“بسته سیاستی چالش گاز”
“بسته سیاستی چالش گاز”
به زعم کارشناسان و صاحب نظران ، بحران مدیریت مدیریت بحران در استان مازندران، چالشی عمیق اما قابل درمان است.

تیرنگ نیوز – دکترمجیدقربانی؛ استاد دانشگاه و پژوهشگر : به زعم کارشناسان و صاحب نظران ، بحران مدیریت مدیریت بحران در استان مازندران، چالشی عمیق اما قابل درمان است.

پیش بینی چالش های زمستانه و تابستانه، و ارائه الگوی مناسب با رویکرد حل المسائلی، یک روند عادی در فرآیندهای آینده پژوهی است.به عبارت دیگر، اندیشه ورزان مازندران در صدها هیات اندیشه ورز مطالبه گرانه در دستگاه های اجرایی مانند فرمانداری و استانداری در جلسات حضوری و وبیناری جهت ارائه محصولات نسخه محور برای درمان چالش ها و معضلات، گزینه ای جز ارائه بسته های سیاستی چندلایه و مبتنی بر دانش ندارند.

چالش اخیر گاز که البته درصورت پرهیز مسولان از ارایه بسته های علمی و دانشی، قابلیت تبدیل به بحران را به ویژه در مازندران دارد، بدون تردید با بخشنامه و دستورالعمل مرتفع نخواهد شد.چالش گاز، یک چالش چندلایه اجتماعی، فرهنگی و البته فنی و تخصصی است.

به نظر می آید که لایه های اجتماعی و فرهنگی در انبوهی از بخشنامه ها و دستورالعمل های فاقد پیوست های پژوهشی و خلاقانه، مغفول مانده است.

از آنجا که مازندران به نظر کارشناسان فنی، تقریبا در آخر خط لوله انتقال گاز قرار دارد، به صورت بدیهی در معرض چالش گاز به مراتب بیشتر از سایر استان ها قرار گرفته است.اما سوال کنشگران و پرسش گران اجتماعی از مدیران دستگاه های اجرایی و تیم مدیریت استان این است که چند بسته سیاستی که قابلیت اجرایی با محوریت همگانی دارند را روی میز دارند؟در صورتی که بسته ای تدوین شده است لطفا در اختیار نخبگان و خبرگان و کنشگران قرار گیرد تا ضمن بررسی و ارائه پیشنهادات احتمالی، به اطلاع عموم مردم برسد.

و البته چند پرسش از مسولان استان:

یکم: نقش پیشران ها و سمن ها در بسته های سیاستی چیست؟ و اصولا چه نقشی در بسته های فوری و همچنین آینده پژوهانه، متصور شده اید؟

دوم: مازندران در ایام تعطیلات بیش از ده میلیون نفر را میزبانی می کند، آیا تدابیر پیش گیرانه و پیش دستانه همچون ایام کرونا حتی به صورت محدود و شکننده، برای کاهش مصرف انرژی و مدیریت جمعیت شناور و درنتیجه جمعیت مصرف کننده، در نظر گرفته اید؟

سوم: شیوه اطلاع رسانی که بعضا مشمول تایید و تکذیب ساعت به ساعت، همراه می شود، با چه مکانیزم رسانه ای، در حال اجرا است؟ آیا آسیب ناشی از عدم انسجام در تیم اطلاع رسانی، کمتر از چالشی مانند چالش گاز است؟

چهارم: نقش نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تعیین ساز وکار نظارتی برای پشتوانه سازی در رفع چالش های استان، بر کسی پوشیده نیست، اما چند نشست هماهنگی در چالش های مانند گاز در سطح استان برای بهره گیری از این ظرفیت، برگزار شده است؟ و در بسته های سیاستی ، نقش مجمع نمایندگان استان مازندران، دقیقا چیست؟

پنجم: مشاهدات میدانی از فعال بودن برخی دستگاه های غیر ضرور در سطح استان، حکایت دارد.آیا در بسته های سیاستی، فرمول نظارتی سیستماتیک، تدوین و در اختیار ناظرين قرار گرفته است؟

ششم: چند استاد تراز اول دانشگاه و همچنین چه اشخاصی از مجموعه خبرگان و نخبگان، در تهیه بسته های سیاستی متناسب با چالش گاز، به کارگیری شده اند؟

هفتم: در سطح ملی، چندنفر ساعت برای کاهش چالش گاز و چالش های مشابه، وقت گذاشته شده است؟به ویژه اینکه از ظرفیت مازندرانی های مقیم تهران که در تراز ملی صاحب کرسی مسئولیت هستند، چه میزان استفاده شده است؟

هشتم: آیا از ظرفیت کنشگران اجتماعی و فرهنگی، و همچنین ستادهایی مانند امربه معروف و نهی از منکر و گروه های جهادی، جهت راه اندازی پویش های مردمی در سطح استان، استفاده شده است؟

به راستی که تردیدی در نیت خیر و خالص مسئولان جهت کاهش آسیب های چالش گاز وجود ندارد.پرسش های هشت گانه فوق، تنها برای کمک به تدوین بسته های سیاستی هوشمندانه و اثرگذار طراحی شده است.