بخش هفتم: مغالطات (دسته سوم)
بخش هفتم: مغالطات (دسته سوم)
در جلسات گذشته گفتیم مغالطه به معنای به اشتباه انداختن دیگری است؛ خواه از روی عمد کسی را به اشتباه بیندازد و خواه از روی جهل! و این مفهوم در عرصه رسانه به این معناست که رسانه می‌تواند به گونه‌ای عمل کند که مخاطب به درک نادرستی از واقعیت‌ها برسد.

 

تیرنگ، محمد جواد نوری – کارشناس ارشد مدیریت فناوری اطلاعات و مدرس سواد رسانه

در جلسات گذشته گفتیم مغالطه به معنای به اشتباه انداختن دیگری است؛ خواه از روی عمد کسی را به اشتباه بیندازد و خواه از روی جهل! و این مفهوم در عرصه رسانه به این معناست که رسانه می‌تواند به گونه‌ای عمل کند که مخاطب به درک نادرستی از واقعیت‌ها برسد.

همچنین گفتیم مغالطات بر حسب محل ارتکاب به پنج دسته اصلی تقسیم می‌شوند. دسته اول و دوم را جلسات گذشته توضیح دادم و این جلسه به دسته سوم خواهم پرداخت.

دسته سوم (مغالطات مقام نقد):

این مغالطات زمانی به کار می‌روند که شخص در مقام نقد سخن دیگری، با استفاده از این حیله‌ها می‌کوشد تا مدعای مورد بحث را نادرست جلوه دهد یا حداقل از میزان تأثیرگذاری و مقبولیت آن بکاهد. به عبارت دیگر، فردی که مدعایی را ارائه می‌دهد، با استفاده از مغالطات، به دنبال انحراف فکر مخاطب و کاستن از تأثیر ادعای مطرح‌شده است. برخی از مغالطات این دسته عبارتند از:

مغالطه پهلوان پنبه

مغالطه پهلوان پنبه، که به عنوان “مرد پوشالی” نیز شناخته می‌شود، یکی از مغالطات رایج در مقام نقد به شمار می‌رود. در این نوع مغالطه، فردی که قصد نقد یک ادعا را دارد، ابتدا یک نسبت یا توصیف غیرواقعی از طرف مقابل ارائه می‌دهد. سپس، بر اساس همین توصیف کاذب، به نقد آن ادعا می‌پردازد. این روش باعث می‌شود که به جای ارائه یک روایت صحیح از موضوع، انتقاد اصلی به یک نسخه کاریکاتوری و نادرست از آن ادعا محدود شود.

به عنوان مثال، در خلال انتخابات، برخی کاندیداها به طور نادرست مورد انتقاد قرار می‌گرفتند. ممکن بود گفته شود که مثلاً کاندیدایی در صورت انتخاب شدن، قصد دارد بین زن‌ها و مردها در خیابان حایل ایجاد کند. پس از این نسبت نادرست، منتقدان به نقد همان ادعا می‌پرداختند، به این صورت که به جای بحث در مورد برنامه‌ها و ایده‌های واقعی کاندیدا، بر اساس یک روایت ناصحیح به انتقادات پرداخته و آن را رد می‌کردند.

در واقع، مغالطه پهلوان پنبه به این دلیل نامیده می‌شود که فرد ابتدا یک تصویر نادرست از وضعیت واقعی را به نمایش می‌گذارد و سپس همان تصویر را به‌عنوان موضوع اصلی نقد قرار می‌دهد. این شیوه نقد نه تنها به درک صحیح موضوع کمک نمی‌کند، بلکه باعث گمراهی مخاطب و تضعیف اعتبار گفت‌وگو می‌شود.

مغالطه تکذیب

مغالطه تکذیب یکی از خطاهای منطقی متداول است که در آن افراد به‌واسطه تفکر نارسای خود و اطلاعات ناقص، به جای بررسی موضوع به‌صورت عمیق، هر واقعیتی که با درک آنها همخوانی نداشته باشد را اشتباه و دروغ می‌پندارند و آن را تکذیب می‌کنند.

به‌عنوان مثال، برخی افراد «طی الارض» را چون با عقل خود سازگار نمی‌بینند، به‌طور کل تکذیب می کنند.

یا روایت‌های تاریخی همچون داستان شهادت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)، را چون نمی توانند با عقل خود تطبیق دهند، آن را دروغ شمرده و واقعیت آن را انکار می‌کنند.

مغالطه تکذیب نه تنها بر پایه عدم درک واقعیات قرار دارد، بلکه می‌تواند به تضعیف گفت‌وگوهای منطقی و علمی منجر شود و از پیشرفت در فهم عمیق‌تر موضوعات جلوگیری کند.

مغالطه توهین

مغالطه توهین، یکی از انواع مغالطات است که در آن فرد به جای بررسی منطقی و مستدل یک ادعا، با استفاده از دشنام و ناسزا به شخصیت گوینده حمله می‌کند. هدف این نوع مغالطه، مخدوش کردن چهره فرد مقابل و ایجاد نفرت یا انزجار علیه اوست، و سپس نتیجه‌گیری می‌شود که استدلالات او نیز نادرست و باطل هستند. به عبارت دیگر، نقد واقعی جای خود را به توهین می‌دهد و بدین ترتیب، فکر و نظر دیگری به طور نادرست و غلط منحرف می‌شود.

به‌عنوان مثال، در زمان‌های انتخابات، ممکن است فردی به‌جای پرداختن به کارنامه یا برنامه‌های اقتصادی کاندیدا، به او توهین کند و بگوید که «کسی که روزی در بازار تهران با مس و روی امرار معاش می‌کرده، چگونه می‌تواند اقتصاد یک کشور را مدیریت کند؟» این نوع اظهارنظر تلاش می‌کند با کمرنگ جلوه دادن پیشینه کاری فرد، او را بی‌ارزش و نامناسب برای تصدی مسؤولیت‌های کلان معرفی کند.

مغالطه توهین نه تنها به تضعیف گفت‌وگوهای منطقی و سالم منجر می‌شود، بلکه می‌تواند به گسترش نفرت اجتماعی و کاهش سطح اعتماد عمومی منتهی گردد. این شیوه‌ی انتقاد، جایگزین سخنان مستدل و منطقی می‌شود و در نتیجه، فضای گفتگو را مسموم می‌کند.

مغالطه ارزیابی یک طرفه

مغالطه ارزیابی یک طرفه زمانی رخ می‌دهد که در یک بحث یا جدل، فرد تنها به جنبه‌های مثبت یا منفی یک موضوع اشاره می‌کند و به‌طور کامل از بررسی جنبه‌های دیگر آن غفلت می‌کند. به‌عبارتی، این مغالطه بر اساس نگاه تک‌بعدی به مسائل استوار است و فرد صرفاً از مزایا یا معایب یک نظر یا موضوع سخن می‌گوید.

در هر مباحثه یا نظر، ممکن است یک سری موافق و مخالف وجود داشته باشد که هر کدام مزایا و معایب خاص خود را دارند. با این حال، در مغالطه ارزیابی یک طرفه، فرد به‌طور گزینشی فقط به یک سمت موضوع می‌پردازد. برای مثال، اگر فردی بگوید “ازدواج نکنید زیرا تحمل سختی‌های آن را نخواهید داشت، آزادی شخصی شما محدود می‌شود، مسئولیت همسر و فرزندان بر دوش شما خواهد بود و هزینه‌های زندگی به سرعت افزایش می‌یابند”، این مثال نشان‌دهنده‌ یک ارزیابی یک‌طرفه است. در اینجا، فرد فقط به جنبه‌های منفی ازدواج اشاره می‌کند و به مزایا و نکات مثبت آن توجه نمی‌کند.

این نوع مغالطه معمولاً در مباحثاتی که افراد به‌دنبال قضاوت یا تخریب یک نظر خاص هستند، شیوع دارد. ارزیابی یک‌طرفه می‌تواند باعث گمراهی در تصمیم‌گیری و عدم درک صحیح از موضوع شود، زیرا واقعیت‌ها و پیچیدگی‌های یک مسئله با این رویکرد نادیده گرفته می‌شوند. توجه به همه‌جانبه‌نگری و در نظر گرفتن جنبه‌های مختلف یک موضوع، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.