ته خیار
ته خیار
مضامین اصلی که در این کتاب و طی سی داستان جذاب و مختلف به آن ها پرداخته شده، مواردی است که در عمق و مفهوم تلخ و تامل برانگیز است

عنوان کتاب: ته خیار

نویسنده:هوشنگ مرادی کرمانی
انتشارات معین

✓ درباره کتاب

کتاب “ته خیار” مجموعه ای است از داستان های کوتاه با مضمون اجتماعی از نویسنده ی محبوب کودک و نوجوان، “هوشنگ مرادی کرمانی” که همواره با نگارش طنز و قابل لمس خود، این مفاهیم اجتماعی را در کنار دغدغه های مخاطبین کودک و نوجوان خود به تصویر می کشد. ویژگی قلم “هوشنگ مرادی کرمانی” این است که داستان ها علاوه بر مخاطبین مدنظرش، توجه بزرگسالان را نیز به خود جلب می کنند و وجهه‌ی طنز داستان، برای هر خواننده ای در هر یک از گروه های سنی نامبرده شده، اوقات مفرحی را فراهم می کند.
مضامین اصلی که در این کتاب و طی سی داستان جذاب و مختلف به آن ها پرداخته شده، مواردی است که در عمق و مفهوم تلخ و تامل برانگیز است، اما نویسنده با زیرکی هرچه تمام تر، ریشخندی به این مسائل زده و طنز تلخ آن ها را در بستر ماجراهای سرگرم کننده به بار می نشاند. این مسائل عبارت اند از گذر عمر و پیری، مشکلات و سختی های زندگی، نداری، بی پولی و مرگ که برای هر انسان، امری ملموس به حساب می آیند اما شوخی و طنز با آن ها چندان راحت نبوده و نیاز به مهارت قابل توجهی در طنزپردازی دارد که خوشبختانه نویسنده ی دوست داشتنی معاصر، “هوشنگ مرادی کرمانی” از مهارت بالا و استعداد درخشانی در این زمینه برخوردار است. مجموعه ی داستان های کوتاه “ته خیار”، از زمان انتشار بارها مورد تجدید چاپ قرار گرفته که نشان دهنده ی استقبال بالای خوانندگان از این مجموعه است و بار دیگر ثابت می کند که قلم “هوشنگ مرادی کرمانی” می تواند با طیف وسیعی از مخاطبان ارتباط برقرار کند.

✓ بخشی از کتاب

خوابش نمی برد. بلند شد. خیاری از میوه خوری روی میز برداشت. خواست پوست بکند و بخورد. خوب نمی دید. عینکش را زد، کارد را برداشت، سروته خیار را نگاه کرد. گل ریز و پژمرده ای به سر خیار چسبیده بود. به تابلویی که روی کمد بود نگاه کرد. هر وقت می خواست خیار بخود، آن را می دید و لبخند می زد. “زندگی به خیار می ماند، ته اش تلخ است” دوستش گفته بود از قضا سرش تلخ است. مردم اشتباه می کنند. سر و ته خیار را اشتباه می گیرند.سر خیار آن جایی است که زندگی خیار آغاز می شود. یعنی از میان گلی که به ساقه چسبیده به دنیا می آید و لبخند نمی زند. رشد می کند پیش می رود تا جایی که دیگر قدرت قد کشیدن ندارد. می ایستد و دیگر هیچ، یعنی تمام. پایان زندگی خیار و…