تهران در بعد از ظهر
تهران در بعد از ظهر
«تهران در بعدازظهر» مجموعه ۶ داستان کوتاه از مصطفی مستور است.

عنوان کتاب: تهران در بعد از ظهر
نویسنده: مصطفی مستور
انتشارات: نشر چشمه
تعداد صفحه‌ها ۸۹ صفحه

✓معرفی کتاب تهران در بعد از ظهر

«تهران در بعدازظهر» مجموعه ۶ داستان کوتاه از مصطفی مستور است.

هیاهو در شیب بعدازظهر، چند روایت معتبر درباره بهشت، تهران در بعدازظهر، چند روایت معتبر درباره دوزخ، چند روایت معتبر درباره برزخ و چند مسئله ساده. نام داستان‌های این مجموعه‌اند.

«هیاهو در شیب بعداز ظهر» روایت چند جوان است که باهم به پیک‌نیک رفته‌اند و حال و هوایشان چیستی دنیا و مافیهایش را به تمسخر می‌گیرد.

«چند روایت معتبر دربراه بهشت» داستان لطیفی از زبان یک کودک با مشکل ذهنی است که به خواهرش عشق می‌روزد.

«تهران در بعداز ظهر» روایت‌هایی موازی از اتفاقاتی است که بعداز ظهری در شهر تهران می‌افتد.

«چند روایت معتبر دباره برزخ» درباره یک دانشجوی دکتری رشته ادبیات است که در مترو عاشق دختری می‌شود اما در این میان یک هم‌کلاسی هم وارد ماجرا شده و او در این فضای بزرخ‌وار رها می‌شود.

«چند مسئله ساده» نیز درباره چند مسئله و معضل اجتماعی است که مثل مسایل ریاضی مطرح می‌شود و حل نشده می‌ماند و انگار حل کردن آنها به عهده مخاطب گذاشته می‌شود. این بخش طنز تلخی با خود دارد.

✓بخشی از داستان چند مسئله ساده را می‌خوانید:

«قدسی دیروز در سن ۳۴ سالگی درگذشت. مادرش هنگام زایمان او از دنیا رفته بود. ۷ ساله بود که پدرش را در اثر سانحهٔ رانندگی از دست داد. در ۱۹ سالگی با کارگر کارخانهٔ نوشابه‌سازی ازدواج کرد، اما چهار سال بعد با داشتن دو فرزند یک و سه‌ساله، به دلیل بدرفتاری همسرش در یک فرآیند طولانی دادرسی و بدون دریافت مهریه از او طلاق گرفت. همسرش از نوعی جنون خفیف که او را به کتک زدن وحشیانهٔ زن وا می‌داشت، رنج می‌برد. پس از طلاق، برای تامین هزینهٔ دادرسی و پرداخت حق‌الوکاله، به عقد موقت وکیل خود درآمد. دو ماه بعد از وکیلش باردار شد، اما به توصیهٔ او جنینش را سقط کرد. قدسی سه هفته بعد از سقط‌جنین دچار عفونت شدید رحم شد و پزشک‌ها در عمل جراحی دشواری رَحِمش را برداشتند. دو سال بعد یکی از فرزندانش در اثر مننژیت فوت کرد و قدسی ناگهان به اندازهٔ بیست سال پیر و شکسته شد. تا ۲۹ سالگی دوبار دیگر ازدواج کرد. بار اول به مدت شش ماه با فروشنده‌ای دوره‌گرد و به معنای حقیقی کلمه «وحشی» و بار دوم یک سال بعد با یک راننده‌تاکسی دایم‌الخمر. فرزند دیگرش در اثر پرتاب بطری خالی مشروب راننده تاکسی ــ که از گریهٔ کودک به ستوه آمده بود ــ کشته شد. قدسی پس از مرگ کودک ۷ ساله‌اش دچار افسردگی شدید روحی شد و تا پایان عمر کوتاهش در آسایشگاهی خارج از شهر زندگی کرد.

علت اصلی ناکامی‌های قدسی را چه می‌دانید؟

الف. قدسی زن است.

ب. قدسی احتمالا زن زیبایی نبوده است.»