بهزیستی جهاد صبورانه برای بهزیستن/ خادمان بهزیستی سزاوار توجه‌اند
بهزیستی جهاد صبورانه برای بهزیستن/ خادمان بهزیستی سزاوار توجه‌اند
۲۵ تیرماه، روز بهزیستی، فرصتی مغتنم برای قدردانی از تلاش‌های بی‌وقفه‌ی کسانی است که در خط مقدم حمایت از آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه ایستاده‌اند. امسال این روز با شعار معنادار «با هم برای بهزیستن» و «مشارکت امروز، توانمندسازی فردا» نام‌گذاری شده است؛ شعاری که به خوبی اهمیت همکاری و هم‌افزایی در مسیر توانمندسازی گروه‌های هدف را یادآور می‌شود.

 

محمد جویباری، مدیرمسئول روزنامه تیرنگ

۲۵ تیرماه، روز بهزیستی، فرصتی مغتنم برای قدردانی از تلاش‌های بی‌وقفه‌ی کسانی است که در خط مقدم حمایت از آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه ایستاده‌اند. امسال این روز با شعار معنادار «با هم برای بهزیستن» و «مشارکت امروز، توانمندسازی فردا» نام‌گذاری شده است؛ شعاری که به خوبی اهمیت همکاری و هم‌افزایی در مسیر توانمندسازی گروه‌های هدف را یادآور می‌شود. اما در کنار این مأموریت خطیر، نباید از واقعیت‌های درونی این سازمان بزرگ غافل شد؛ واقعیتی به نام وضعیت معیشت و انگیزه‌ی کارکنان بهزیستی.

کارکنان سازمان بهزیستی از مددکار و روانشناس تا کارشناس اجتماعی و نیروهای خط مقدم اورژانس اجتماعی، سال‌هاست که با سخت‌ترین شرایط کاری، فشارهای روحی و روانی طاقت‌فرسا و حقوقی که جزو پایین‌ترین سطوح حقوق‌بگیران دولت است، همچنان با صبوری و عشق، مسیر خدمت را ادامه می‌دهند.
این کارکنان، اگر عاشق نباشند، نمی‌توانند در این مسیر بمانند. بسیاری از آنان در عمل، علاوه بر مسئولیت شغلی، با نگاهی مددکارانه حتی بخشی از همین اندک حقوق خود را نیز برای مددجویان انفاق می‌کنند. کار در بهزیستی دلی بزرگ، روحی مهربان و صبری حسینی می‌طلبد.

در این میان نباید از خیرین و همراهان برون‌سازمانی غافل شد که با دل‌های بزرگ‌شان، سال‌هاست در کنار کارکنان بهزیستی به توانمندسازی جامعه هدف یاری می‌رسانند. این مشارکت اجتماعی ارزشمند، مکمل تلاش‌های درون‌سازمانی است و باید تقویت شود.

اما در کنار همه این‌ها، حقیقت تلخ این است که کارکنان بهزیستی از حیث حقوق و مزایا، جزو آخرین‌های جدول دریافتی در میان دستگاه‌های دولتی هستند و فاصله عمیق میان حقوق آنان با بسیاری دیگر از کارمندان دولت، خود به‌تنهایی عاملی برای دلسردی و کاهش انگیزه است. این فاصله فقط در ارقام نیست؛ بلکه در آینده کیفیت خدمات به جامعه هدف نیز خود را نشان می‌دهد. کارمند بی‌انگیزه، خسته و نادیده گرفته‌شده نمی‌تواند به توانمندسازی فردای جامعه امید ببخشد.

هرچند در سال‌های اخیر مدیران فعلی سازمان بهزیستی از جمله دکتر حسینی، اقدامات مثبتی در تشکیل کارگروه‌های تخصصی و پیگیری مطالبات کارکنان داشته‌اند، اما این مسأله فراتر از توان یک نهاد است و ورود جدی‌تر نمایندگان مجلس و شخص ریاست محترم جمهوری را می‌طلبد. بازنگری در سنوات خدمتی، ارتقاء سطح حقوق و مزایا متناسب با سختی کار و تقویت جایگاه رفاهی این قشر، یک ضرورت انکارناپذیر است.
«با هم برای بهزیستن» و «مشارکت امروز، توانمندسازی فردا» شعاری است که باید از درون سازمان آغاز شود؛ با حمایت از کارکنانی که خود پیشگام این مشارکت و ستون‌های توانمندسازی جامعه هستند.

در نهایت، آنچه بهزیستی را سرپا نگه داشته، عشق، صبر و انسان‌دوستی است؛ اما هیچ سازمانی تنها با عشق و ایثار پایدار نمی‌ماند. حفظ کرامت انسانی خادمان این مسیر، تضمین‌کننده‌ی دوام کیفیت خدمات به آنانی است که دل‌خوش به امید این سازمان هستند.