تیرنگ:
در روستای سرسبز سوادکوه شمالی، حسینی، بازنشسته ۷۰ ساله، هر روز صبح با امید و دغدغه از خانه بیرون میرود. سالها کار سخت در باغهای مرکبات و زمینهای کشاورزی او را به فردی پرتوان تبدیل کرده بود، اما حالا با بازنشستگی، زندگی شکل و رنگ تازهای به خود گرفته است. او میگوید که حقوق بازنشستگی او کفاف هزینههای روزمره را نمیدهد و گرانی دارو و مواد غذایی، فشار مضاعفی بر زندگی او وارد کرده است.
حسینی به بیماریهایی مانند فشار خون و درد مفاصل مبتلاست و دسترسی محدود به مراکز درمانی، هر روز مشکلات او را بیشتر میکند. هر بار که نیاز به فیزیوتراپی یا مراقبت ویژه دارد، باید مسافت طولانیای را طی کند، و این موضوع باعث شده زندگی روزمرهاش پر از سختی و نگرانی باشد. او از تنهایی هم سخن میگوید؛ فرزندانش به شهرهای بزرگ مهاجرت کردهاند و خانه حالا آرام و ساکت است. نبود جمع خانواده و نبود همراهی در لحظات ساده زندگی، به یکی از بزرگترین دردهای روحی او تبدیل شده است.
با وجود این دشواریها، او امیدوار است که در آینده برنامههای جامعتر و با بودجه کافی اجرا شود تا دیگر سالمندان، بدون دغدغه به زندگی ادامه دهند.
او باور دارد سالمندی پایان زندگی نیست، بلکه آغاز فصلی تازه است؛ فصلی که تجربه و دانش او میتواند به نسل جوان منتقل شود. حسینی میگوید احترام و توجه به سالمندان نباید فقط شعار باشد، بلکه باید با فراهم کردن امکانات رفاهی، مراقبتهای پزشکی و تعامل اجتماعی ملموس شود.
در نگاه او، زندگی بازنشستگان هنوز پر از پتانسیل و امید است، اما بدون توجه مسئولان و جامعه، سختیها روزبهروز سنگینتر میشوند. او از نسل جوان میخواهد که قدر تجربههای کهنسالان را بدانند و مسئولان را به تدبیر برای ارتقای کیفیت زندگی سالمندان فرا میخواند. زندگی او و همنسلانش، نمونهای از تلاش برای حفظ کرامت و استقلال در فصل پایانی زندگی است، فصلی که باید با احترام، درک و حمایت همهجانبه همراه شود.





















































































