تیرنگ:
حسینی، جامعهشناس و پژوهشگر حوزه تحولات جمعیتی، معتقد است مهاجرت گسترده به استانهای شمالی ایران باید نه بهعنوان یک روند ساده جابهجایی، بلکه بهعنوان یک «پدیده اجتماعی چندعاملی» مورد بررسی قرار گیرد. او توضیح میدهد که آنچه امروز در گلستان، مازندران و گیلان مشاهده میشود، حاصل تعامل همزمان نیروهای اقتصادی، محیطزیستی، فرهنگی و اجتماعی است. به باور او، شمال کشور برای بخش بزرگی از جمعیت، تبدیل به «مقصد مهاجرت» شده است؛ منطقهای که در ذهن مردم با کیفیت زندگی بهتر، هوای سالمتر و فاصله از تنشهای کلانشهری پیوند خورده است.
حسینی بیان میکند که این مهاجرت عمدتاً از سوی طبقات متوسط شهری رخ میدهد.
از نظر او، مهاجرت به شمال بیشتر «فرار از مسائل» است تا «حرکت به سوی فرصتها».
با این حال، حسینی معتقد است که این جریان مهاجرتی پیامدهای متفاوتی برای مناطق مقصد دارد. از یک طرف، ورود سرمایه، افزایش تقاضا برای خدمات، و حضور نیروی انسانی متخصص میتواند در بلندمدت توسعهای نسبی ایجاد کند. اما در سوی دیگر، فشار بر منابع محدود، تغییر کاربری اراضی، افزایش قیمت زمین و خانه به وضوح دیده میشود. او به این نکته اشاره میکند که برخی از روستاها، طی مدت کوتاهی، هویتی کاملاً شهری پیدا کردهاند و بافت اجتماعی سنتی در آنها دچار اختلال شده است.
حسینی تأکید میکند که نبود سیاستگذاری مشخص، مهمترین آسیب این روند است. از نظر او، در ایران مهاجرت به شمال بدون ارزیابی ظرفیت اکولوژیک مناطق، بدون پایش پیامدهای فرهنگی و بدون برنامهریزی برای مدیریت جمعیت انجام میشود. او هشدار میدهد که ادامه این روند، اگر ساماندهی نشود، میتواند موجب کاهش تابآوری محیطزیست شود.
به باور دکتر حسینی، مهاجرت به شمال نیازمند رویکردی علمی، مقررات شفاف و نظارت مداوم است؛ در غیر این صورت، نه ساکنان بومی و نه مهاجران، هیچکدام به رفاه و کیفیت زندگی پایدار دست نخواهند یافت.





















































































