.
توصیههای سیاستی برای مدیریت پایدار پسماند شهری:
برای تحقق کامل پتانسیل پسماند شهری، شهرها و دولتها باید ترکیبی از سیاست، سرمایهگذاری و مشارکتهای مردمی را پیادهسازی کنند:
1. تقویت جداسازی پسماند در منبع: کمپینهای آموزشی عمومی، پشتیبانی از زیرساختها (مانند سطلهای رنگی) و سیستمهای مبتنی بر انگیزه.
2. رسمی کردن و محافظت از کارگران غیررسمی پسماند: چارچوبهای قانونی که شامل حقوق کارگران، دستمزد حداقل و دسترسی به خدمات بهداشتی باشد.
3. حمایت از استارتاپهای سبز و نوآوری: برنامههای رشد، تأمین مالی اولیه و ترجیحات خرید عمومی برای شرکتهای مبتنی بر پسماند.
4. سرمایهگذاری در تحقیق و سیستمهای داده: دادههای بهتر درباره جریانها و بازیگران پسماند منجر به سیاستهای مؤثرتر خواهد شد.
5. تشویق همکاریهای منطقهای: پسماند مرزهای شهری را نمیشناسد؛ تأسیس تأسیسات پردازش مشترک پسماند و مراکز نوآوری منطقهای میتواند مقیاس و هزینهها را بهینهسازی کند.
در نتیجه مدیریت پسماند شهری در آستانه یک نقطه عطف قرار دارد. مدل سنتی مصرف و دفع خطی دیگر برای آینده پایدار شهری قابل قبول نیست. از طریق استراتژیهای یکپارچه، گنجانده و نوآورانه، شهرها میتوانند بار زیستمحیطی پسماند را به فرصتی چندبعدی تبدیل کنند. مسیر پیشرو نه تنها شامل شهرهای پاکتر، بلکه جوامع توانمندتر، اقتصادهای مقاومتر و سیارهای سالمتر است.





















































































