در دل زمین، فریادی نهفته است
در دل زمین، فریادی نهفته است
کشاورزی، ستون فقرات امنیت غذایی هر کشور است. با این حال، در ورای میوه‌های رنگارنگ، برنج و خوشه‌های طلایی گندم و سفره‌های پرنعمت، رنجی نهفته است که سال‌هاست کشاورزان با آن دست و پنجه نرم می‌کنند

 

تیرنگ:

کشاورزی، ستون فقرات امنیت غذایی هر کشور است. با این حال، در ورای میوه‌های رنگارنگ، برنج و خوشه‌های طلایی گندم و سفره‌های پرنعمت، رنجی نهفته است که سال‌هاست کشاورزان با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. این رنج، فقط به زحمت فیزیکی محدود نمی‌شود، بلکه ترکیبی است از فشارهای اقتصادی، تغییرات اقلیمی و هزاران مشکل دیگر. کشاورزی در مازندران، که بخش عمده‌ای از اقتصاد و اشتغال به آن وابسته است، نمادی از تلاش بی‌وقفه در برابر سختی‌هاست.

✓رنجی به قدمت تاریخ

کشاورزی، از دیرباز با سخت‌کوشی و مشقت همراه بوده است. برخلاف بسیاری از مشاغل امروزی که در فضای کنترل‌شده‌ی شهری یا صنعتی انجام می‌شوند، کشاورز با طبیعت سر و کار دارد؛ طبیعتی که گاه سخاوتمند و گاه بی‌رحم است. گرما، سرما، خشکسالی، سیلاب، آفات و بیماری‌های گیاهی، همگی عواملی‌اند که به یکباره می‌توانند حاصل یک سال تلاش را نابود کنند.

✓فشار اقتصادی و نبود ثبات

یکی از اصلی‌ترین جنبه‌های رنج کشاورزی، مشکلات اقتصادی است. هزینه‌های تولید – از بذر، کود و سم گرفته تا ماشین‌آلات و سوخت – به شدت افزایش یافته‌اند، در حالی که قیمت خرید محصول توسط دلالان یا حتی دولت‌ها، اغلب عادلانه نیست. کشاورزان مجبورند محصولات خود را در فصل برداشت با کمترین قیمت بفروشند، زیرا امکان انبارداری یا فروش مستقیم به مصرف‌کننده را ندارند. این مسئله سود اصلی به جیب واسطه‌ها برود و کشاورز، با وجود کار سخت، سهمی اندک از ارزش واقعی محصول خود داشته باشد.

✓خشکسالی و بحران آب

در سال‌های اخیر، بحران آب یکی از چالش‌های بزرگ کشاورزی در ایران بوده است. افت سطح سفره‌های زیرزمینی، خشک‌شدن رودخانه‌ها و کاهش بارندگی‌ها، بسیاری از زمین‌های کشاورزی را به بیابان بدل کرده است. در بسیاری از روستاها، کشاورزان مجبور شده‌اند زمین‌های خود را رها کنند و به شهرها مهاجرت کنند. این بحران نه تنها معیشت کشاورزان را نابود کرده، بلکه زنگ خطری برای امنیت غذایی و پایداری زیست‌محیطی کشور نیز به شمار می‌رود.

✓نبود حمایت‌های دولتی مؤثر

اگرچه نهادهای دولتی مختلفی در حوزه کشاورزی فعال هستند، اما بسیاری از کشاورزان احساس می‌کنند که از حمایت کافی برخوردار نیستند. بیمه‌های کشاورزی در پوشش خسارات چندان کارآمد نیستند و معمولاً با تأخیر و به صورت ناکامل پرداخت می‌شوند. همچنین، آموزش‌های لازم برای به‌کارگیری روش‌های نوین و کم‌مصرف، یا حمایت برای توسعه کشاورزی مکانیزه، در بسیاری از مناطق ارائه نمی‌شود. در این شرایط، کشاورز سنتی با همان ابزارها و دانش قدیمی، در برابر چالش‌های مدرن، بی‌دفاع مانده است.

✓ فشار روانی و اجتماعی

کشاورزی نه تنها از نظر جسمی دشوار است، بلکه فشار روانی زیادی نیز به کشاورزان وارد می‌کند. نگرانی از آینده‌ی شغلی، بدهی، ناتوانی در تأمین هزینه‌های خانواده یا تحصیل فرزندان، بسیاری از کشاورزان را دچار افسردگی و اضطراب کرده است. در برخی مناطق، مهاجرت اجباری به شهرها نیز باعث گسست اجتماعی، تخریب بافت‌های سنتی و بروز مشکلات تازه‌ای شده است.

✓مقاومت در برابر سختی‌ها

با وجود همه این مشکلات، بسیاری از کشاورزان همچنان ایستاده‌اند و به کار خود ادامه می‌دهند. عشق به زمین، ریشه‌های عمیق خانوادگی، حس مسئولیت نسبت به جامعه و حتی جنبه معنوی و فرهنگی کار کشاورزی، انگیزه‌هایی هستند که باعث تداوم این حرفه سخت اما شریف شده‌اند. در برخی مناطق، جوانان با استفاده از فناوری‌های نوین، کارآفرینی در حوزه کشاورزی و بهره‌گیری از فضای مجازی برای فروش محصولات، امید تازه‌ای ایجاد کرده‌اند.

✓راه‌حل‌ها و آینده‌ای پایدار

برای کاهش رنج کشاورزی، نیاز به برنامه‌ریزی کلان، سرمایه‌گذاری هدفمند و اصلاح سیاست‌هاست. توسعه سیستم‌های آبیاری نوین، آموزش کشاورزی پایدار، حمایت مالی واقعی از کشاورزان، حذف دلال‌ها از زنجیره فروش، ایجاد بازارهای محلی، و تقویت بیمه‌های کشاورزی، تنها بخشی از اقدامات لازم‌اند. همچنین، مشارکت جوامع محلی، سازمان‌های مردم‌نهاد و بهره‌گیری از ظرفیت‌های علمی و فناوری می‌تواند نقش مهمی در کاهش فشارها ایفا کند.

✓ سخن پایانی

رنج کشاورزی، داستان مردمانی است که با دستان پینه‌بسته خود زمین را زنده نگه می‌دارند اما اغلب خود، در سایه بی‌توجهی می‌سوزند. پرداختن به مشکلات این قشر، تنها وظیفه‌ای اجتماعی یا اخلاقی نیست؛ بلکه ضرورتی استراتژیک برای حفظ ثبات اقتصادی، اجتماعی و امنیت غذایی کشور است. آنچه امروز به عنوان رنج کشاورزی می‌شناسیم، باید با عزمی ملی به سوی عدالت، رفاه و پایداری هدایت شود.