سید مجتبی؛ قهرمانِ بی‌فیلتر
سید مجتبی؛ قهرمانِ بی‌فیلتر
در روزگاری که قهرمانان یا آن‌چنان اسطوره‌ای روایت می‌شوند که دست‌نیافتنی به نظر می‌رسند، یا آن‌قدر در قاب‌های رسمی محصور می‌مانند که تنها به یک تصویر تقلیل می‌یابند، نام سید مجتبی علمدار همچنان زنده است؛ نه به اتکای پوسترها و تکرار شعارها، بلکه به واسطه یک ویژگی کمیاب: واقعی بودن. او قهرمانی بود که بی‌فیلتر زندگی کرد، بی‌ادعا جنگید و بی‌تکلف ماند.

در روزگاری که قهرمانان یا آن‌چنان اسطوره‌ای روایت می‌شوند که دست‌نیافتنی به نظر می‌رسند، یا آن‌قدر در قاب‌های رسمی محصور می‌مانند که تنها به یک تصویر تقلیل می‌یابند، نام سید مجتبی علمدار همچنان زنده است؛ نه به اتکای پوسترها و تکرار شعارها، بلکه به واسطه یک ویژگی کمیاب: واقعی بودن. او قهرمانی بود که بی‌فیلتر زندگی کرد، بی‌ادعا جنگید و بی‌تکلف ماند.

سید مجتبی قهرمان نشد چون شهید شد؛ شهید شد چون پیش از آن، «قهرمانانه زیستن» را آموخته بود. او از جنس آدم‌هایی نبود که فاصله‌شان با مردم از ابتدا تعریف شده باشد. نه آقازاده بود، نه بر مسیرهای هموار قدم گذاشت. از دل کوچه و بازار، از هیئت، از دردهای مردم و از تجربه زیسته‌ای آمیخته با رنج برخاست. همین ریشه‌مندی اجتماعی است که او را هنوز برای نسل امروز قابل فهم و باورپذیر می‌کند؛ نسلی که با شعار ارتباط برقرار نمی‌کند، اما با صداقت چرا.

اگر قرار است سید مجتبی را برای نسل جدید روایت کنیم، ناگزیر باید فیلترها را کنار بزنیم. او نه فرشته‌ای دست‌نیافتنی بود و نه انسانی عاری از خطا. انسانی بود با «قانون زندگی»؛ اهل مراقبه، خودکنترلی، محاسبه نفس و بازگشت پس از لغزش. همین وجه انسانی و زمینیِ شخصیت اوست که ماندگاری‌اش را تضمین کرده، نه صرفاً روایت‌های رسمی و آیینی.

سید مجتبی علمدار پس از پایان جنگ، زمانی که بسیاری گمان می‌کردند مأموریت به پایان رسیده، تازه میدان جدید را تشخیص داد. فهمید نبرد شکل عوض کرده است؛ بنابراین اسلحه را زمین گذاشت و سراغ دل‌ها رفت. هیئت بنا کرد، شب خاطره راه انداخت، با جوان‌ها نشست و گفت‌وگو کرد؛ بی‌ژست، بی‌فاصله، بی‌زبانِ از بالا به پایین. شنیدن را بلد بود و هم‌زبانی را. و بی‌تردید اگر امروز در میان ما بود، با نسل امروز نیز همین‌گونه سخن می‌گفت؛ نه با تکرار قالب‌های فرسوده، بلکه با درک زمانه.

قهرمانِ بی‌فیلتر، کسی است که اگر امروز حضور داشت، شاید او را در دانشگاه، در فضای مجازی، در یک جمع خودجوش فرهنگی یا حتی یک کافه‌گفت‌وگو می‌دیدیم؛ نه برای سخنرانی رسمی، بلکه برای شنیدن پرسش‌های سخت، برای ماندن کنار آدم‌هایی که هنوز در مسیرند، نه آن‌هایی که به مقصد رسیده‌اند.

سید مجتبی علمدار، قهرمانِ وحدت نیز بود؛ نه در سطح شعار، بلکه در میدان عمل. دل‌بستگی او به انسان‌ها، فراتر از ظاهر، تیپ یا برچسب بود. به‌خوبی می‌دانست که دل‌ها پیش از ذهن‌ها فتح می‌شوند. شاید به همین دلیل است که سال‌ها پس از شهادتش، انسان‌هایی با سلیقه‌ها و ظاهرهای متفاوت کنار مزارش می‌نشینند، اشک می‌ریزند و بی‌آنکه الزام یا اجبار بیرونی در کار باشد، می‌مانند. این ویژه‌نامه در پی آن نیست که سید مجتبی را بزرگ‌تر از آنچه بود نشان دهد؛ اتفاقاً هدف، دیدن او در اندازه واقعی خویش است. چراکه قهرمانان واقعی، آنان‌اند که به ما جسارت اندیشیدن می‌دهند؛ جسارت این پرسش ساده اما سرنوشت‌ساز: اگر او توانست، شاید من هم بتوانم…

و درست در همین نقطه است که یک شهید، فراتر از زمان و مکان، همچنان زنده می‌ماند.