بعثت، یعنی خروج از تاریکی
بعثت، یعنی خروج از تاریکی
بعثت، یک واقعه تاریخیِ دوردست نیست؛ بعثت، لحظه‌ای است که هر انسان می‌تواند دوباره متولد شود. ۲۷ رجب، فقط یادآور آغاز پیامبری رسول خدا ﷺ در غار حرا نیست؛ یادآور لحظه‌ای است که «انسانِ سردرگم» صاحب نقشه راه شد، لحظه‌ای که آسمان تصمیم گرفت در زمین «عقل، معنا و مسئولیت» را با هم آشتی دهد.

تیرنگ، حجت الاسلام و المسلمین حاج محمد حسین گلکار استاد و محقق حوزه و دانشگاه و معاونت پژوهش مرکز تخصصی حوزوی تمدن اسلامی

بعثت، یک واقعه تاریخیِ دوردست نیست؛ بعثت، لحظه‌ای است که هر انسان می‌تواند دوباره متولد شود. ۲۷ رجب، فقط یادآور آغاز پیامبری رسول خدا ﷺ در غار حرا نیست؛ یادآور لحظه‌ای است که «انسانِ سردرگم» صاحب نقشه راه شد، لحظه‌ای که آسمان تصمیم گرفت در زمین «عقل، معنا و مسئولیت» را با هم آشتی دهد.

پیامبر اکرم ﷺ مبعوث نشد تا فقط احکام بیاورد؛ او آمد تا انسان را از «واکنش‌محوری» به «انتخاب‌محوری» برساند. بعثت، انتقال بشر از زندگی غریزی به زندگی آگاهانه است. از زیستن برای لذت، قدرت و بقا، به زیستن برای معنا، رشد و قرب.

اولین کلمه بعثت، «اقرأ» بود. نه «بِجنگ»، نه «اطاعت کن»، نه «ساکت باش»؛ بلکه «بخوان». یعنی فکر کن، بفهم، پرسش کن، معنا بساز. امروز که بشر به آخرین نسخه فناوری رسیده اما در ابتدایی‌ترین نسخه آرامش متوقف مانده، بعثت دوباره ما را به همان فرمان نخست بازمی‌گرداند: اگر نمی‌خوانی، هرچقدر هم بدانی، گم می‌مانی.

بعثت یعنی خروج از تاریکیِ عادت. بسیاری از ما زندگی می‌کنیم، اما انتخاب نمی‌کنیم؛ حرف می‌زنیم، اما نمی‌فهمیم چرا؛ تصمیم می‌گیریم، اما نمی‌دانیم از کدام ترس یا عقده یا فشار. پیامبر ﷺ آمد تا بگوید: «بنده‌ی شرایط نباش؛ خلیفه خدا باش.» انسانِ مبعوث، انسانی است که زمام درونش را به دست می‌گیرد.

از منظر عرفانی، بعثت یعنی بیدار شدن «قلب». قلب در قرآن محل فهم است، نه فقط احساس. «لهم قلوب لا یفقهون بها». بعثت، بازگشایی این مرکز تعطیل‌شده است. بسیاری دعا می‌کنند، اما نمی‌شنوند؛ عبادت می‌کنند، اما تغییر نمی‌کنند؛ چون قلبشان فعال نیست، فقط زبانشان حرکت می‌کند. بعثت آمده تا قلب را دوباره به مدار فهم و اتصال بازگرداند.

اما بعثت فقط معنویت شخصی نیست؛ بعثت «پروژه زندگی» است. پیامبر ﷺ انسان‌ها را به نماز دعوت کرد، اما همزمان بازار را اصلاح کرد؛ از اخلاق گفت، اما ساختار ظلم را هم به چالش کشید؛ از آخرت سخن گفت، اما کیفیت روابط خانوادگی، عدالت اجتماعی و کرامت انسانی را محور قرار داد. بعثت یعنی دینداری‌ای که در زندگی دیده شود، نه فقط در مناسک.

نیاز امروز ما، دینداریِ بعثتی است؛ دینداریِ حل مسئله. دینداری‌ای که به ما یاد بدهد چگونه خشم را مدیریت کنیم، چگونه تصمیم درست بگیریم، چگونه خانواده را از فرسایش نجات دهیم، چگونه بین دنیا و آخرت تعارض نسازیم. پیامبر ﷺ آمده بود تا زندگی «انسانی‌تری» بسازد، نه جامعه‌ای پر از شعار.

یکی از مهم‌ترین پیام‌های بعثت، «آزادسازی درون» است. بت‌های زمان پیامبر، سنگی بودند؛ بت‌های امروز ذهنی‌اند: مقایسه، ترس از قضاوت، وابستگی افراطی به تأیید دیگران، مصرف‌زدگی، عجله، و زیستن برای دیده شدن. بعثت یعنی شکستن این بت‌ها. کسی که مبعوثانه زندگی می‌کند، خودش را به قیمت آرامش نمی‌فروشد.

بعثت همچنین دعوت به «مسئولیت‌پذیری» است. پیامبر ﷺ به انسان گفت: تو مسئول فهمت هستی، مسئول انتخابت، مسئول اثرگذاری‌ات. دیگر نمی‌توان پشت تقدیر، جامعه یا خانواده پنهان شد. بعثت یعنی خروج از کودک‌ماندن روحی؛ یعنی پذیرفتن اینکه من پاسخ‌گوی مسیرم هستم.

در زندگی روزمره، بعثت یعنی لحظه‌ای مکث قبل از واکنش. یعنی پرسیدن این سؤال ساده اما نجات‌بخش: «این رفتار من، شبیه انسانِ آگاه است یا انسانِ عصبانی؟» بعثت یعنی اخلاق را به زمان عصبانیت ببری، نه فقط به زمان آرامش. یعنی انصاف را در وقتی رعایت کنی که به نفع تو نیست.

پیامبر ﷺ با انسان‌ها از نقطه ضعفشان شروع کرد، نه از ایده‌آل‌ها. بعثت یعنی تغییر تدریجی، نه فشار کمال‌گرایانه. اگر امروز فقط توانستی یک عادت غلط را شناسایی کنی، این خود یک بعثت شخصی است. بعثت از دل همین فهم‌های کوچک شروع می‌شود.

۲۷ رجب، روز خوبی است برای یک تصمیم بعثتی: اینکه زندگی را «آگاهانه‌تر» ادامه دهیم. کمتر واکنشی، بیشتر انتخابی. کمتر تقلیدی، بیشتر فهم‌محور. کمتر نمایشی، بیشتر اصیل.

بعثت یعنی هنوز امید هست؛ برای تغییر، برای بازگشت، برای ساختن انسانی که خدا از او راضی است و خودش هم از خودش خجل نیست. سلام بر بعثت، روز آغازِ انسان شدن.