تیرنگ، محمد جواد نوری – کارشناس ارشد مدیریت فناوری اطلاعات و مدرس سواد رسانه :
با هشتمین جلسه از سلسله جلسات آموزش سواد رسانه در خدمت شما هستم. انشاءالله در این جلسه به موضوع دسته چهارم از مغالطات خواهم پرداخت.
در جلسات گذشته گفتیم مغالطه به معنای به اشتباه انداختن دیگری است؛ خواه از روی عمد کسی را به اشتباه بیندازد و خواه از روی جهل! و این مفهوم در عرصه رسانه به این معناست که رسانه میتواند به گونهای عمل کند که مخاطب به درک نادرستی از واقعیتها برسد.
همچنین گفتیم مغالطات بر حسب محل ارتکاب به پنج دسته اصلی تقسیم میشوند. دسته اول، دوم و سوم را جلسات گذشته توضیح دادم و این جلسه به دسته چهارم خواهم پرداخت.
دسته چهارم (مغالطات مقام دفاع):
مغالطات مقام دفاع به دستهای از مغالطات اشاره دارند که در آن فرد به منظور توجیه اشکالات و نقاط ضعف خود و پنهان کردن جنبههای نادرست استدلال، از این مغالطات استفاده میکند. در واقع، زمانی که شخص مورد نقد قرار میگیرد، به جای پاسخگویی مستقیم به انتقادات، به کارگیری مغالطات را انتخاب میکند و سعی دارد نظر طرف مقابل و دیگران را به اشتباه بیندازد. برخی از مغالطات این دسته عبارتند از:
مغالطه خودت هم
مغالطه خودت هم به وضعیتی اشاره دارد که در آن فردی که مورد نقد قرار میگیرد، به جای پاسخ به انتقاد یا اصلاح رفتار خود، به اشتباهات گذشته یا حال منتقد اشاره میکند.
برای مثال، اگر یک پدر به فرزندش بگوید که سیگار نکشد، و فرزند در مقام دفاع به او پاسخ دهد که خود تو در دوران نوجوانی سیگار میکشیدی، این نوع استدلال مغالطه “خودت هم” نام دارد. در اینجا فرزند میخواهد با یادآوری اشتباهات گذشته پدرش، مشروعیت انتقاد او را زیر سوال ببرد و به این ترتیب توجیه کند که او هم میتواند سیگار بکشد.
این مغالطه معمولاً به جای تمرکز بر موضوع اصلی، بحث را به حاشیه میبرد و مانع از پرداختن واقعی به انتقاد میشود. چنین رویکردی در مباحثات میتواند موجب گمراهی و عدم پیشرفت در بحث شود.
مغالطه استثنای قابل چشمپوشی
مغالطه استثنای قابل چشمپوشی به وضعیتی اشاره دارد که در آن فردی یک ادعای کلی مطرح میکند و در پاسخ به نقد یا مثال نقض، ادعا میکند که آن مثال نقض، استثنایی است که نمیتواند ادعای اصلی را خدشهدار کند. به عبارت دیگر، فرد تلاش میکند تا با نادیده گرفتن یا کماهمیت جلوه دادن استثناهای موجود، به اعتبار ادعای کلی خود ادامه دهد.
به عنوان مثال، اگر فردی مانند علی بگوید که “فلاسفه همیشه در عالم خیالات و توهمات سیر کرده و به مسائل اجتماعی توجهی نداشتهاند”، و سپس فردی دیگر مانند حسین به او اشاره کند که “پس درباره فلاسفهای مانند سقراط، افلاطون، هیوم، راسل و شیخ بهایی چه میگویی؟”، علی ممکن است پاسخ دهد که “این افراد استثنا هستند”. در اینجا علی با اشاره به اینکه استثنائات نباید در ارزیابی ادعای کلی او تأثیر بگذارند، در واقع از مغالطه استثنای قابل چشمپوشی استفاده میکند.
این نوع استدلال مشکلساز است، زیرا حتی اگر یک یا چند استثنا وجود داشته باشد، این استثناها میتوانند بهطور قابل توجهی نشاندهنده نادرستی یا ناکارآمدی ادعای کلی باشند. بنابراین، نادیده گرفتن آنها و توجیه عدم اعتبار آنها به عنوان استثنای قابل چشمپوشی، به عنوان یک مغالطه در مباحثات مطرح میشود.
مغالطه علت جعلی
مغالطه علت جعلی به وضعیتی اشاره دارد که در آن فردی چیزی را به عنوان علت یک پدیده یا وضعیت معرفی میکند، در حالی که آن چیز واقعاً علت نیست.
به عنوان مثال، فرض کنید فردی در مورد رعایت حجاب سخن میگوید و از دیگری میخواهد که حجاب خود را رعایت کند. فرد مورد خطاب در مقام دفاع به او پاسخ میدهد: “شما به جای این که به حجاب بپردازید، بهتر است مشکلات اقتصادی را حل کنید؛ وقتی اقتصاد درست شود، حجاب هم به طور طبیعی رعایت میشود.” در اینجا، او سعی میکند اقتصاد را به عنوان علت بیحجابی معرفی کند.
اگرچه حل مشکلات اقتصادی اولویت مهمی است و ممکن است بر فرهنگ و رفتار اجتماعی تأثیرگذار باشد، اما علت واقعی بیحجابی، اقتصاد نیست. ممکن است افرادی وجود داشته باشند که از نظر اقتصادی در وضعیت خوبی باشند، اما همچنان به احکام دینی پایبند نباشند و حجاب را رعایت نکنند. از سوی دیگر، افرادی نیز وجود دارند که با وجود نیاز مالی، اما با حساسیت بیشتری به رعایت احکام دینی پرداخته و حجاب را حفظ میکنند.
مغالطه توسل به مسئولیت دیگران
مغالطه توسل به مسئولیت دیگران زمانی رخ میدهد که فرد به جای پذیرش مسئولیت خود، این مسئولیت را به دیگران منتقل میکند. به عنوان مثال، در زمینه حجاب، اگر فردی به یک خانم بگوید که حجاب خود را رعایت کند و او در پاسخ بگوید: “مردان باید چشم خود را پاک نگهدارند”، در واقع فرد مسئولیت رعایت حجاب را به سمت دیگران میبرد در حالیکه در اسلام، هم مردان و هم زنان موظف به رعایت حجاب و حفظ نگاه پاک هستند و این مسئله از هر دو طرف انتظار میرود.
این وضعیت مشابه این است که کسی آتش روشن کند و سپس بگوید که وظیفه آتشنشانی است که آتش را خاموش کند. در این حالت، فرد با ایجاد آتش نه تنها خطر را ایجاد کرده است، بلکه مسئولیت خاموش کردن آن را نیز بر دوش دیگران قرار میدهد. به همین ترتیب، در مورد بیحجابی، فردی که حجاب را رعایت نمیکند، نه تنها بر خود بلکه بر دیگران نیز تأثیر منفی میگذارد و سلامت روانی خانواده و جامعه را به خطر میاندازد.
بنابراین، مغالطه توسل به مسئولیت دیگران به معنای فرار از مسئولیت شخصی و انتقال آن به دیگران است و این نوع استدلال نمیتواند توجیه منطقی و صحیحی برای عدم رعایت حجاب یا هر امر دیگری ارائه دهد.





















































































