تیرنگ:
استان مازندران، همواره به عنوان قطب اصلی گردشگری ایران شناخته شده است؛ جایی که تلفیق کمنظیر دریای مازندران، رشتهکوههای البرز و جنگلهای هیرکانی، منظرهای کمنظیر خلق کرده است. با این حال، بخش اعظم این ظرفیت عظیم به گردشگری متمرکز بر ساحل و شهرهای بزرگ اختصاص یافته که غالباً منجر به آسیبهای زیستمحیطی، افزایش ترافیک و توزیع ناعادلانه درآمد شده است. در این میان، بومگردی یک ضرورت استراتژیک برای رسیدن به مدل گردشگری پایدار، حفظ هویت محلی و بهرهبرداری اقتصادی از پتانسیلهای پنهان استان در مناطق روستایی و کوهستانی به شمار میرود. بومگردی، مدلی است که بر حفاظت از محیط زیست، احترام به فرهنگ بومی و مشارکت مستقیم جامعه محلی در منافع اقتصادی تأکید دارد.
✓ پتانسیلهای چندوجهی مازندران برای جذب گردشگر
مازندران دارای یک بسته کامل از جاذبههای مورد نیاز برای توسعه بومگردی است که کمتر از ظرفیت واقعی خود مورد استفاده قرار گرفتهاند.
الف) تنوع اکوسیستمی: جنگلهای هیرکانی (به عنوان میراث جهانی یونسکو)، آبشارها، دشتهای سرسبز و دامنههای بکر البرز، زمینهساز انواع فعالیتهای بومگردی از جمله طبیعتگردی، پرندهنگری و پیادهرویهای طولانی هستند. مناطقی مانند سوادکوه، کلاردشت و ارتفاعات آمل، پتانسیل تبدیل شدن به مراکز گردشگری تخصصی را دارا هستند.
ب) غنای فرهنگی و معماری بومی: معماری سنتی مازندران که از مصالح بومی مانند چوب و کاهگل بهره میبرد، هویت بصری منحصربهفردی ایجاد میکند. خانههای روستایی با ایوانهای بزرگ و دیوارهای کاهگلی، جذابیت اصلی اقامتگاههای بومگردی را تشکیل میدهند. این اقامتگاهها فرصتی برای گردشگران فراهم میآورند تا با آداب، رسوم، زبان محلی (گویشهای طبری)، و مهمتر از همه، آشپزی سنتی ارتباط مستقیم برقرار کنند.
ج) میراث کشاورزی و تولیدات محلی: همانطور که در مورد صنعت عسل بابل مشاهده شد، فعالیتهایی نظیر زنبورداری، پرورش ماهیان سردآبی، مزارع کیوی و برنج، نه تنها یک فعالیت اقتصادی، بلکه یک جاذبه گردشگری محسوب میشوند. گردشگر علاقهمند است در فرآیند تولید محصولی مانند عسل مشارکت کند یا برداشت محصولات کشاورزی را تجربه نماید.
✓ تحلیل فرصتهای اقتصادی و اجتماعی
توسعه هدفمند بومگردی تأثیرات چندلایهای بر ساختار اقتصادی مازندران خواهد داشت که فراتر از صرفاً جذب ارز است.
۱. توزیع عادلانه درآمد: برخلاف گردشگری انبوه که سود آن به جیب سرمایهگذاران بزرگ شهری میرود، بومگردی پول را مستقیماً به جوامع محلی تزریق میکند. این امر باعث کاهش مهاجرت معکوس از روستاها شده و انگیزه حفظ بافت سنتی و محیط زیست را افزایش میدهد.
۲. اشتغالزایی پایدار و محلی: نیاز به نیروی کار در اقامتگاههای بومگردی، رستورانهای محلی و راهنمایان طبیعتگردی، اشتغال پایداری را برای جوانان محلی ایجاد میکند که مهارتهای تخصصی کمتری نیاز دارد. این حوزه میتواند به عنوان یک مکمل درآمدی حیاتی برای کشاورزان و دامداران عمل کند.
۳. حفاظت از محیط زیست به عنوان منبع درآمد: در مدل بومگردی، حفظ بکر بودن طبیعت و جنگل مستقیماً با سودآوری گره میخورد. هرچه طبیعت
دستنخوردهتر باشد، ارزش تجربه گردشگر بالاتر میرود. این امر یک همراستایی اقتصادی قوی بین توسعه و حفاظت ایجاد میکند.
✓ چالشها و موانع پیش روی شکوفایی
با وجود پتانسیل عظیم، بومگردی مازندران با موانعی جدی روبروست که نیازمند مداخله سیاستگذاران است:
الف) زیرساختهای ناکافی در مناطق هدف: بسیاری از روستاهای دارای پتانسیل بکر، فاقد زیرساختهای اولیه نظیر جادههای دسترسی مناسب، اینترنت پایدار، و سیستمهای بهداشتی مدرن هستند. سرمایهگذاری اولیه در این بخشها حیاتی است.
ب) مقررات دست و پا گیر و نبود تسهیلات هدفمند: فرآیند اخذ مجوز برای خانههای بومگردی اغلب طولانی و پیچیده است. همچنین، دسترسی زنبورداران و روستاییان به تسهیلات بانکی کمبهره برای تجهیز اقامتگاهها هنوز به آسانی میسر نیست.
ج) تهدید بزرگ زیستمحیطی: توسعه کنترلنشده گردشگری ساحلی و شهرنشینی بیرویه، همچنان بزرگترین تهدید برای اکوسیستمهای حساس منطقه است. اگر بومگردی به درستی مدیریت نشود، میتواند به همان بلایی تبدیل شود که بر سر سواحل وارد آمده است.
د) کمبود نیروی کار ماهر و آشنا به اصول بومگردی: گردشگر توقع کیفیت خدمات بالا همراه با اصالت دارد. کمبود راهنمایان مسلط به زبان خارجی، استانداردهای بهداشتی، و دانش تخصصی محیط زیست، مانع از ارتقاء سطح خدمات میشود.
✓چشمانداز آینده: بوگردی استراتژی برای مازندران
مازندران در یک دوراهی تاریخی قرار دارد: یا ادامه مسیر گردشگری انبوه با نتایج زیستمحیطی معلوم، یا پذیرش الگوی جدید بومگردی که توسعه اقتصادی را با پایداری محیط زیست تلفیق کند.
برای تحقق یک مدل بومگردی موفق در این استان، توصیههای کلیدی عبارتند از:
اولویتبندی مناطق: به جای توزیع پراکنده، توسعه بومگردی باید بر روی محورهای خاص متمرکز شود تا مدیریت محیط زیستی تسهیل گردد.
توانمندسازی جامعه محلی: ارائه آموزشهای مستمر در حوزه هتلداری، بازاریابی دیجیتال و زبان انگلیسی به ساکنان محلی، کلید موفقیت این مدل است.
تسهیل گری دولتی در زیرساختها: دولت باید با سرمایهگذاری در زیرساختهای روستایی (نه فقط در پروژههای بزرگ)، ریسک سرمایهگذاری اولیه برای کارآفرینان محلی را کاهش دهد.
برندسازی منسجم: باید برند “بومگردی مازندران” با محوریت طبیعت بکر و اصالت فرهنگی تقویت شود تا از مدل گردشگری صرفاً تفریحی متمایز گردد.
در نهایت، بومگردی فرصتی است تا مازندران نه تنها به عنوان مقصد سفر، بلکه به عنوان الگویی برای همزیستی انسان، طبیعت و اقتصاد در ایران مطرح شود و گنجینه خفتهاش را با حفظ اصالت، به جهانیان عرضه نماید.



















































































