بخش پنجم: مغالطات (دسته اول)
بخش پنجم: مغالطات (دسته اول)
مغالطه به معنای به اشتباه انداختن دیگری است؛ خواه از روی عمد کسی را به اشتباه بیندازد و خواه از روی جهل!. این مفهوم در عرصه رسانه به این معناست که رسانه می‌تواند به گونه‌ای عمل کند که مخاطب به درک نادرستی از واقعیت‌ها برسد.

 

 

تیرنگ، محمد جواد نوری – کارشناس ارشد مدیریت فناوری اطلاعات و مدرس سواد رسانه

در این جلسه به موضوع مغالطات خواهم پرداخت.

مغالطه به معنای به اشتباه انداختن دیگری است؛ خواه از روی عمد کسی را به اشتباه بیندازد و خواه از روی جهل!. این مفهوم در عرصه رسانه به این معناست که رسانه می‌تواند به گونه‌ای عمل کند که مخاطب به درک نادرستی از واقعیت‌ها برسد.

مغالطات بر حسب محل ارتکاب به پنج دسته اصلی تقسیم می‌شوند، که این دسته‌بندی از کتاب “مغالطات” نوشته دکتر علی‌اصغر خندان گرفته شده است. این پنج دسته به شرح زیر هستند:

1- تبیین های مغالطی: مغالطاتی هستند که به هنگام بیان یک قضیه ساده امکان وقوع دارند.

2- ادعای بدون استدلال: مغالطاتی هستند که شخص به جای عرضه استدلال منطقی از ترفندهایی استفاده می کند تا مدعای خود را مستدل نشان دهد و آن را به مخاطبان بقبولاند

3- مغالطات مقام نقد: مغالطاتی که شخص در مقام نقد سخن دیگری متوسل به حیله ای می شود تا از آن طریق مدعای مورد بحث را غلط جلوه دهد و یا دست کم از میزان تاثیرگذاری و مقبولیت آن بکاهد.

4- مغالطات مقام دفاع: مغالطاتی که شخص در توجیه اشکالات و نقاط ضعف خود و سرپوش نهادن بر جنبه های نادرست آن به کار می بندد.

5- مغالطه در استدلال (استدلالهای غیر معتبر): مغالطاتی که شخص در فرایند استدلال به معنای منطقی آن یعنی در سیر از مقدمات به نتیجه به کار می بندد.

دسته اول (تبیین های مغالطی ):

این دسته از مغالطات مغالطاتی هستند که به هنگام بیان یک قضیه ساده امکان وقوع دارند. برخی از مغالطات این دسته عبارتند از:

مغالطه دروغ

یکی از رایج‌ترین و ساده‌ترین مغالطات در این دسته، “مغالطه دروغ” است. در این نوع مغالطه، به جای انتقال واقعیت به مخاطب، اطلاعات نادرست یا غیر واقعی ارائه می‌شود.

برای مثال، در حوادث مربوط به اغتشاشات، شاهد انتشار سناریوهایی درباره کشته‌سازی‌های جعلی بودیم. به عنوان نمونه، عکسی از دختری جوان که در واقع ساکن تهران و به عنوان مدل در اینستاگرام مشغول به فعالیت بود منتشر و ادعا شد که او دختری در اردبیل است که در اعتراضات کشته شده است.

اینگونه دروغ‌ها و اطلاعات نادرست در فضای مجازی و رسانه‌ها به وفور یافت می‌شوند و جزء دسته مغالطات تبیینی به شمار می‌روند.

مغالطه نقل قول ناقص

یکی دیگر از مغالطات قابل توجه در دسته مغالطات تبیینی، مغالطه “نقل قول ناقص” است. این نوع مغالطه زمانی رخ می‌دهد که بخشی از سخنان یک مرجع مورد استناد، به صورت گزینشی انتخاب شده و به مخاطب منتقل می‌شود. این امر می‌تواند به تحریف معنا و هدف اصلی پیام مرجع منجر شود.

برای مثال در حوادث اغتشاشات گذشته پس از موضع‌گیری مقام معظم رهبری در دانشکده افسری، مشاهده شد که رسانه‌هایی نظیر بی‌بی‌سی فارسی و برخی روزنامه‌ها در کشور به گونه‌ای تیتر زدند که کاملا مطابق با واقعیت نبود. به عنوان مثال، بی‌بی‌سی فارسی عنوان کرد که “در حوادث اخیر بیش از همه به نیروی انتظامی و بسیج ظلم شد” و یک روزنامه داخلی نیز از همین تعبیر استفاده کرد. در حالی که وقتی که به منبع اصلی این سخنان مراجعه می‌شود، مشخص می‌شود که مقام معظم رهبری به وضوح فرموده‌اند که “در این حوادث بیش از همه به سازمان انتظامی کشور، بسیج و ملت ایران ظلم شد.” در اینجا، حذف عبارت “ملت ایران” از تیترهای خبری، نشان‌دهنده یک انتخاب عمدی و با هدف خاص در نقل قول است.

چنین اقداماتی نمی‌تواند ناشی از فراموشی یا اشتباه باشد، بلکه به وضوح بیانگر نیت و هدف‌های خاصی است که رسانه‌ها در پی تحقق آن هستند. بنابراین، باید توجه داشت که نقل قول ناقص یکی از انواع مغالطات است که می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر درک عمومی و تبیین واقعیت‌ها داشته باشد. این نوع مغالطه نه تنها می‌تواند به تحریف حقیقت منجر شود، بلکه می‌تواند موجب گمراهی مخاطبان و کاهش اعتبار منابع خبری نیز گردد.

مغالطه بزرگ‌نمایی

مغالطه بزرگ‌نمایی به حالتی اطلاق می‌شود که در آن واقعیت به گونه‌ای ارائه ‌شود که بزرگ‌تر یا مهم‌تر از آنچه که هست، به نظر برسد. در این نوع مغالطه، جنبه‌ها یا ویژگی‌های خاصی از یک واقعیت برجسته‌تر از حد معمول جلوه داده می‌شوند، به گونه‌ای که تفکر و قضاوت مخاطب را دچار تحریف می‌کند.

به عنوان مثال، در گزارشی که از سوی یکی از رسانه‌های ورزشی، منتشر شده بود، به بازی “شهرآورد پایتخت” اشاره شد و این‌گونه بیان شد که ” به گزارش “ورزش سه”، شهرآورد پایتخت در حالی از ساعت ۲۰ آغاز خواهد شد که در پایتخت همه چیز تحت‌تاثیر این جدال حساس قرار گرفته و باوجود برگزاری ۷ بازی دیگر، تمام توجهات به این بازی معطوف شده است.” در حالی که گرچه این بازی مهم است، اما به این اندازه نمی‌توان ادعا کرد که تمام توجهات به آن معطوف شده و بازی‌های دیگر از نظر اهمیت به حاشیه رفته‌اند.

مغالطه کوچک‌نمایی

مغالطه کوچک‌نمایی به حالتی اطلاق می‌شود که در آن یک واقعیت یا مشکل به‌گونه‌ای مطرح می‌شود که از اندازه و اهمیت واقعی خود کمتر به نظر برسد. هدف این نوع مغالطه، کم‌اهمیت جلوه دادن یک مسئله است، به‌گونه‌ای که تأثیرات منفی آن نادیده گرفته شود یا به حداقل برسد.

به عنوان مثال، فرض کنید در کشوری با جمعیت ۱۰۰ میلیون نفر، آمارها نشان دهد نیمی از مردم (حدود ۵۰ میلیون نفر) رفتارهای خشنی دارند. حال اگر یک رسانه در این زمینه گزارش دهد که “در کشوری با ۱۰۰ میلیون جمعیت، طبیعی است که تعدادی از افراد اهل خشونت باشند”، این نوع بیان به وضوح به مغالطه کوچک‌نمایی اشاره دارد. در این حالت، با تأکید بر کلیت جمعیت و اشاره به این که “تعدادی اهل خشونت هستند”، واقعیت به طور محسوسی کم‌اهمیت جلوه داده شده است و عملاً عظیم بودن مشکل نادیده گرفته می‌شود.

لازم است به این نکته نیز اشاره کنم که به طور معمول دشمنان ما عیب‌ها و نقص‌های کشورمان را بزرگ‌تر از آنچه که هست، نشان می دهند، و نقاط قوت و دستاوردهای بزرگ ما را به طور غیرمنصفانه‌ای کمتر از آنچه که در واقعیت هست نشان می دهند. سطحی نگری و ساده اندیشی می‌تواند به تحلیل‌های نادرست و قضاوت‌های اشتباه منجر شود. با شناخت و درک این مغالطات، می‌توانیم در مواجهه با اخبار و اطلاعات تحریف شده، رویکردی مستند و منطقی انتخاب کنیم.

مغالطه اشتراک لفظ

مغالطه اشتراک لفظ به وضعیتی اطلاق می‌شود که یک واژه یا عبارت دارای چندین معنی مختلف است و در نتیجه، ممکن است در معرض سوءتفاهم یا استفاده نادرست قرار گیرد. در چنین مواردی، ابهام معنایی واژه می‌تواند به نوعی تحریف یا درک نادرست منجر شود، به ویژه زمانی که گفته‌ها یا استدلال‌ها بر پایه معنای نادرست یا ناهمگون آن واژه بنا نهاده شوند.

برای مثال رهبر انقلاب در دیداری، مسئولان و سیاسیون را به پرهیز از تکرار ادبیات سیاسی دشمن، به‌ویژه استفاده از تعبیر «تندرو» و «میانه‌رو» توصیه کردند و افزودند: از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، بدخواهان این تعبیر را به‌کار بردند و منظور آنها از تندرو کسانی است که نسبت به انقلاب اسلامی و تفکر و اصول امام پایبندتر و مصمم‌تر هستند و مقصود آنها از میانه‌رو کسانی هستند که در مقابل بیگانگان، تسلیم و سازش‌پذیرتر هستند. در حالی که در اسلام، چنین تقسیم‌بندی وجود ندارد و میانه و وسط، به معنای «راه مستقیم» است، بنابراین در مقابل راه میانه، تندروی قرار ندارد، بلکه منحرفین از صراط مستقیم قرار دارند. کسی که در مسیر مستقیم قرار گرفت اتفاقا هرچه قدر تندروتر باشد مقرب تر است. والسابقون السابقون اولئک المقربون

مغالطه ابهام ساختاری

مغالطه ابهام ساختاری ، به این معناست که از جمله‌ای استفاده شود که قابلیت چندگونه فهمیدن و چند برداشت مختلف را دارد. در واقع، این نوع مغالطه به‌خاطر عدم وضوح در ساختار جمله، می‌تواند منجر به سوءتفاهم یا استنتاج غلط شود.

به‌عنوان مثال، جمله‌ای مانند “تخلفات روی داده توسط مسئولین پیگیری خواهد شد” می‌تواند به دو صورت متفاوت تعبیر شود، بستگی به جایگاه ویرگول و نحوه مکث شما در آن دارد.

1. اگر جمله به صورت زیر بیان شود: “تخلفاتی که روی داده، توسط مسئولین پیگیری خواهد شد.” در این حالت، این برداشت می‌شود که مسئولین، پیگیر تخلفات روی داده هستند.

2. اما اگر جمله به شکل دیگری بیانی شود: “تخلفات روی داده توسط مسئولین، پیگیری خواهد شد.” در این صورت، ممکن است این گونه استنباط شود که خود مسئولین دچار تخلف شدند و این مساله در حال پیگیری است.

در این مثال، نحوه چینش واژه‌ها و علامت‌گذاری می‌تواند معانی متفاوتی به جمله ببخشد و مخاطب را به اشتباه بیندازد.

 

مغالطه واژه‌های مبهم

 

مغالطه واژه‌های مبهم زمانی اتفاق می‌افتد که در جملات از واژه‌های کلی و مبهم استفاده شود. این نوع مغالطه می‌تواند در ایجاد ابهام و سردرگمی مفهومی موثر باشد و معمولاً برای جلوگیری از اعتراض یا چالش به کار می‌رود. به‌عنوان مثال، جمله‌ای چون “شما استعداد زیادی (؟) در رشته‌های مختلف (؟) دارید و به زودی موفقیت بزرگی (؟) نصیب شما می‌شود” شامل چندین واژه مبهم است.

استعداد زیادی: این عبارت مشخص نمی‌کند که “زیاد” به چه معناست یا به چه سطحی از استعداد اشاره می‌کند.

رشته های مختلف: مشخص نیست که این استعدادها در چند رشته وجود دارد و چه معیارهایی برای ارزیابی آن‌ها استفاده شده است.

موفقیت بزرگی: این واژه نیز به راحتی می‌تواند معانی متفاوتی داشته باشد. “بزرگی” موفقیت دقیقاً چه معنایی دارد و بر اساس چه معیاری سنجیده می‌شود؟

این واژه‌های مبهم معمولاً در موقعیت‌هایی استفاده می‌شوند که فرد قصد دارد هرگونه اعتراض یا تفسیری را محدود کند. به عبارت دیگر، با استفاده از این نوع بیانیه‌ها، نویسنده یا گوینده تلاش می‌کند که نگذارد مخاطب به راحتی برچسب یا انتقادی به او وارد کند، چرا که تعاریف دقیق و مشخص نیستند.