تیرنگ:
در دهههای اخیر، تغییر کاربری و ساختوساز غیرمجاز در اراضی کشاورزی به یکی از چالشهای جدی و پرهزینه کشور تبدیل شده است. آنچه در نگاه اول ممکن است فقط یک دیوار سیمانی یا ویلای کوچک در دل باغی سبز به نظر برسد، در واقع بخشی از روندی است که بهتدریج امنیت غذایی، محیط زیست و اقتصاد ملی را تهدید میکند.
✓زمین کشاورزی؛ قربانی سود کوتاهمدت
طی دو دهه گذشته، هزاران هکتار از زمینهای ارزشمند بهصورت غیرقانونی تغییر کاربری یافتهاند.
در بسیاری از مناطق خوشآبوهوا مانند شمال کشور، اطراف کلانشهرها و حاشیه روستاها، زمینهای کشاورزی به ویلا، مجتمع تفریحی یا کارگاه تبدیل شدهاند. جذابیت اقتصادیِ فروش زمین و نبود نظارت مؤثر در گذشته، باعث شده بود کشاورزیِ مولد جای خود را به سوداگری زمین بدهد.
کارشناسان میگویند اگر این روند ادامه یابد، کشور در آیندهای نهچندان دور، با کمبود زمین برای تولید محصولات غذایی مواجه خواهد شد — خطری جدی برای امنیت غذایی ملی در شرایط تحریم و بحران اقلیمی.
یکی از کارشناسان حوزه منابع طبیعی در گفتوگو با «تیرنگ» میگوید: «تا زمانی که زمینخوار احساس خطر نکند، قانون صرفاً روی کاغذ معنا دارد. باید مجازاتها به اندازهای جدی باشد که هزینه تخلف از سودش بیشتر شود.»
✓ ویلاسازی و نابودی چهره روستا
یکی از جلوههای عینی این بحران، ویلاسازی بیضابطه در روستاها و حاشیه شهرهاست. در استانهای شمالی، بسیاری از شالیزارها و باغهای قدیمی جای خود را به ساختمانهای لوکس دادهاند. این ساختوسازها معمولاً بدون مجوز انجام میشود.
پیامدهای این روند فراتر از تغییر چهرهی روستاهاست:
ـ افزایش قیمت زمین و مسکن برای بومیان
ـ کاهش اشتغال کشاورزی و مهاجرت جوانان روستایی
ـ افت کیفیت خاک و آبهای زیرزمینی
ـ از بین رفتن تنوع زیستی و حریمهای طبیعی
در واقع، ویلاهای شخصی امروز، هزینههای عمومی فردا را میسازند؛ هزینههایی که دولت باید برای تأمین آب، برق، جاده و جمعآوری زباله در مناطق غیرمجاز بپردازد.
✓پیامدهای زیستمحیطی؛ زمینهایی که دیگر زنده نیستند
تبدیل زمینهای کشاورزی به کاربریهای مسکونی و تجاری، اثرات زیستمحیطی عمیقی دارد. با ساختوساز، خاک فشرده و نفوذپذیری آن کاهش مییابد، مسیر روانآبها تغییر میکند و منابع آب زیرزمینی در معرض آلودگی قرار میگیرند.
از سوی دیگر، نابودی پوشش گیاهی، افزایش دما و کاهش ظرفیت جذب کربن را در پی دارد.
در استانهایی مانند گیلان، مازندران و گلستان ، تغییر کاربریها باعث شده حریم رودخانهها و جنگلها از بین برود و خطر سیلاب و رانش زمین افزایش یابد. این در حالی است که بازگرداندن زمین به حالت اولیه تقریباً غیرممکن است.
✓پیامدهای اجتماعی و فرهنگی
ساختوسازهای غیرمجاز تنها زمین را تغییر نمیدهد؛ سبک زندگی و بافت اجتماعی روستاها را هم دگرگون میکند. ورود سرمایهگذاران غیربومی، افزایش اختلاف طبقاتی، تضعیف مشاغل سنتی و حتی تغییر الگوهای فرهنگی از جمله نتایج این روند است.
در بسیاری از مناطق، کشاورزان با فروش زمین خود بهظاهر سود میبرند، اما در بلندمدت منبع اصلی درآمدشان را از دست میدهند. روستا از هویت تولیدی خود تهی میشود و به منطقهای مصرفی تبدیل میگردد؛ جایی که خانهها فقط در تعطیلات روشناند.
✓ نقش دولت و مردم در مهار بحران
مهار ساختوساز غیرمجاز نیازمند ترکیبی از نظارت مؤثر، آموزش عمومی و توسعه اقتصادی روستاهاست.
از یکسو باید مجازاتهای سنگینتر و برخورد قاطعتری با متخلفان صورت گیرد، و از سوی دیگر باید برای کشاورزان انگیزهی ماندن در زمین فراهم شود. تأمین تسهیلات تولیدی، بیمه محصولات کشاورزی و ایجاد بازارهای فروش منصفانه میتواند مانع فروش زمین شود.
همچنین، نظارت مردمی و رسانهای نقش کلیدی دارد. زمانی که روستاییان خود ارزش زمین و آب را بدانند، کمتر اجازه میدهند زمین اجدادیشان به ویلا بدل شود.
کارشناسان معتقدند نجات اراضی کشاورزی، در گرو تغییر نگاه از زمین به عنوان «سرمایه شخصی» به زمین به عنوان «سرمایه ملی» است.
✓سخن پایانی: آیندهای که از خاک آغاز میشود
زمین کشاورزی تنها خاک نیست؛ حاصل هزاران سال تجربه، تعادل طبیعی و میراث نسلهاست.
ساختوساز غیرمجاز در این اراضی، شاید در کوتاهمدت سودی برای برخی افراد داشته باشد، اما در بلندمدت زیانی است برای همهی جامعه — زیانی که با هیچ بودجهای جبران نخواهد شد.
اگر امروز برای حفاظت از زمین اقدام نکنیم، فردا باید برای خرید غذا، آب و امنیت زیستی هزینههای چندبرابر بپردازیم.
زمین، سرمایهای است که هرگز تکرار نمیشود.





















































































