بساطی برای فردا
بساطی برای فردا
بهار و تابستان که می‌رسد، خیابان‌های مازندران پر می‌شود از دست‌فروشانی که از صبح تا شب، بساطشان را در کنار دریا، بازار، میدان و حتی پیاده‌روهای اصلی شهرها پهن می‌کنند.

 

تیرنگ:
بهار و تابستان که می‌رسد، خیابان‌های مازندران پر می‌شود از دست‌فروشانی که از صبح تا شب، بساطشان را در کنار دریا، بازار، میدان و حتی پیاده‌روهای اصلی شهرها پهن می‌کنند. اما پدیده‌ای که در نگاه نخست بخشی از شور و جنب‌وجوش شهری به نظر می‌رسد، در لایه‌های پنهان خود رنج، بیکاری و بی‌پناهی بسیاری را پنهان کرده است.

در شهرهای مختلف مازندران، دست‌فروشی بخشی از چهره هر روزه شهر شده است؛ هم برای بومی‌ها و هم برای مهاجرانی که از دیگر استان‌ها برای کار فصلی آمده‌اند.

علی، ۴۷ ساله، یکی از این دست‌فروشان است. هر روز صبح با وانت قدیمی‌اش در قائم‌شهر جوراب و لباس کودک میفروشد. او می‌گوید: «سال‌ها کارگر ساختمانی بودم، ولی الان کار نیست. دست‌فروشی تنها راهی است که تونستم خرج زن و بچه‌م رو دربیارم.»

✓افزایش دست‌فروشی پس از کرونا و گرانی‌ها

براساس مشاهدات میدانی تعداد دست‌فروشان در مازندران پس از بحران کرونا و افزایش تورم رشد چشمگیری داشته است. بسیاری از مشاغل خرد از بین رفته‌اند و جوانان یا کارگران فصلی به شغل‌های غیررسمی از جمله دست‌فروشی روی آورده‌اند.

زهرا شریفی بانوی قائمشهری، می‌گوید: «مازندران به دلیل حضور گردشگران، مقصد جذابی برای دست‌فروشان فصلی است. اما از سوی دیگر، بومی‌هایی که پیش‌تر در کار کشاورزی یا خدماتی بودند هم به دلایل مختلف اقتصادی به این کار کشیده شده‌اند.»

✓ مشکلات عمده دست‌فروشان در مازندران

۱. نبود مکان مشخص:
بسیاری از دست‌فروشان در فضاهای نامناسب مانند ورودی بازارها، کنار خیابان‌ها یا نزدیکی دریا بساط می‌کنند.

۲. ممانعت قانونی و نداشتن مجوز:
اکثر آن‌ها مجوز کسب یا بیمه ندارند و در نتیجه نه از حقوق قانونی برخوردارند و نه امنیت شغلی دارند.

۳. گرانی اجاره مغازه:
در شهرهای مازندران، قیمت اجاره مغازه‌ها بسیار بالاست و اکثر کسبه خرد توان ورود به بازار رسمی را ندارند.

 

✓گردشگری و دوگانه بومی – غیربومی

حضور گردشگران از تهران و سایر شهرها، هم فرصتی برای درآمدزایی دست‌فروشان است و هم عاملی برای تنش. بسیاری از مغازه‌داران رسمی معتقدند که دست‌فروشان باعث «بی‌نظمی شهری» شده‌اند. برخی شهروندان نیز از شلوغی، سد معبر و مزاحمت در پیاده‌روها گلایه دارند.

در مقابل، عده‌ای معتقدند که این شغل‌ها باید به رسمیت شناخته شود. یک شهروند در چالوس می‌گوید: «اگر ما درآمد داریم، اون‌ها هم دارن برای زنده موندن تلاش می‌کنن. به جای جمع کردنشون، باید براشون جای مشخص بدن.»

✓چه می‌توان کرد؟

کارشناسان معتقدند که ساماندهی دست‌فروشان به معنای حذف آن‌ها نیست، بلکه به معنای سازماندهی در مکان، زمان، و شرایط کار آن‌هاست. در برخی شهرهای ایران مانند شیراز و رشت، بازارچه‌های ویژه دست‌فروشان راه‌اندازی شده‌اند که می‌تواند الگویی برای مازندران باشد.

زهرا شریفی در ادامه می‌گوید: «دولت محلی و شهرداری‌ها باید طرحی برای جانمایی دست‌فروشان، حمایت‌های مالی و حتی بیمه آن‌ها داشته باشند. این یک نیاز اقتصادی و اجتماعی است، نه صرفاً یک مشکل شهری.»

✓سخن پایانی:

دست‌فروشی در مازندران، نماد کوچکی از چالش‌های اقتصادی و اجتماعی است. پشت هر بساط ساده، زندگی انسان‌هایی قرار دارد که در نبود شغل رسمی، چتر امنیت اجتماعی و حمایت قانونی، خودشان دست‌به‌کار شده‌اند.
شاید وقت آن رسیده که به‌جای حذف آن‌ها، بشنویمشان، درکشان کنیم و برایشان فضا بسازیم.