فاطمه نبیزاده: به عنوان یک خادمیار رضوی، هر بار که قدم در صحن و سرای ملکوتی امام رضا علیهالسلام میگذارم، تجربهای فراتر از زیارت رخ میدهد؛ تجربهای که نه تنها روح را آرام میکند، بلکه هویت و رسالت ما را به یادمان میآورد. آنچه در نگاه نخست به چشم میآید، شکوه ایوان طلا و نقارههای گنبد است، اما حقیقت این مکان فراتر از معماری و زیباییهای ظاهری است؛ اینجا دانشگاهی است که دانشآموختگان مکتب رضوی در آن تربیت میشوند.
صدای حرم؛ پژواک وحدت
وقتی زائر وارد میشود و سلام میدهد، پاسخ سلامش را نه تنها در دل خود، بلکه در صدای جمعی میشنود؛ صدای کودکانی که میدوند، مادرانی که جستجو میکنند، و خادمیارانی که با بالهای خدمت در آسمان حرم پرواز میکنند. این صداها، به ظاهر پراکنده، اما در حقیقت یک پیام مشترک دارند: حرم، مأمن همه بیپناهیهاست.
بوی آرامش؛ آیین خدمت
به عنوان خادمیار، بارها دیدهام که دود اسپند در دستان خادمان، تنها یک رسم نیست؛ بلکه نماد پالایش دلهاست. هر دانه اسپند، دعایی است برای زائرانی که با امید و اشک به اینجا آمدهاند. این آیین ساده، نشان میدهد که خدمت در حرم تنها وظیفه نیست، بلکه عبادتی است که با هر حرکت کوچک، آرامش را به دلها مینشاند.
حرم؛ بهشت زمینی
دیوارهای طلا و نور، تنها جلوهای از زیبایی نیستند؛ بلکه یادآور این حقیقتاند که حرم رضوی، بهشتی زمینی است. زائر وقتی در این فضا قدم میزند، گویی به دنیایی فراتر از ماده وارد شده است؛ دنیایی که در آن دعاها به آسمان میروند و دلها سبک میشوند.
به عنوان خادمیار، بارها شاهد بودهام که پنجره فولاد چگونه اشکها را به لبخند بدل کرده است. این پنجره، نه تنها یک نماد تاریخی، بلکه یک مرکز درمان روحی است؛ جایی که چشمها بینا میشوند، پاها توان حرکت مییابند و دلها از غم رها میشوند. در نگاه تحقیقی، پنجره فولاد را میتوان به مثابه یک “نهاد اجتماعی” دانست که کارکردش فراتر از دین است؛ اینجا امید بازتولید میشود و جامعه از آن تغذیه میکند.
حرم امام رضا علیهالسلام، تنها یک مکان زیارتی نیست؛ بلکه یک نظام تربیتی، اجتماعی و فرهنگی است که در آن خادمیاران، زائران و حتی رهگذران، بخشی از یک تجربه مشترک میشوند. این تجربه، ترکیبی است از صدا، بو، نور و دعا که در نهایت، انسان را به یاد مادر، به یاد خدا و به یاد امام زمانش میاندازد.
به عنوان یک خادمیار رضوی، رسالت ما تنها خدمت به زائران نیست؛ بلکه روایت این تجربههاست تا نشان دهیم حرم، تنها کس بیکسیهاست و پنجره فولاد، رمز امیدی است که هیچگاه خاموش نمیشود.






















































































