دکتر هادی ابراهیمی کیاپی، دانشیار علوم سیاسی دانشگاه
در دل هر بحران، فرصتی نهفته است؛ فرصتی برای بازنگری، همافزایی و بازسازی اعتماد عمومی. اما این فرصت، اگر در دام روایتهای تخریبی گرفتار شود، میتواند به تهدیدی ملی بدل گردد. بحران آب در ایران، امروز نهتنها یک چالش زیستمحیطی و زیرساختی، بلکه میدانی برای نبرد روایتی است؛ نبردی میان مدیریت ملی و رسانههای ضدایرانی که با برجستهسازی گزینشی دادهها، میکوشند تصویری از ناکارآمدی، بیاعتمادی و فروپاشی القا کنند.
✓روایت بحران: واقعیتهای سخت اما قابل مدیریت
بر اساس دادههای رسمی، ورودی آب به سدهای کشور نسبت به سال گذشته ۴۳ درصد کاهش یافته است. این کاهش، در کنار ذخیره کمتر از ۲۰ درصد در ۴۸ سد تأمینکننده آب شرب، زنگ خطر را برای ۱۵ استان کشور به صدا درآورده است.
شهرهای مشهد، تهران، اراک و اصفهان در اولویت مدیریت آبی قرار دارند؛ مناطقی که هم جمعیت بالایی دارند و هم زیرساختهایشان تحت فشار است.
از یک میلیون چاه کشاورزی، تنها ۲۱ هزار چاه تحت کنترل شرکت آبفا قرار دارد؛ عددی که نشاندهنده ضعف در نظارت و ضرورت بازنگری در سیاستهای بهرهبرداری است.
در همین حال، پروژه انتقال آب از طالقان به تهران با هزینهای بالغ بر ۷ همت انجام شده و برای تکمیل سایر طرحهای بحرانی، ۳۰ همت دیگر نیاز است؛ این تلاش ملی، نشانهای از تلاش گسترده زیرساختی است که البته به حمایت عمومی و تخصیص منابع نیاز دارد.
✓ظرفیتها و خطوط قرمز
ایران دارای ۱۴۶ هزار کیلومتر خط انتقال آب و ۳۵۰ هزار کیلومتر شبکه توزیع است؛ زیرساختی عظیم که اگر با رفتار مصرفی درست همراه نشود، میتواند به نقطهضعف بدل شود.
در کنار سدها، ۲۰ میلیون مترمکعب منبع ذخیره آب شرب و ۹۵۰ آزمایشگاه سلامت آب وجود دارد. اما کیفیت آب، خط قرمز است: استفاده از چاههایی با نیترات بالا برای مصرف مردم، غیرقابلقبول و خطرناک است.
الگوی بارشها نیز دستخوش تغییرات جدی شده است؛ پدیدهای که نه فقط به کمبود منابع، بلکه به بیثباتی در برنامهریزی منجر میشود.
در این میان، رفتار مردم تعیینکنندهترین عامل است: ۶۷ درصد مردم بالاتر از استاندارد جهانی آب مصرف میکنند.
هرچند در ششماهه نخست سال، کاهش ۱۰ درصدی مصرف ثبت شد، اما در ماه اخیر این روند رعایت نشد. در تهران، همین ۱۰ درصد کاهش میتواند کمبود ۳.۵ مترمکعب در ثانیه را جبران کند؛ یعنی مردم با رفتار خود میتوانند بحران را کنترل کنند.
✓روایتسازی رسانههای ضدایرانی؛ از بحران تا بیاعتمادی
در چنین شرایطی، رسانههای ضدایرانی با بهرهگیری از دادههای واقعی اما بدون ارائه زمینه، تلاش دارند تصویری از فروپاشی مدیریت، بیکفایتی ساختاری و ناتوانی ملی ارائه دهند.
آنها با برجستهسازی گزینشی آمارها، مانند کاهش ورودی سدها یا وضعیت قرمز استانها و حذف ظرفیتهای موجود، سعی دارند مردم را از مشارکت در مدیریت بحران بازدارند.
هدف این رسانهها نه اطلاعرسانی، بلکه القای بیاعتمادی و تضعیف همبستگی ملی است.
آنها نمیگویند زیرساختهای گسترده، آزمایشگاههای سلامت و پروژههای انتقال آب در حال اجرا هستند.
نمیگویند رفتار مردم میتواند بحران را مهار کند. بلکه با تمرکز بر کمبودها، تلاش دارند مردم را در نقش قربانیان منفعل قرار دهند، نه کنشگران مسئول.
✓روایت ملی در برابر روایت تخریبی
بحران آب، آزمونی برای مدیریت ملی و بلوغ اجتماعی است. دادهها نشان میدهند که چالش جدی است، اما غیرقابلحل نیست. آنچه نیاز داریم، نه فقط سیاستگذاری دقیق، بلکه روایتسازی هوشمندانهای است که مردم را بخشی از راهحل بداند، نه بخشی از مشکل.
در برابر روایتهای تخریبی، باید با روایتهایی امیدبخش، واقعگرایانه و مشارکتمحور ایستاد. رسانههای داخلی، نخبگان و تحلیلگران باید نقش خود را در بازسازی اعتماد عمومی ایفا کنند؛
زیرا در نهایت، رفتار مردم است که آینده آبی کشور را رقم خواهد زد.




















































































