تیرنگ، الهام دهقان
مازندران، سرزمینی سرسبز در حاشیهی خزر، نهفقط با شالیزارها و جنگلها بلکه با واژههای کهن و لحن گرم زبان مازنی شناخته میشود. با اینهمه، این زبان دیرینه امروز در سایهی بیاعتنایی رسانهای و بیمیلی نسل جدید، در معرض خطر خاموشی قرار گرفته است. زبان مادری در مازندران نفسنفس میزند و گزارش پیشرو تصویری مستند از این مرگ آرام ارائه میدهد.
روزی نه چندان دور، در تمام کوچهها و بازارهای آمل و ساری و قائمشهر، لهجههای مختلف زبان تبری طنینانداز بود. اما حالا، در بسیاری از شهرهای استان، فقط کهنسالان به زبان مادری حرف میزنند. جوانان و کودکان، اگر هم بفهمند، کمتر به آن زبان سخن میگویند.
«به گفته برخی منابع فرهنگی، زبان مازنی یا تبری در طبقهی زبانهای بهشدت در معرض خطر قرار دارد؛ چرا که انتقال میاننسلی آن کاهش یافته و کاربرد اجتماعیاش محدود شده است.»
این یعنی شمار گویشوران آن در حال کاهش سریع است، زبان به نسل بعد منتقل نمیشود، و کاربرد اجتماعی آن به شدت محدود شده است.
دکتر نسترن محمودی، پژوهشگر حوزه گویشهای ایرانی، در گفتگو با تیرنگ میگوید: «تبری بخشی از هویت مردم شمال ایران است. از ریشههای زبانهای ایرانیست و ساختار پیچیده و غنی دارد. اما نبود حمایت رسمی و نبود آموزش نهادی باعث شده در مسیر فراموشی قرار بگیرد.»
✓ کودکان مازندرانی، مازنی حرف نمیزنند
در حالی که در بسیاری از کشورها زبان بومی در کنار زبان رسمی آموزش داده میشود، در مازندران چنین فرصتی وجود ندارد.
زهرا، آموزگار مقطع ابتدایی، میگوید: «ما خودمان گاهی برای تنوع یا شوخی چند کلمه مازنی در کلاس میگوییم، ولی نه کتاب درسی وجود دارد، نه دستورالعمل مشخص. در واقع، بچهها حتی حروف خاص این زبان را هم نمیشناسند.»
در پژوهشی که توسط یکی از انجمنهای فرهنگی مازندران در سال ۱۴۰۲ انجام شد، بیش از ۷۵ درصد نوجوانان ۱۰ تا ۱۸ ساله در شهرهای استان، فقط شنونده زبان مازنی هستند و خودشان به آن صحبت نمیکنند.
✓ رسانههای محلی؛ فرصت سوخته
رسانههای مکتوب، تلویزیون و رادیوهای استانی میتوانند نقش مهمی در زنده نگهداشتن زبان مازنی ایفا کنند، اما عملاً چنین نشده است.
محمدی شهروند مازنی در گفتوگو با ما، میگوید: « زبان مازنی رسانه نمیخواهد، فضا میخواهد؛ فرصتی برای شنیدهشدن.»
✓ دغدغه مردمی
در نبود حمایتهای رسمی، فعالان فرهنگی محلی و سمنها تلاش کردهاند با برگزاری کلاسهای آموزش گویش، انتشار کتابهای کودک، و فعالیت در فضای مجازی از مرگ زبان مادری جلوگیری کنند.
تیموری فعال فرهنگی به تیرنگ میگوید: «ما با طنز، داستان و شعر تلاش میکنیم زبان مازنی را جذاب کنیم. اما مشکل اینجاست که هیچ نهادی از ما حمایت نمیکند و ما با هزار مانع روبهرو میشویم.»
او تأکید میکند: «نجات زبان مادری نیاز به سیاست فرهنگی دارد، فقط با پست اینستاگرامی یا کلاس پراکنده کاری از پیش نمیرود.»
✓ هنوز دیر نشده است
کارشناسان و فعالان فرهنگی بر این باورند که نجات زبان مازنی ممکن است، اگر سیاستگذاری فرهنگی به آن فضا دهد نظیر:
1. افزودن زبان مازنی به برنامه درسی بهصورت اختیاری در مدارس ابتدایی و راهنمایی.
2. ایجاد برنامههای تلویزیونی و رادیویی منظم به زبان تبری.
3. تأسیس فرهنگسراهای بومی برای آموزش و ترویج زبان مادری.
4. تهیه و تدوین کتابهای داستان، شعر و سرگرمی به زبان محلی برای کودکان.
5. حمایت از پلتفرمهای دیجیتال و تولید محتوای بومی در فضای مجازی.
سخن پایانی: نگذاریم زیان مازندرانی فراموش شود
زبان، فقط وسیلهای برای ارتباط نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی، روایتهای بومی و فرهنگ یک قوم است. با خاموشی زبان مازنی، بخش مهمی از هویت فرهنگی مازندران در سکوت خواهد مرد. اگر امروز فکری نکنیم، شاید نسل بعد، نهتنها مازنی حرف نزند، بلکه دیگر حتی نداند که این زبان روزی زبان مادری او بوده است.





















































































