دکتر هادی ابراهیمی کیاپی
سخنان کوبنده، مقتدرانه و هوشمندانه مقام معظم رهبری علیه ترامپ رئیس جمهور آمریکا و “مجرم اصلی” خواندن وی در فتنه آمریکایی اخیر در ایران، دو بعد بسیار برجسته داشت:بعد اول عبور از تله نفاقآمیز وی در پایان فتنه بود که بعد از شکست فتنه، به جای ادامه تهدیدات نظامیاش علیه ایران، منافقانه و فریبکارانه از رهبر ایران به خاطر جلوگیری از اعدام ۸۰۰ معترض! تشکر کرد و عملیات نظامی را منتفی دانست. اعلام مجرم بودن ترامپ، عملا امکان گریز از باتلاقی را که خودش ایجاد کرده، از وی گرفت و صراحتا خواهان پیگرد وی از طریق وزارت خارجه و سایر دستگاههای ذیربط شد!
بعد دوم، تابوشکنی چندباره از هیمنه پوشالی آمریکا در جهان بود که طی آن رهبر معظم انقلاب، بر ادامه ضربات وارده بر فتنه و فتنهگران تأکید کرد که کمر فتنه شکسته شد و کمر فتنهگر هم باید شکسته شود و در ادامه بر بازیگران بینالمللی فتنه آمریکایی اخیر تأکید ویژه و روی ترامپ بیشترین تمرکز را داشت!
این ادبیات چالشی، انعکاس جهانی فوقالعاده ای داشت، چرا که ترامپ، با ربایش مادورو رئیس جمهور ونزوئلا و تهدید همهجانبه تصرف کشورهای پیرامونی خود مثل مکزیک، کوبا، گرینلند، کلمبیا، پاناما و پیشتر کانادا و غیره، علیرغم موضعگیریهای کلامی، اما عملا نفسکشی برای خود باقی نگذاشت و حتی رئیس سازمان سیا با سفر به ونزوئلا و دیدار رسمی با رئیسجمهور جدیدش و اعلام اینکه از این پس، نفت ونزوئلا را ۴۵ دلار به فروش میرسانند، در حالیکه آخرین نرخ جهانیاش، ۶۳ دلار است، اقتدار عجیبی را از خود به نمایش گذاشت و پیام ضمنی فراوانی به اروپا و سایر رقبا نیز داد!
رهبر معظم انقلاب با این سخنان علاوه بر موظف کردن وزارت خارجه و سایر دستگاهها به پیگرد حقوقی، برای سایر کشورهای تحت تهاجم و تخاصم آمریکا الگوسازی کرده و از طرفی بیعملی و آچمز شدن غالب سازمانهای بینالمللی را به چالش کشیده و راهکار جدیدی ارائه نمود.مواضع دموکراسیستیز ترامپ و نتانیاهو، ابهت دروغین کشورهای مدعی را نیز از هم پاشانده و کار را به جایی رسانده که اصطلاحا دیگر حنایشان برای هیچ کشوری رنگ ندارد!
تحقیر ترامپ، تقویت جبهه مقاومت و اینبار ملتهای حامی جبهه مقاومت مثل شهرهای مختلف عراق، پاکستان، هند و دیگر کشورها را به خیابان کشانده و روند جدیدی را برای مخالفت با قلدریهای توقفناپذیر ترامپ و نتانیاهو باب کرده است.ترامپ در اولین عکسالعمل که خیلی هم عصبانی به نظر میرسید، ضمن بهکارگیری واژههای موهن، از ادبیات تهدیدآمیز نیز استفاده کرد تا به زعم خود بخشی از احساس حقارتش را جبران کند، اما زهی خیال باطل!
سخنان مقتدرانه مقام معظم رهبری، سیلی محکمی بود که در روزگار قحطی شجاعت، به صورت ترامپ نواخته شد تا یکبار دیگر بفهمد که ایران قطر نیست!
که کشورش با چراغ سبز آمریکا توسط رژیم جعلی اسرائیل بمباران شود و آنوقت، مقاماتش به آمریکا متوسل شوند تا اسرائیل را تنبیه و مجازات کند!
یا ونزوئلا که با ربایش رئیس جمهورش، عملا بقیه مقامات طوری با آمریکا هماهنگ شوند که طی آن، نه تنها تهدید وزارت دفاعش برای پاسخ دادن به عملیات آمریکا، عملی نشود، بلکه عملا اختیار کامل صنعت نفت به آمریکا سپرده شده و از استخراج تا تعیین قیمت و فروش و حتی واریز این درآمدها به حساب خودش در قطر همه وهمه به عهده آمریکاست!
آمریکا همانگونه که در مذاکرات قبل از جنگ دوازدهروزه اعلام کرده بود، فقطوفقط روی تسلیم کامل ایران متمرکز شده بود و نه تنها تسلیم هستهای، بلکه خواهان تسلیم موشکی، پهپادی، علمی و فنآوری، مقاومتی و سایر نقاط قوت ایران شده بود!
استراتژی تهاجم هوایی و تجاوز میدانی در جنگ ۱۲ روزه، به خاطر استحکام توان دفاعی و موشکی و عدم استقبال مردم از این استراتژی غلط و شکلگیری غیرقابل پیشبینی اتحاد مقدس شکست خورد و در استراتژی جدید، فقط با جابهجایی تقدم زمانی استراتژی قبلی مواجه بودیم که اول شورش و بعد با تهاجم نظامی و البته اینبار تهاجم همزمان آمریکا و اسرائیل، کار نظام جمهوری اسلامی را یکسره کنند!
اما باز هم خدا نخواست و محاسبات مادی آنها غلط از آب درآمد و مردم به عنوان سرمایه بزرگ اجتماعی، در یومالله ۲۲ دی، اعجاز و حماسه بزرگترین حضور در صحنه حمایت از نظام مقدس جمهوری اسلامی، مقام معظم رهبری و آرمان خون شهدا را خلق کردند، تا جائیکه علاوه بر عقبنشینی بزدلانه آمریکا، شاهد مواضع منطقی و انقلابی مقام معظم رهبری نیز بودهایم و بازتاب جهانی این فرمایشات، مهم و تعیینکننده بودن آن را به وضوح به افکار عمومی جهان دیکته کرد!
به هر حال باید بپذیریم که برپایی فتنههای متعدد در ایران توسط نظام سلطه از دهه هفتاد تاکنون تقریبا تبدیل به عادت شده و هربار نسبت به فتنه قبلی با آتش تهیه بیشتر و با هدفگذاری خطرناکتر و خشونت غیرقابل باور، فتنه جدیدتر طراحی و اجرا می شود!و اگر در این میانه، آمادگی نیروهای انتظامی و نظامی و امنیتی و مهمتر از همه بصیرت و انگیزه حمایتی مردم نبود، به استناد سوریه، اوکراین و گرجستان و غیره، قطعا هر فتنه به تنهایی برای فروپاشی نظام سیاسی کفایت میکرد!
هدایت مستقیم فتنه توسط شخص ترامپ چیزی نیست که بتوان با عادیانگاری و سادهانگاری از کنارش به اغماض گذشت؛ بلکه باید با روشهایی که مقامات نظام صلاح میدانند، شرایط بازدارندگی ایجاد کرده و تهدید تمدیدشونده را متوقف سازند!
در پایان باید متذکر شد که دشمن مترصد موجسواری از اتفاقات قابل سوءاستفاده است و ما باید برای اتفاقات آینده، سواد امنیتی بیاموزیم تا بتوانیم کنه حوادث امنیتی متأثر از این اتفاقات را پیشبینی نموده و جامعه را با روشهای پیشگیری، بیمه نمائیم.




















































































