طنز تلخ صلح خواهی ترامپ در قالب مذاکره تحمیلی و باج خواهانه، مثل طبل رسوایی است که طنینش همه گوشها را آزار می دهد اما عده ای ظاهرا با استفاده از تکنیک تمارض، خود را به خواب زده و تعمدا نمی خواهند بیدار شوند
طنز تلخ صلح خواهی ترامپ در قالب مذاکره تحمیلی و باج خواهانه، مثل طبل رسوایی است که طنینش همه گوشها را آزار می دهد اما عده ای ظاهرا با استفاده از تکنیک تمارض، خود را به خواب زده و تعمدا نمی خواهند بیدار شوند،خوابی که در صدر اسلام، از سقیفه بنی ساعده شروع شده و توسط نهروانی ها، منجر به شهادت امیرالمؤمنین(ع) و تحمیل صلح به امام مجتبی(ع) وغربت خونین عاشورای حسینی و نهایتا غیبت حضرت ولی عصر(عج) شد، خوابی که به قرآن روی نیزه عمروعاص اعتماد شد، به ابوموسی اشعری ساده لوح بها داده شد، امام مجتبی(ع) توسط نفوذی ها مسموم شد، مسلم بن عقیل در کوفه تنها شد و مثل همه سفرای حسینی، به شهادت رسید،امام حسین(ع) و یارانش غریبانه به شهادت رسیدند، یاران مختار را به قربانگاه کشاند و مختار را نیز غریبانه شهید کرد و ایام وانفسای اسلام و اهل بیت (ع) در زندانهای ظالمان اموی و عباسی استمرار یافت و غیبت خاتم الاولیاء شکل گرفت.
اعتمادی که رضاخان رابه خاک سیاه نشاند
اعتمادی که دولت مصدق را سرنگون کرد
اعتمادی که شوروی را به فروپاشی کشانداعتمادی که عرفات را سازشکار و ذلیل کرداعتمادی که قذافی و لیبی را نابود کرداعتمادی که صدام را به مسلخ برداعتمادی که کمپ دیوید، شرم الشیخ، اسلو و … را به فلسطین و اعراب تحمیل کرداعتمادی که نفس اردوغان را در کودتا گرفتاعتمادی که خسارت محض برجام را مثل جام زهر به ما نوشانداعتمادی که زلنسکی را خوار و خفیف و شکست خورده و بربادرفته کرداعتمادی که ظاهرا قرار است همچنان ما را به مسلخ هدایت کندمذاکره پیشنهادی ترامپ، مرا یاد یکی از خاطرات مربوط به هیتلر می اندازد که یکی از معاونین یا فرماندهانش را فرا می خواند و به او می گوید “یا خودکشی کن و یا می کشمت و می گویم خودکشی کرده استعَلَم عدم مذاکره رهبر حکیم انقلاب ، استفاده هوشمندانه و عزت مندانه از تجارب ارزشمند ما و دیگر کشورها در ذیل مذاکرات و توافقات گذشته با امریکا و سایر کشورهای غربی است، دو گزینه برخورداری حکیم دوراندیش امام خامنه ای از بصیرت و شجاعت، نقشه شوم براندازی مذاکره نما را نقش بر آب و ترامپ را که با سیصد فرمان قلدرانه، متوهم شده بود، آچمز کرد و سریال سلسله ناکامی های گذشته اش در قبال ایران را تداوم بخشید.
مذاکره با کسی که ادبیات مذاکره را نمی داند و اصلا قاعده مذاکره را به رسمیت نمی شناسد و نتایج مذاکره را از قبل معلوم می کند و حتی برای مذاکره پیش شرط می گذارد و در شرایط نابرابر، با سوءاستفاده از ابزاری مانند شورای امنیت و شورای حکام آژانس بین المللی اتمی و غیره در تکاپوی تحقق مذاکره تحت فشار و باج گیرانه است.نکته تأسف انگیز ماجرا، مواضع قلدرمآبانه ترامپ نیست، چرا که دولت او دولت تحت حمایت و هدایت میلیاردرهاست و تجارت پیشه عمل کرده و هر چه امتیاز و باج بگیرد باز هم اشتهای بلعیدن دارد، نکته اینجاست که علیرغم پیچیده نبودن ادبیات ترامپ و وضوح باج خواهی، عده ای خاص که در اصل جاده صاف کن های سیاست ترامپ در خصوص ایران هستند، با مصادره فضای مجازی و فضاهای سیاسی و دیپلماسی و مطبوعات، مقدماتی را فراهم کرده تا با کلیداژه معیشت مردم، مقاومت های ضدمذاکره را شکسته و با خفت گیری سیاسی مقامات، عملا بله را گرفته و بساط انرژی هسته ای و سایر مطالبات مندرج و غیرمندرج را جمع کرده و کشور را در آستانه تسلیم قرار داده و عملیات فروپاشی نظام را با عنوان عملیات رهایی مردم به انجام برسانند.
مواضع انقلابی رهبر عزیز اگر چه به مباحث حاشیه ساز پایان داده است اما فاز منفی دادن به مواضع حکیم نظام امام خامنه ای با کلیپ سازی ها و آمارها و گزارش ها و برنامه سازی ها تا جایی ادامه دارد که حتی امید به عقب نشینی رهبری را در سر می پرورانند و در حال استفاده از تاکتیک فشار از پائین و چانه زنی در بالا هستند، باور اشتباهی که می تواند تحت عنوان مذاکره با امریکا و غرب، تحمیل کننده تعهدات فرابرجامی و کامیابی یکسویه غرب در این دامگه جدید باشد.از تبعات چنین نکته تأسف برانگیز، ناهمراهی و ساز جدای برخی از چهره های مطرح با رهبری عزیز در اتخاذ مواضع انقلابی و ایستادگی مطلق در برابر توهمات ترامپ و حفظ عزت ایران و ایرانی است، روشنفکران بیماری که بر طبل مذاکره می کوبند، چشمان خویش را به روی واقعیتها و تجارب تلخ گذشته بسته و فقط با دهان باز، به سمپاشی افکار عمومی پرداخته و باورهای انقلابی جامعه را تحقیر و حتی تخریب می کنند و شگفت انگیزتر اینکه متأسفانه عده ای از این روشنفکرنماها، در پیشینه های تجارب تلخ، سهیم و دخیل بوده و بجای عذرخواهی از پیشگاه این مردم، ژست های ستارخانی و باقرخانی و میرزاکوچک خانی به خود می گیرند و طوری جلوه می دهند که گویا قهرمانان دفاع از منافع ملی هستند.مواضع رهبر حکیم انقلاب ، مانع از تکرار تحقیرها و تحمیق ها و تخریب ها و تبدیل ایران به لیبی و عراق و سوریه و شوروی سابق و اوکراین امروز خواهد شد اما خوش رقصی های سیاسی کارها و سیاست بازهای حرفه ای که حتی اگر در خوشبینانه ترین حالت عامل و جاسوس هم نباشند، حداقل در مرزهای خودباختگی و غرب شیفتگی از انقلاب و مواضع امام راحل و آرمان شهدا جامانده اند، طوری نشان می دهد که انگار، رهبری معظم انقلاب دغدغه رفاه مردم را ندارند و از وضعیت معیشتی مردم بی خبرهستند و این در حالیست که در دو دهه گذشته روند نامگذاری های سالانه معظم له توجه مستقیم به اقتصاد، معیشت و رفاه مردم بوده و تمامی تذکرات ایشان به مسئولین رفع همین ناترازی های بزرگ یعنی درآمدها و هزینه ها بوده و است.تنها گذاشتن و پشت رهبری نایستادن، خیانتی بزرگ و مظهر بارز همان پیمان شکنی های کمرشکنی است که نمونه تاریخی آن را می توان در تنها گذاشتن امیرالمؤمنین(ع) در مدینه پس از فوت پیامبر اعظم(س) و در کوفه پس از جنگ صفین و یا تنها گذاشتن امام حسن مجتبی(ع) و تنهایی و غربت امام حسین(ع) در واقعه عاشورا نگریست.در پایان باید به موافقان مذاکره گفت که استراتژی امریکا و غرب، تعلیق و یا لغو تحریم ها نیست و آنها رسما گفته اند که تحریم، پاشنه آشیل ایران است و هرگز نسبت به آن انعطافی نشان نخواهند داد و از این رو تأکید می کنم که در این شرایط، افکار عمومی را دچار انشقاق نکرده و در شرایطی که جامعه ما به شدت به وحدت و استقامت در قبال این فشارهای همه جانبه نیاز دارد، دوقطبی سازی پیشه نکرده و خودشان را دایه های دلسوزتر از مادر نشان نداده و اشک تمساح نریزند.
لینک کوتاه : http://tirangnews.ir/?p=39216