سووشون
سووشون
کتاب سووشون نام رمانی از سیمین دانشور نویسنده‌ی معاصر ایرانی است. «سووشون» که اولین رمان دانشور است را یکی از مهم‌ترین رمان‌های فارسی خوانده‌اند

 

عنوان کتاب: سووشون
نویسنده: سیمین دانشور
انتشارات:خوارزمی

تعداد صفحه:307

✓ معرفی کتاب سووشون

کتاب سووشون نام رمانی از سیمین دانشور نویسنده‌ی معاصر ایرانی است. «سووشون» که اولین رمان دانشور است را یکی از مهم‌ترین رمان‌های فارسی خوانده‌اند. داستان این رمان که در سال ۱۳۴۸ منتشر شد، در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم، در شهر شیراز می‌گذرد، با محوریت زری و یوسف زوجی که در آن‌ سال‌های پرهرج‌ومرج با چالش‌هایی بزرگ مواجه می‌شوند.

✓ درباره کتاب سووشون

کتاب سووشون، رمانی محبوب و مهم از یکی از مهم‌ترین رمان‌نویس‌های ایرانی، سیمین دانشور است. رمانی که در سال ۱۳۴۸ منتشر شد و دانشور با آن وقایع بین سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵ و فضای ویژه و تلخ آن دوران در ایران را به تصویر کشید. زمانی که پس از سقوط رضاشاه و خلأ نسبی قدرت در ایران هرج‌ومرج، نآرامی و نابه‌سامانی تمام کشور را فراگرفت. روایت زنانه و منحصربه‌فرد دانشور از این رمان اثری برجسته ساخت که نظر بسیاری از مخاطبین را به خود جلب کرد و تحسین منتقدان و نویسندگان بزرگ بسیاری را نیز برانگیخت. از کتاب سووشون از آغاز انتشار تا به امروز بیش از پانصدهزار نسخه به فروش رسیده است. سووشون به هفده زبان ازجمله انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، ژاپنی و چینی برگردانده شده است.

✓ خلاصه داستان سووشون

داستان سووشون با یک مهمانی آغاز می‌شود که نویسنده به کمک آن درک روشنی از فضای زمان و شهری که ماجرا در آن جریان دارد، به خوانندگان می‌دهد. جشن عقد دختر حاکم که تمام بزرگان و اعیان در آن حضور دارند. در این جشن بحثی درمی‌گیرد و سرجنت زینگر از سران انگلیسی مستقر در شیراز از یوسف که زمین‌دار بزرگی است، می‌خواهد آذوقه‌ی نیروهایش را تامین کند. یوسف در آن قحطی بزرگ قصد ندارد مردمش را گرسنه بگذارد تا شکم قوای انگلیسی پر شود و به اشغال‌گری خود ادامه دهند. یوسف با سران انگلیسی و حاکم شهر و حتی برادر خود که چرب‌زبان و منفعت‌طلب است، درمی‌افتد، بر موضعش پافشاری کرده و امتیازی به انگلیس‌ها نمی‌دهد.

✓ جملاتی از کتاب سووشون

آدم برای کارهایی که بوی خطر از آن‌ها می‌آید باید آمادگی روحی و جسمی داشته باشد و آمادگی او درست برخلاف جهت هرگونه خطری بود. می‌دانست نه جرأتش را دارد و نه طاقتش را. اگر این همه وابستۀ بچه‌ها و شوهرش نبود، باز حرفی. * آدمیزاد چیست؟ یک امید کوچک، یک واقعۀ خوش، چه زود می‌تواند از نو دست و دلش را به زندگی بخواند؟ اما وقتی همه‌اش تودهنی و نومیدی است، آدم احساس می‌کند که مثل تفاله شده، لاشه‌ای، مرداری است که در لجن افتاده