تیرنگ:
در سالهای اخیر، اخبار ناگوار مربوط به حمله به جنگلبانان و مأموران یگان حفاظت منابع طبیعی کشور، بارها افکار عمومی را جریحهدار کرده است. افرادی که وظیفهای جز پاسداری از جنگلها، مراتع، حیاتوحش و سرمایههای طبیعی این سرزمین ندارند، گاه به دست سودجویان و متخلفان منابع طبیعی مورد ضرب و جرح یا حتی قتل قرار میگیرند. این حوادث تلخ، ضرورت بازنگری در قوانین حمایتی از جنگلبانان و تقویت جایگاه آنان در نظام حقوقی و اجرایی کشور را بیش از پیش آشکار ساخته است.
✓جایگاه جنگلبانان در نظام حفاظت از محیط زیست
جنگلبانان و مأموران منابع طبیعی در خط مقدم حفاظت از جنگلها و مراتع کشور قرار دارند. آنان در بسیاری از مناطق کوهستانی، بیابانی و جنگلی، تنها مدافعان عملی در برابر تخریب، آتشسوزی، قاچاق چوب، شکار غیرمجاز و تجاوز به اراضی ملی هستند. مأموریت آنان نهتنها به حفظ منابع طبیعی محدود نمیشود، بلکه نقش مستقیمی در کنترل فرسایش خاک، حفظ تنوع زیستی، تنظیم اقلیم و پایداری زیستمحیطی دارد. با این حال، علیرغم اهمیت کارشان، جایگاه شغلی و حقوقی آنان با سطح خطر و مسئولیتشان متناسب نیست.
✓آمار نگرانکننده از حملات و تلفات
طبق آمار منتشرشده از سوی سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری، طی دو دهه اخیر دهها جنگلبان در جریان درگیری با متجاوزان و قاچاقچیان منابع طبیعی جان خود را از دست دادهاند و صدها نفر دیگر مجروح شدهاند. بسیاری از این حوادث در مناطق دورافتاده رخ داده و بهدلیل نبود امکانات کافی، امدادرسانی بهموقع ممکن نبوده است. در برخی موارد، جنگلبانان تنها مجبور به مقابله با گروههای مسلح متخلف بودهاند. این وضعیت، نشان از خلأ جدی در ساختار حفاظتی و حمایتی از این قشر دارد.
✓عوامل مؤثر در افزایش خشونت علیه جنگلبانان
یکی از مهمترین دلایل افزایش حملات به جنگلبانان، ضعف بازدارندگی قوانین موجود است. مجازات متخلفان در بسیاری از موارد متناسب با جرم ارتکابی نیست. برخی از متجاوزان به منابع طبیعی، بهدلیل خلأهای قانونی یا برخوردهای سهلگیرانه، احساس مصونیت کرده و حتی پس از بازداشت نیز با قرارهای سبک آزاد میشوند. از سوی دیگر، فقر و بیکاری در مناطق روستایی، گسترش زمینخواری، قاچاق چوب و زغال، و سود بالای فعالیتهای غیرقانونی در حوزه منابع طبیعی، انگیزه برای درگیری با مأموران را افزایش داده است.
عامل دیگر، کمبود امکانات و تجهیزات برای جنگلبانان است. بسیاری از آنان فاقد وسایل نقلیه مناسب، تجهیزات ارتباطی، یا حتی ابزار دفاع شخصی استاندارد هستند. همچنین در برخی مناطق، تعداد مأموران نسبت به وسعت عرصههای طبیعی بسیار اندک است؛ بهگونهای که هر مأمور ناگزیر است هزاران هکتار را بهتنهایی پایش کند. چنین شرایطی آنان را در معرض خطر جدی قرار میدهد.
✓خلأهای قانونی و ضرورت اصلاح
یکی از مطالبات اساسی فعالان محیط زیست و کارشناسان حقوقی، تصویب قانون جامع حمایت از مأموران محیط زیست و جنگلبانان است. این قانون باید ضمانتهای لازم برای حمایت از جان، امنیت شغلی، حقوق و مزایای این افراد را فراهم کند و مجازاتهای سنگینی برای متعرضان به آنان در نظر گیرد. علاوه بر این، لازم است شرایط بیمه، بازنشستگی، و خدمات رفاهی آنان بهگونهای تنظیم شود که متناسب با سختی و خطر شغلشان باشد.
✓نقش جامعه و رسانهها
جامعه و رسانهها نیز در این میان نقش تعیینکنندهای دارند. اطلاعرسانی شفاف درباره خطراتی که جنگلبانان متحمل میشوند، میتواند افکار عمومی را نسبت به اهمیت کار آنان حساس کند. حمایت افکار عمومی موجب فشار بر نهادهای تصمیمگیر برای تصویب قوانین حمایتی خواهد شد. همچنین، آگاهیرسانی به مردم درباره ارزش منابع طبیعی و زیانهای ناشی از تخریب آن، میتواند از بروز درگیریهای مردمی با مأموران بکاهد.
در بسیاری از کشورها، رسانهها با ساخت مستندها و برنامههای آموزشی درباره زندگی و مأموریت جنگلبانان، توانستهاند فرهنگ احترام به حافظان طبیعت را در جامعه نهادینه کنند. چنین اقداماتی در ایران نیز میتواند نقش مهمی در کاهش خشونت و افزایش همدلی اجتماعی با این قشر ایفا کند.
✓ضرورت تجهیز و آموزش
حمایت از جنگلبانان تنها در سطح قانونی خلاصه نمیشود. تجهیز آنان به ابزارهای نوین پایش منابع طبیعی مانند پهپاد، دوربینهای حرارتی، سامانههای ردیابی ماهوارهای و وسایل ارتباطی مطمئن، میتواند از خطر درگیریهای مستقیم بکاهد. آموزشهای تخصصی در حوزههای حقوقی، مدیریت بحران، امداد و دفاع شخصی نیز باید بهصورت منظم برگزار شود تا مأموران بتوانند در شرایط بحرانی تصمیمهای درست بگیرند.
همچنین، توسعه همکاری میان یگان حفاظت منابع طبیعی با نیروی انتظامی و دستگاه قضایی ضروری است. حضور گشتهای مشترک در مناطق پرخطر، اجرای طرحهای ضربتی برای مقابله با قاچاق چوب و زمینخواری، و برخورد قاطع با عوامل پشتپرده این جرایم، میتواند امنیت بیشتری برای جنگلبانان فراهم کند.
✓سخن پایانی
جنگلبانان، قهرمانان گمنام حفظ منابع طبیعی کشورند؛ افرادی که در سکوت و بیادعا، با حداقل امکانات، از بزرگترین سرمایههای ملی یعنی جنگلها، مراتع و حیاتوحش پاسداری میکنند. حمله به آنان نهتنها جنایتی علیه یک فرد، بلکه حمله به امنیت زیستمحیطی و آینده کشور است. اگر امروز از این حافظان طبیعت حمایت نکنیم، فردا با بیابانزایی، کمبود آب، نابودی اکوسیستمها و بحرانهای زیستمحیطی گستردهتری روبهرو خواهیم شد.
بنابراین، ضرورت دارد قانونگذاران با تصویب قوانین حمایتی قاطع، قوه قضائیه با برخورد بازدارنده با متخلفان، دولت با تجهیز و تأمین امکانات مناسب، و جامعه با حمایت و احترام به این قشر، همگی در مسیر حفاظت از حافظان طبیعت گام بردارند. بدون امنیت و پشتیبانی از جنگلبانان، حفاظت از منابع طبیعی مفهومی نخواهد داشت.




















































































