تیرنگ:
عقبنشینی دریای خزر دیگر یک هشدار علمی یا پیشبینی بلندمدت نیست؛ واقعیتی است که امروز در سواحل شمال کشور دیده میشود و پیامدهای آن، آرام اما پیوسته، زندگی هزاران نفر را تحتتأثیر قرار داده است. کاهش سطح آب دریا که طی سالهای اخیر شتاب گرفته، تنها یک تغییر طبیعی در خط ساحلی نیست، بلکه نشانهای از برهمخوردن تعادل اکولوژیک بزرگترین پهنه آبی بسته جهان است؛ تعادلی که صید، معیشت، اشتغال و امنیت غذایی جوامع ساحلی به آن وابسته است.
در استانهای شمالی، صیادی از جمله نخستین فعالیتهایی است که آثار این عقبنشینی را بهطور مستقیم لمس میکند. تغییر عمق آب، جابهجایی مسیرهای مهاجرت ماهیان، کاهش زیستپذیری بسترهای صید و افزایش هزینههای عملیاتی، شرایطی را رقم زده که ادامه این شغل سنتی را با ابهام جدی مواجه کرده است. آنچه در آمارهای رسمی کمتر دیده میشود، تجربه زیسته صیادانی است که هر روز فاصله دریا را با تورهایشان اندازه میگیرند و کاهش صید را پیش از هر گزارش و پژوهشی احساس میکنند.
✓ تأثیر مستقیم عقبنشینی دریا بر فعالیت صیادی
محمود اسماعیلزاده، مدیرعامل یکی از شرکتهای پره از تأثیر مستقیم عقبنشینی دریای خزر بر فعالیت صیادی سخن میگوید و ادامه میدهد: کاهش سطح آب دریا کاملاً محسوس بوده و این موضوع مستقیماً بر صید اثر گذاشته است زیرا کاهش بارندگی و کمشدن جریان طبیعی آب، تراز دریا پایین آمده و شرایط زیست ماهیان تغییر کرده است.
به گفته وی، وقتی آب عقب میرود، بستر صید تغییر میکند، مسیر حرکت ماهیها به هم میریزد و صیاد مجبور میشود زمان و هزینه بیشتری صرف کند و این مسئله در کنار افزایش هزینهها، فشار زیادی به صیادان وارد کرده و آینده این شغل را با تهدید مواجه کرده است.
اسماعیلزاده در این باره میگوید: خزر همه آبش از رودخانههاست و وقتی سد میزنند و بارندگی هم کم میشود، طبیعی است که آب دریا پایین بیاید. و این روند اگر ادامه پیدا کند، نهتنها صیادی بلکه کل اکوسیستم ساحلی آسیب میبیند.
یکی از صیادان باسابقه که از دهه ۷۰ در این حرفه فعالیت دارد نیز مشاهدات میدانی خود را اینگونه توصیف میکند: عقبنشینی دریا دیگر مقطعی نیست و هر سال بیشتر میشود..
علی اکبر اسماعیل نژاد افزود: جاهایی که قبلاً عمق مناسبی داشت، حالا کمعمق شده و عملاً محل صید نیست. مسیر مهاجرت ماهیها عوض شده و حتی در فصلهایی که انتظار صید خوب داریم، صید کاهش پیدا میکند.
وی ادامه داد: کاهش سطح آب دریا در سالهای گذشته یکی از دلایل اصلی افت صید بوده و در سالهایی که صید کاهش یافته، صیادان حتی در پرداخت حق بیمه خود نیز دچار مشکل شدهاند.
او تأکید کرد: این شرایط برای صیادانی که تنها منبع درآمدشان دریاست، به یک بحران معیشتی تبدیل شده است؛ بحرانی که در آمار دیده نمیشود اما در سفره صیادان کاملاً محسوس است.
✓ سخن پایانی
آنچه امروز در سواحل دریای خزر جریان دارد، صرفاً کاهش سطح آب یا افت صید در یک فصل خاص نیست؛ نشانههای یک بحران ساختاری است که اگر نادیده گرفته شود، پیامدهای آن فراتر از حوزه محیطزیست خواهد رفت. روایت صیادان نشان میدهد عقبنشینی دریا، زنجیرهای از مشکلات را بهدنبال داشته؛ از تغییر بستر و مسیر صید گرفته تا افزایش هزینهها، کاهش درآمد و تهدید معیشت خانوارهایی که تنها تکیهگاهشان دریاست.
صیادی، بهعنوان یکی از قدیمیترین مشاغل ساحلی، همواره خود را با تغییرات طبیعی وفق داده است؛ اما آنچه امروز رخ میدهد، ترکیبی از کاهش بارندگی، سدسازیهای گسترده، افت جریان رودخانهها و تغییرات اقلیمی است که قدرت سازگاری را از این شغل گرفته است. نتیجه این روند، نهتنها خروج تدریجی صیادان از چرخه تولید، بلکه تضعیف اکوسیستم ساحلی و افزایش فشارهای اجتماعی و اقتصادی در مناطق شمالی خواهد بود.
اگر برای مدیریت منابع آب، بازنگری در سیاستهای سدسازی، حمایت هدفمند از صیادان و حفاظت از زیستبوم خزر اقدام مؤثری صورت نگیرد، بحران معیشتی امروز ادامه دار خواهد بود. هشدار صیادان، در واقع هشداری برای سیاستگذاران است؛ تا تدبیری بیندیشند.





















































































