سینه پر درد گردشگری مازندران
سینه پر درد گردشگری مازندران
شهرهای توریستی مازندران سال‌هاست در خط مقدم گردشگری کشور قرار دارند؛ از سواحل خزر تا شهرهای جنگلی و کوهپایه‌ای، هر ساله میلیون‌ها مسافر را جذب می‌کنند.

تیرنگ:

شهرهای توریستی مازندران سال‌هاست در خط مقدم گردشگری کشور قرار دارند؛ از سواحل خزر تا شهرهای جنگلی و کوهپایه‌ای، هر ساله میلیون‌ها مسافر را جذب می‌کنند. این ظرفیت بزرگ اقتصادی، در کنار فرصت‌های اشتغال و رونق خدمات، چالش‌های پیچیده‌ای را نیز برای مدیریت شهری ایجاد کرده است. واقعیت این است که زیرساخت و ساختار اداره بسیاری از شهرهای توریستی استان، متناسب با جمعیت ثابت طراحی شده، نه جمعیت شناور چندبرابری در ایام اوج سفر. همین شکاف، منشأ بخش مهمی از مشکلات کنونی است.

نخستین چالش، فشار جمعیت شناور بر زیرساخت شهری است. در تعطیلات و فصل‌های اوج سفر، جمعیت برخی شهرهای ساحلی و جنگلی چند برابر می‌شود. شبکه آب، برق، فاضلاب، جمع‌آوری پسماند، حمل‌ونقل شهری و خدمات درمانی که برای جمعیت بومی طراحی شده‌اند، ناگهان با تقاضایی چندبرابری روبه‌رو می‌شوند. نتیجه آن افت کیفیت خدمات، قطعی‌های مقطعی، ترافیک سنگین و نارضایتی هم‌زمان شهروندان و گردشگران است. مدیریت شهری در این شرایط ناچار به «مدیریت بحران موقت» می‌شود، نه اداره پایدار.

پسماند و زباله یکی از جدی‌ترین گره‌های مدیریتی در شهرهای توریستی مازندران است. تولید زباله در روزهای پرتردد سفر جهش چشمگیری دارد، اما زیرساخت‌های تفکیک، پردازش و دفن بهداشتی متناسب با این حجم رشد نکرده است. بسیاری از سایت‌های دفع زباله در آستانه اشباع قرار دارند و انتقال بین‌شهری پسماند نیز پرهزینه است. ورود زباله به حاشیه رودخانه‌ها و مناطق جنگلی، علاوه بر تهدید محیط زیست، تصویر گردشگری منطقه را نیز مخدوش می‌کند. شهرداری‌ها از یک سو با هزینه سنگین جمع‌آوری روبه‌رو هستند و از سوی دیگر درآمد پایداری برای پوشش آن ندارند.

چالش بعدی، ساخت‌وساز بی‌رویه و تغییر کاربری اراضی است. جذابیت سرمایه‌گذاری در شهرهای توریستی، موجب رشد سریع ساخت ویلا، مجتمع‌های اقامتی و واحدهای تجاری شده است. در بسیاری موارد، این توسعه شتاب‌زده جلوتر از طرح‌های جامع و تفصیلی شهری حرکت کرده است. ساخت‌وساز در حریم رودخانه‌ها، اراضی کشاورزی و شیب‌های ناپایدار، هم ریسک محیطی را افزایش داده و هم سیمای شهری را دچار آشفتگی کرده است.

ترافیک و حمل‌ونقل نیز از گره‌های مزمن شهرهای گردشگرپذیر است. خیابان‌ها و معابر بسیاری از شهرهای مازندران ظرفیت حجم بالای خودرو در ایام اوج سفر را ندارند. پارکینگ عمومی کافی وجود ندارد و پارک حاشیه‌ای بی‌ضابطه، حرکت شهری را مختل می‌کند. نبود حمل‌ونقل عمومی کارآمد بین جاذبه‌های گردشگری و مراکز شهری، وابستگی به خودروی شخصی را تشدید کرده است. در نتیجه، زمان سفر درون‌شهری افزایش یافته و آلودگی صوتی و زیست‌محیطی بیشتر می‌شود.

در کنار این موارد، نابرابری درآمد و هزینه در مدیریت شهری یک چالش ساختاری است. شهرهای توریستی خدماتی به جمعیت غیرمقیم ارائه می‌دهند، اما بخش عمده منابع درآمدی شهرداری‌ها از شهروندان ثابت تأمین می‌شود. گردشگران از خدمات شهری استفاده می‌کنند، اما سهم مستقیمی در تأمین مالی پایدار آن ندارند. نبود مدل‌های نوین درآمدی گردشگری‌محور، تراز مالی مدیریت شهری را شکننده کرده است.

چالش زیست‌محیطی بُعد دیگری از مسئله است. شهرهای توریستی مازندران در مجاورت جنگل، دریا و تالاب قرار دارند. افزایش حضور گردشگران بدون مدیریت ظرفیت محیطی، منجر به تخریب پوشش گیاهی، آلودگی ساحل، فشار بر منابع آب و آسیب به زیست‌بوم‌ها می‌شود. مدیریت شهری اغلب بین جذب گردشگر بیشتر و حفاظت محیطی دچار تعارض منافع است. نبود ضوابط سخت‌گیرانه اجرایی و نظارت مستمر، این تعادل را برهم می‌زند.

از منظر حکمرانی شهری نیز چندپارگی تصمیم‌گیری یک مانع جدی است. در شهرهای توریستی، نهادهای مختلفی از جمله شهرداری، فرمانداری، میراث فرهنگی، منابع طبیعی، راه و شهرسازی، محیط زیست و نهادهای خدمات‌رسان نقش دارند. هماهنگی عملیاتی میان این دستگاه‌ها همیشه روان و سریع نیست. پروژه‌های زیرساختی گردشگری گاه به دلیل اختلاف نهادی یا بروکراسی طولانی متوقف می‌ماند. نبود مدیریت یکپارچه مقصد گردشگری، باعث دوباره‌کاری یا خلأ اجرایی می‌شود.

مسکن و قیمت زمین نیز به یکی از پیامدهای گردشگرپذیری تبدیل شده است. رشد خرید خانه دوم و سرمایه‌گذاری غیربومی، قیمت زمین و مسکن را در برخی شهرها به‌طور قابل توجهی افزایش داده است. این روند، دسترسی ساکنان محلی به مسکن مناسب را دشوارتر کرده و الگوی جمعیتی برخی محلات را تغییر داده است. خانه‌های خالی فصلی در مقابل کمبود مسکن مصرفی، تناقضی است که مدیریت شهری ابزار کافی برای تنظیم آن ندارد.

در حوزه ایمنی و مدیریت بحران نیز شهرهای توریستی وضعیت خاصی دارند. حضور جمعیت ناآشنا با محیط، در حوادثی مانند سیلاب، طوفان دریایی یا رانش زمین، ریسک تلفات را افزایش می‌دهد. سیستم‌های راهنمایی، هشدار محلی، تابلوهای چندزبانه و آموزش عمومی گردشگران هنوز به‌صورت فراگیر اجرا نشده است. مدیریت شهری باید علاوه بر شهروندان، برای ایمنی مهمانان نیز برنامه داشته باشد.

با این حال، کارشناسان معتقدند راه‌حل‌ها روشن اما نیازمند اراده اجرایی است. تدوین برنامه مدیریت مقصد گردشگری برای هر شهر، محاسبه ظرفیت برد، توسعه زیرساخت متناسب با جمعیت شناور، ایجاد منابع درآمد پایدار از گردشگری (مانند عوارض اقامت و خدمات)، هوشمندسازی مدیریت ترافیک، سرمایه‌گذاری در پسماند و فاضلاب، و کنترل جدی تغییر کاربری اراضی از جمله راهکارهای کلیدی است.

همچنین مشارکت بخش خصوصی در ایجاد پارکینگ، حمل‌ونقل گردشگری، بازیافت پسماند و خدمات شهری می‌تواند بخشی از بار مالی را کاهش دهد. استفاده از داده‌های هوشمند برای پیش‌بینی موج سفر و تنظیم خدمات نیز از ابزارهای نوین مدیریت شهری در شهرهای گردشگرپذیر دنیاست که می‌تواند در مازندران نیز توسعه یابد.

در نهایت، شهرهای توریستی مازندران اگرچه موتور محرک گردشگری کشورند، اما بدون بازنگری در مدل مدیریت شهری، با فرسودگی زیرساخت و نارضایتی دوگانه ساکن و مسافر روبه‌رو خواهند شد. عبور از مدیریت فصلی و واکنشی به مدیریت پایدار و داده‌محور، شرط حفظ جذابیت و زیست‌پذیری این شهرها در سال‌های آینده است