تیرنگ، سکینه عرب
به نام او
در تاریخِ هر سرزمین، آنجا که اندیشه ها به جست و جوی نور می روند و قلم ها عشق را معنا می کنند، زن، با گام هایی سرشار از ظرافت، ردّی از خود به جا می گذارد.
او بر می خیزد، می رویَد و می رویانَد تا صلح را از ویرانه ها پیدا کند و جهان را دوباره آباد کند. آنقدر آباد که گویی هرگز خونی ریخته نشده و زمین، سُرخی اش را از شقایق ها و لاله ها وام گرفته.
زن، آنگاه که مادر نام می گیرد، صاحب دستانی می شود که هر لحظه چیزی برای بخشیدن دارد. اندکی نور، اندکی صبر و تا همیشه زندگی.
مادر، میزبانِ سفره ای ست که اگر نان نداشته باشد، مهر دارد، امید دارد و البته، عشق دارد.
“زنان نیمی از جهان اند و نیمی دیگر را متولد می کنند.”





















































































