تیرنگ، حجت الاسلام و المسلمین حاج محمد حسین گلکار استاد و محقق حوزه و دانشگاه و معاونت پژوهش مرکز تخصصی حوزوی تمدن اسلامی
چهارم رجب، شب متفاوتی است؛ شبی که آسمان، از همیشه شنواتر میشود و زمین، مهیای تولدی دوباره. «لیلةالرغائب» فقط نام یک شب نیست؛ ترجمهاش اگر درست فهمیده شود، یعنی شبی که رغبتها در آن زنده میشوند، شبی که خواستن دوباره معنا پیدا میکند. و شگفتا که این شبِ پرواز آرزوها، با میلاد حضرت مسیح علیهالسلام همزمان شده است؛ پیامبری که آمد تا به جهان بیاموزد حیات، از دل «روح» آغاز میشود، نه از انباشتِ ابزار.
لیلةالرغائب، شب گفتوگوی صادقانه با خود است؛ شبی که انسان، بیواسطه با آرزوهای دفنشدهاش روبهرو میشود. بسیار دعا میکنیم، اما کم پیش میآید «بخواهیم». خواستن، شجاعت میخواهد؛ چون انسان را مجبور میکند بفهمد واقعاً چه چیزی کم دارد. این شب، آینه است: آنچه طلب میکنی، نشان میدهد که چه کسی هستی.
رجب، ماه بیداری تدریجی دل است و لیلةالرغائب، نقطه اوج این بیداری. در این شب، خداوند در روایات، «درِ امید» را باز میگذارد؛ نه برای بندگان بیخطا، بلکه برای آنهایی که خستهاند، گیر کردهاند، و احساس کردهاند از خودِ اصیلشان فاصله گرفتهاند. این شب، به انسان یادآوری میکند که هنوز میشود مسیر را اصلاح کرد؛ هنوز میتوان دوباره «انسان» شد.
و درست در چنین شبی، تولد حضرت عیسی علیهالسلام یادمان میآورد که تغییر، همیشه از معجزه ظاهری شروع نمیشود؛ گاهی با یک «نَفَسِ روحانی» آغاز میشود. مسیح، پیامبرِ دمیدن روح بود؛ «وَ رُوحٌ مِنْهُ». او نیامد تا یک نظام پیچیده بسازد، آمد تا قلب انسان را بیدار کند. پیامش ساده بود اما سخت: زندگی بدون معنا، حتی اگر سالم و موفق باشد، بیمار است.
دنیای امروز، بیش از هر زمان دیگری به پیام مشترک لیلةالرغائب و میلاد مسیح نیاز دارد. انسان امروز، فراوان دارد اما کم «زنده» است. مشغلهها زیادند، سرعتها بالا، اطلاعات انباشته؛ اما رغبتها لاغر شدهاند. خیلیها دیگر نمیدانند چرا زندگی میکنند؛ فقط میدانند چگونه «بقا» داشته باشند. لیلةالرغائب، شب بازگشت به «چرایی» است.
در این شب، دعا فقط گفتنِ خواستهها نیست؛ هنرِ مرتبکردن آرزوهاست. باید از خود پرسید: اگر فقط یک دعا مستجاب میشد، چه میخواستم؟ آرامش؟ معنای زندگی؟ ترمیم یک رابطه؟ قدرتِ تصمیمگرفتن؟ یا فقط کمی سکوت در میان اینهمه آشوب؟ این سؤال، تمرین خودشناسی است و عرفانِ کاربردی دقیقاً از همینجا شروع میشود.
حضرت مسیح علیهالسلام، در تمام زندگیاش نشان داد که انسان میتواند ساده زندگی کند اما عمیق باشد. او به انسان آموخت که بحرانِ اصلی، فقر نان نیست؛ فقر معناست. بسیاری از اضطرابها، افسردگیها و فرسودگیهای امروز، نتیجه نشنیدن «ندای درون» است. لیلةالرغائب، شبی است که این ندا دوباره شنیده میشود؛ اگر شلوغی را خاموش کنیم.
کاربردیبودن این شب، در تصمیمهای کوچک اما واقعی است. لیلةالرغائب، فقط شب دعا نیست؛ شب نیتسازی است. نیتِ تغییر یک عادت غلط، نیتِ مراقبت از یک رابطه، نیتِ بازگشت به خود. عرفانِ این شب، فرار از زندگی نیست؛ تنظیم دوباره زندگی است. قرار نیست دنیا را رها کنیم، قرار است جهتمان را درست کنیم.
میلاد حضرت مسیح، به ما یاد میدهد که تولد حقیقی، همیشه بیصداست. همانطور که او در سکوتِ یک شب متولد شد، تحول انسان هم در هیاهو اتفاق نمیافتد؛ در خلوتها رخ میدهد. شاید لیلةالرغائب امسال، شب تولد تصمیمی باشد که سالها به تعویق افتاده است.
در فرهنگ دینی ما، خدا «راغب» است، نه فقط «قادر». یعنی دوست دارد که بندهاش بخواهد، امید داشته باشد، جلو بیاید. ناامیدی، ضد توحید است. لیلةالرغائب، شب بازسازی امید است؛ امیدی که هم عقلانی است، هم معنوی. نه وعده توخالی، نه خوشخیالی؛ بلکه اعتمادی آرام به خدایی که راه را بلد است.
این شب، میتواند آغاز یک سبک زندگی تازه باشد: سبک زندگیِ آگاهانه، با خواستههای شفاف، دلِ زنده و مسئولیتپذیر. انسان اگر نداند چه میخواهد، هر مسیری او را خسته خواهد کرد. لیلةالرغائب، شب بازگشت به خواستن است و مسیح، پیامبرِ زندهماندن معنادار.
چهارم رجب، فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ یک «فرصت انسانبودن» است. فرصتی برای اینکه دل، دوباره جرأت آرزو کردن پیدا کند و روح، دوباره نفس بکشد. اگر این شب را قدر بدانیم، شاید سالِ پیشرو، فقط پرحادثه نباشد؛ پُرمعنا هم باشد.
سلام بر لیلةالرغائب؛ شب آرزوهای بالغ.
سلام بر مسیح؛ پیامبر روحِ زنده.
و سلام بر دلهایی که تصمیم میگیرند، در این شب، زندگی را عمیقتر انتخاب کنند، نه فقط ادامه دهند.




















































































