تیرنگ:
مسئله محیط زیست خزر، مربوط به امروز و دیروز نیست، تازگی ندارد اما عادی نشده است. خیلی نگذشته است از عکسی که ساحل 40 متر عقب نشسته خزر را نشان میداد و زنگ خطری که صدایش درآمده و نبض خزر به شماره افتاده است. کنوانسیونهای بسیاری از سوی کشورهای حاشیه خزر برای حفظ و حراست از بزرگترین دریاچه جهان، به رشته تحریر درآمده اما به نظر میرسد اجرای آن را به زمان دیگری موکول کردهاند«شاید وقتی دیگر».
کارشناسان ضمن تایید تداوم پسروی های آب دریای خزر این امکان را می دهند که در چند سال آینده سواحل خزر شاید کیلومترها در عمق این دریا نفوذ کند اما خزر به شکل کامل خشک نمی شود.
آنچه زمینه نگرانی نخبگان محیط زیست را فراهم کرد بهم خوردگی “بیلان” آب دریای خزر است که به علت احداث سدهای متعدد بر روی رودخانه ولگا به عنوان بزرگترین رودخانه اروپا که به تنهایی حدود ۸۴ درصد آب دریای خزر را تامین می کند.
نوسانات آب برای همه دریاچه های جهان یکسان است که بستگی به ورود آب رودخانه ها و میزان شدت تبخیر این دریاچه ها دارد و الگوی متفاوتی با آب های آزاد جهان دارند که به خاطر آب شدن یخ قطب ها سطح آب آنها بر خلاف دریاچه ها بالا می آید.
دهه ۶۰ تراز آب دریای خزر به حدی بالا آمد که وزارت کشور به ناچار موج شکن هایی را کنار ساحل با سنگ چینه های فروان ایجاد کرد که در حال حاضر به خاطر پسروی آب خزر همه آن سواحل به پارکینگ ماشین تبدیل شد و سنگها بیرون از دریا ماندند.
صاحبنظران معتقد هستند تمام دریاچه های جهان وقتی ورودی آب رودخانه ها به این دریاچه کم شود تراز آب بهم خورده و تراز آن کاهشی خواهد شد.
تراز بارش و تبخیر در دریاچه ها همیشه منفی است و میزان تبخیر آب به مراتب بیشتر از بارشی است که بر سطح دریاچه می بارد که خزر هم از این امر مستثنی نیست.
اما آنچه که به عنوان دغدغه جدی این کارشناسان مطرح است پول پاشی برای احیا بدون در نظر گرفتن مطالعات است. آنها بر این باور هستند میلیاردها دلار برای احیای دریاچه ارومیه هزینه شد و همانند سرمایه گذاری در سیستان و بلوچستان هیچ دستاوردی نداشته است.
این کارشناسان پیش بینی کردند با توجه به شواهد موجود و پسروی های پیاپی به خاطر کاهش ورودی آب ولگا برای خزر هم نباید پول پاشی بدون مطالعه انجام شود.
صاحبنظران بر این اصل تاکید دارند با توجه به روند موجود تا ۲۰ سال آینده خلیج گرگان و میانکاله بسیار عقب نشینی و خشک خواهند شد و پول پاشی بی هدف هیچ دستاوردی نخواهد داشت.
آنها معتقد هستند باید مطالعه ی دقیق انجام شود و این تحقیق به سیاست کلی تبدیل شده و در نهایت چاره اندیشی شود که چگونه هزینه کنند که این پول به هدر نرود تا در ۲۰ سال آینده حسرت پول های از دست رفته را بخوریم.
✓خزر نمی میرد
فوق دکتری مهندسی عمران- محیط زیست از آمریکا بیان داشت: دریای خزر با عمق یک هزار و ۳۵ متر تحت هیچ شرایطی همانند دریاچه ارومیه خشک نمی شود.
دکتر عزیر عابسی اظهار داشت: سطح آب دریاچه ی ارومیه بین سه تا ۶ متر بود و دریای خزر که به اندازه ی پنج برابر خلیج فارس آب دارد هرگز خشک نخواهد شد.
وی ادامه داد: هر چند پسروی آب خزر به خصوص در شرق این دریا در گلستان تا کیلومترها به سمت دریا پیش می رود اما خزر خشک نخواهد شد.
وی اظهار داشت: دریای خزر دارای ۲ چاله ی آب در قسمت میانه و جنوبی دریا می باشد که بحث خشک شدن این دریا به طور کامل منتفی است.
این استاد صاحبنظر محیط زیست کشور این را هم گفت که نوسانات آب دریاچه ها دلایل مختلفی دارد که بهم خوردگی تراز آب مهمترین عامل ناترازی است.
✓ ولگا، علت اصلی پسروی
این دانش آموخته رشته محیط زیست از آمریکا در ادامه تصریح کرد که با توجه به اینکه ولگا به عنوان بزرگترین رودخانه اروپا ۸۴ درصد آب دریای خزر را تامین می کند احداث سطح های مختلف در سال های اخیر علت اصلی ناترازی آب دریای خزر است.
عابسی اضافه کرد: تبخیر آب در همه دریاچه های جهان بیشتر از بارشی است که بر سطح دریاچه می بارد و خزر هم از این بیلان بارش و تبخیر منفی مستثنی نیست.
وی اظهار داشت: شواهد موجود نشانگر آن است که پسروی های آب خزر ادامه دار خواهد بود و تا ۲۰ سال آینده به خصوص در شرق مازندران و استان گلستان کیلومتر ها ساحل به سمت دریا پیشروی خواهد کرد.
وی با بیان این مطلب که بدون تردید تا ۲۰ سال آینده وضعیت خلیج گرگان و میانکاله بدتر از شرایط فعلی خواهد شد، بیان کرد: هر طرحی برای جلوگیری از پسروی خزر اتخاذ می شود باید با مطالعه به یک سیاست ورزی تبدیل شود.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: دریاچه های جهان در طول تاریخ دچار نوسانات زیادی خواهند شد همانگونه که در دهه ۶۰ آب دریای خزر به گونه ای بالا آمد که بسیاری از شهرک های ساحلی را بلعید و به ناچار وزارت کشور طرح های بزرگی برای ایجاد موج شکن و سنگ چین در ساحل ایجاد کرد.
✓کنوانسیون یا کاغذ پاره
سهیل اولادزاد اظهار کرد: درباره کنوانسیون اوکتائو با کشورهایی طرف حساب هستیم که در مقابل محیط زیست رفتاری همانند یا به مراتب بدتر از کشور ما دارند. این کنوانسیون به طور کلی شامل قراردادهای نظامی و امنیتی و سیاسی (به خصوص جغرافیای سیاسی) میشود که پر رنگتر از موارد زیست محیطی بودن آن است.
این فعال محیط زیست افزود: در همین سالها شاهد بودیم که جمهوری آذربایجان صنایع سنگینی را در حاشیه خزر مستقر و به شکل گسترده پساب وارد دریا کرده، روسیه در شمال هیچ کوششی برای حفاظت از زیستمندانی چون فوک خزری ندارد و سالانه تلفات گستردهای در سواحل شمالی و شرقی داریم، ایران هم در جنوب بیشترین میزان پساب با ماهیت انسانی یعنی فاضلاب را وارد خزر میکند. تمام رودخانهها یا حوضههای آبریز خزر در شمال ایران بار آلایندگی سنگینی را به دریاچه ای که در حال پسروی است تخلیه میکنند.
وی گفت: همه این شرایط در کنار نظارت بسیار کم بر روی صید و صیادی موجب شده که جمعیت گونههای آبزی خزر مثل ماهیان استخوانی به شدت رو به افول رود.
اولادزاد تصریح کرد: از کارشناسان خبرهای در تنظیم کنوانسیون اوکتائو استفاده نشده تا مواد و موارد جزییتری را برای متر و معیار قراردادن در نظر گیرند، اهداف خاصی ترسیم نشده که بر اساس برنامه زمانی، با همکاریهای بینالمللی به جمعیت آبزیان با طرح حفاظتی افزوده شود، یا چه میزان از بار آلودگی با این نقشه راه کاسته شود، به همین علت نمیتوان گفت این کنوانسیون خروجی خاصی در زمینه محیط زیست داشته است.
وی ادامه داد: مرور کنوانسیونها و قراردادهای بینالمللی مثل هوا و اقلیم پاریس، کنوانسیون بازل یا موارد دیگر، نشان میدهد از چند پارامتر برای مشخص شدن و بررسی موارد استفاده شده است، مانند اینکه تا سال ۲۰۵۰ میزان کربن را چند میلیون تن کاهش دهیم، وظایف کشورها مشخص میشود و به این شکل میتوان به صورت سالانه بررسی کرد که آیا تغییری در راستای رسیدن به اهداف کنوانسیون داشتهایم یا خیر.
این فعال محیط زیست خاطرنشان کرد: هدف والاتر کنوانسیون اوکتائو برداشت هرچه بیشتر از خزر با شعار توسعه پایدار و استانداردهای محیط زیستی است، در مواد مختلف این کنوانسیون میخوانیم با رعایت استانداردهای محیط زیستی لولهگذاری بستر دریا و برداشت از ماهیان دریا آزاد است، در واقع این کشورها روند فعلی توسعه خود را در دریا به نوعی بدون ایراد میپندارند.
اولادزاد گفت: پیش از کنوانسیون اوکتائو، کنوانسیون محیط زیستی تهران را در سال ۲۰۰۳ داشتیم که به مراتب دقیقتر در این زمینه مثل مورد ولگا یا آلایندگی کشورها صحبت شده بود، اما در هیچ یک از کشورها، اثری از آن ندیدیم، در حالت کلی باید این را در نظر بگیر همه کشورها به جز برخی استثنا به فکر منافع ملی خود هستند و در مورد این دست قراردادهای بینالمللی و کنوانسیونها که الزام خاصی به اجرا ندارند کم کار بوده و یا بی توجهی میکنند.
اگرچه خزر نخواهد مرد اما حال باید دید که دولتمردان از میان این نظرات و دیدگاههای مختلف کارشناسان و صاحبنظران میتوانند بهترین تدابیر برای کمک به زندهماندن دریای خزر را انجام دهند یا نه؟





















































































