تیرنگ نیوز: رسالت رسانه ها نمایش مسیر موفقیت افراد جامعه جهت هموار سازی این مسیر برای هدایت عموم جامعه به مقصد موفقیت ملی است در همین راستا خبرنگار ما گفتگویی را با دکتر جاوید محمدی کارآفرین برتر و مدیر موفق ملی ترتیب داده است که مشروح آن از نظرتان می گذرد:
هر چند بسیاری از مدیران و کارشناسان کشور با مسیر موفقیت و الگوهای فعالیت شما در حوزه های پوشاک، دام و طیور ، صنایع چرم و حتی در ابعاد مختلف دیگر مثل نفت و گاز و فولاد آشنا هستند، اما برای الگو پذیری سایرین لطفا از زندگی خود و مراحل پیشرفت و موفقیت خود بگویید:
در سن 17 سالگی همزمان با تحصیل ، در اصفهان مجموعه ای ایجاد کردم به نام گل سفیر اصفهان در زمینه خشک کردن گل های طبیعی که در مدت زمان کوتاهی حوزه فعالیتم را از اصفهان گسترده تر نموده وانواع مختلف گل های خشک را به استان های مختلف ایران ارسال کردم اما این موفقیت به عنوان سقف آرزوهای من در آن زمان کوتاه بود و با انجام تحقیقات و رایزنی های مختلف، گل های خشک را به کشورهای همسایه نیزصادر کردم.
ظرف سه سال ، از درآمد و سود حاصل از صادرات گلهای خشک و به پشتوانه تجربه ی ورود به بازار اقتصاد بین المللی در سن 21 سالگی اولین کارخانه خود در زمینه تولید ابر و اسفنج را تاسیس نمودم که بحمدالله با پیشرفت خوبی رو به رو شد و از آن روزها تا به امروز هر بار که در هر حوزه ای احساس نیاز مردم را به کالایی یا خدمتی از نزدیک مطالعه و لمس کردم بصورت کاملا جدی به عنوان فصل دیگری از زندگی کاری خودم و بدون هیچ تداخلی با سایر کارها و مشاغلی که در دست اجرا داشته ام اقدام به راه اندازی و توسعه ی بازار مورد نظر شدم.
شاید در یک ذهن سنتی، واژه هایی مثل صنایع دام و طیور، پوشاک و نفت و گازدر کنار عناوینی مانند فناوری و کسب و کارهای نوفنپایه کمی نا مانوس و پیچیده باشد، شما چگونه این فضاهای به ظاهر جدا افتاده از هم را کنار هم قرار داده اید؟
از زاویه دید صنفی به مشاغل و صنایع مختلف این گروه بندی و دسته بندی کارها لازم و منطقی است اما مدل ورود من به بازار نگاه تخصصی به حوزه فعالیت و محصول خاص یک صنعت نبوده استبنده پس از کسب تجربه در بازار سنتی و علمی آنچه که فراگرفتم مدیریت کسب و کار و تشخیص حوزه هایی بوده که اساسا نیاز بازار بوده و تقاضا در آن حوزه کاملا مشهود بوده و پرداختن و سرمایه گذاری در آنها می تواند موجب موفقیت شود وصد البته در این مسیر علاوه بر تجربه ی مدیریت، اعتماد کردن به به دانش و ایده های افراد متخصص و نخبه و همچنین همکاری با شرکا و مدیران عالی موجب شد تا شرایط رشد و پیشرفتم هموارتر شود.
از ناپلئون می پرسند شما انسان باهوشی هستید یا انسانی موفق؟ در پاسخ می گوید هیچ کدام،من انسان خوش شانسی هستم که مدیران و فرماندهان مقتدر و خوبی در کنار من هستند.
در شرایط فعلی کشور ، چقدر به رشد و شکوفایی تجارت و کسب و کار در حوزه فناوری های نوین امیدوار هستید؟
نه تنها کشور بلکه جهان همیشه در حال تغییر و گذار است و همیشه تغییرات در هر فضای اجتماعی و اقتصادی باعث تغییر نیازها و خواسته ها هم خواهد شد من از ابتدا آموخته ام که تفکر کسب وکار باید بر پایه خلاقیت ، نوآوری و فناوری روز دنیا باشد و از آن مهمتر علاوه بر مطالعه زندگی انسانهای موفق در مسیر زندگی خود نیز آموختم که در دنیا کسب و کارهای موفق در هیچ یک از مراحل حیات خود از تاسیس گرفته تا توسعه و بهره برداری هرگز به حکومت یا دولت خود وابسته نیستند ، اصولا از نگاه من وظیقه ی یک کارآفرین در مرتبه ی نخست،عدم وابستگی به دولت جهت کاهش این مسئولیت سنگین از روی دوش دولت است، در همین راستا مردمی شدن فرایند تولید برای من اهمیت دارد نه این که مدام به فکر دریافت وام و تسهیلات دولتی باشیم.
در این عرصه بسیار امیدوار و خوش بین هستم و ضمن پذیرفتن موانع موجود در این راه ، مسائل را به عنوان سدی در این راه نمی بینم که بتوانند جدیت و اراده ام را خدشه دار کنند. همه ما از مشکلات و دردسرهای این روزگار با خبر هستیم اما به عقیده من یک مبارز واقعی وقتی برای تشریح و بازگویی مشکلاتش ندارد و بدون فوت وقت تنها برای حل مسائل گام بر میدارد. و معمولا زمانی کهآب گل آلود است و مسیر موفقیت همچون کلافی سردرگم است، بهترین فرصت انسانهای موفق برای تشخیص صحیح مسیر و خدمت رسانی به تشنگان از طریق شفاف سازی و هموار نمودن بستر پیشرفت و رشد برای انسانهای این مسیر است تا ضمن انجام وظیفه اخلاقی و ملی ، با ایجاد بازار جدید علاوه بر کارآفرینی شرایط رشد اقتصادی را فراهم نماید.
دنیا محل پیشرفت است اما متاسفانه سالهاست در سراسر دنیابرخی از بازرگانان در ابعاد کلان اقتصادی به شیوه ای غیر اخلاقی با استفاده نا صحیح از رسانه ها فضای اقتصادی را در مسیر اهداف خود مشوش و گل آلود می کنند تشخیص چنین اخبار و شایعات کذب و عدم فریب خوردن از اطلاعات ناصحیح منتشر شده در اذهان عموم قطعا سهم بزرگی از رمز موفقیت یک فناور و کارآفرین است.
یعنی به نظر شما رسیدن و دستیابی به جایگاه فرد موفقی مانند شما در شرایط فعلی غیرممکن نیست؟
خیر، رسیدن به موفقیت در هیچ زمانی غیرممکن نیست، من مقابل خود راه نرفته قابل توجهی را متصور هستم، این برای من یک سلوک تدریجی است به سمت موفقیت، موفقیتی که در نظرم یک فرایند است و یک نقطه خاص که آن هم پایان مسیر نیست. اصولا خود را در میدان مسابقه نمیبینم، بلکه می خواهم بهترین عملکرد را داشته باشم و با گذشت زمان خانواده بزرگی از همکارانم که در کنارم در عرصه تجارت و تولید شکل گرفته، روز به روز بالنده و شکوفاتر باشد.
کسانی که تولید میکنند و در فلات مادری خود، عده ای را به کار و زندگی امیدوار می کنند، نمی توانند ضریب بالای وطن دوستی را در خود انکار کنند، این وطن دوستی و نوع دوستی در کجا ریشه دارد؟
بله این یک عشق مشترک است که در باطن افراد نهادینه می گردد، همه ما معتقدیم که باید نسبت به خانه خود متعهد و وفادار باشیم، با موضوع مطرح شده از سوی شما همدل هستم، وطن دوستی برایم دلنشین تر از وطن پرستی است، انسان اخلاقی نگاهی جهان شمول دارد و در قید و بند مرزها نیست اما فلات مادری که اشاره کردید، برای من و برای همه هم وطنان من اهمیت دارد. دیگرخواهی و نوع دوستی بخشی از ایفای مسئولیت اجتماعی است و من تلاش کردهام در همه مراحل کاری خود به این مهم توجه داشته باشم.
خط قرمز یک کارفرمای موفق مثل شما در سازمان بالندۀ تحت مدیریت شما چیست؟
باید بگویم که مسائل زیادی برای من اهمیت دارند، رعایت نظم، رضایت شغلی نزد همه اعضای خانواده در یک سازمان، ارزش افزوده و صداقت و اطمینان مهم هستند. تلاش می کنم در سطحی متعالیف اصول راهبری را رعایت کنم قبل از آن که فقط یک مدیر خوب باشم.
برای کشف استعدادهای پنهان و کشف و حل مساله در روزگاری که مهمترین مشکلش نداشتن مساله است، چه برنامه و چه نقشه راهی داشته اید؟
این یک استراتژی خاص است و باید برای رسیدن به این اصول طلایی برنامه ریزی جدی داشته باشیم. موافقم که مشکل بزرگ بسیاری از سازمان ها امروز این است که اصولا مساله ندارند و به دنبال راه حلی برای مساله نداشته یا فرضی خود می گردند. یک تیم متشکل از متخصصان امر برای کشف استعداد و مساله و ارایه راهکار در اختیار است و با چنین متخصصین جوان و خوش آتیه نسبت به قدم های آینده بسیار خوش بین هستم.
آینده کسب و کار و مسیر پیش روی مدیریت خود را چگونه ترسیم می کنید؟
من ریشه در گذشتهای ارزشمند دارم که برایم بسیار معنادار است، خانواده در ترسیم مسیر پیشرفتم کاملا موثر بوده است. پدرم برای من همیشه یک سرمشق بوده است. یک کشاورز که برای من همیشه یک الگوی رفتاری و اقتصادی بوده تا در شفافیت و راستی کامل حرکت کنم. مفاهیم کشاورزی اتفاقا از همین موضوع برای من تداعی کننده اصول اصیل تجارت بوده است، کاشت درست و به موقع، تقویت زمین، دوره نگهداری و به امید خدا برداشت محصول.
حرف آخر ؟
حرف آخر واژه ی مناسبی برای زندگی نیست من به عنوان حرف و پیام اولم به مخاطبین شما عرض می کنم چشمان خود را باز کنید و با گوش جان بشنوید بازار تجارت فریاد می زند با توجه به تخصص و توانمندی شما ، به چه کاری بپردازید و چگونه موفق شوید




















































































