دکتر هادی ابراهیمی، استاد دانشگاه:
جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی، با حمایت آمریکا، علیه کشور عزیزمان با ترور فرماندهان، دانشمندان و مردم غیرنظامی آغاز شد؛ اقدامی جنایتکارانه که با هدف از بین بردن سرمایههای اجتماعی، ایجاد ترس و از هم گسیختگی جامعه انجام گرفت. اما نتیجهای جز پیوند و همبستگی ملت و دولت و ارتقای تابآوری اجتماعی در پی نداشت و نقشههای دشمنان خبیث این مرز و بوم را خنثی کرد.
اتحاد ملی که در جریان جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل شکل گرفت، فراتر از یک حادثه تاریخی گذرا، یک فرصت راهبردی برای کشور است. این تجربه نشان داد که ملت ایران در مواجهه با تهدیدهای جدی، قادر است اختلافات عمیق سیاسی را کنار گذاشته و حول محور امنیت، عزت و آینده مشترک بسیج شود. در این مسیر، باید مراقب صداهایی بود که انسجام ملیِ پشت سر ولی فقیه را به هم میزنند. بنابراین، لازم است از هرگونه دوقطبیسازی و اظهارات ضدانسجام دوری کرد.
علاوه بر خط رسانههای غربی، باید مراقب خط برخی «جناحهای سیاسی تندگرا» هم بود که به جای نگاه ملی و انقلابی به ماجرا، قصد دارند مسئله را در سیاست داخلی و منافع قبیلهای خود پیش ببرند و تفسیر کنند. این رویکردها قطعاً برخلاف مسیر معینشده توسط رهبری معظم انقلاب است. اما نکته حیاتی آن است که این وحدت نباید تنها در روزهای بحران به کار آید، بلکه باید به یک فرهنگ دائمی و زیربنایی در ساختار اجتماعی و سیاسی کشور تبدیل شود.
✓مایوس کردن دشمن از ایجاد دوگانگی، یک اصل راهگشا؛
این سخن حکیمانه و عالمانه امام خامنهای خیلی توجه من را به خود جلب کرده است که فرمودند: «در مسائل مهمّ کشور هم باید صدای واحدی از کشور شنیده بشود. در مسائل مهمّی که البتّه تشخیصش با شما است، یک جاهایی هست که بایستی دولت و مجلس و مسئولین گوناگون، یک حرف بزنند تا آن کسانی که در دنیا گوش تیز کردهاند که نشانههای اختلاف و دوگانگی را پیدا کنند، مأیوس بشوند؛ یک صدا باید شنیده بشود».
ایران عزیز ما در شرایط جنگی است. جنگ ۱۲ روزه شاید در ظاهر متوقف شده باشد، اما ادامهاش را میتوان در کمینگاههای مرزی، در اتاقکهای امن تروریستها، در بیانیههای تسلیمطلبانه و در گزارشهای اندیشکدههای غربی به وضوح مشاهده کرد. البته تفاوت این بار این است که ایران امروز آمادهتر است؛ مردمش متحدتر و دشمنش درماندهتر. هرچند بخشی از ظاهربینها دچار ترس هستند و سعی میکنند ترس خود از دشمن را پشت نقاب ادعای عقلانیت و منافع ملی پنهان کنند. البته مشکل آنها در ترسیدن نیست؛ مشکل اینجاست که برای مواجهه با این ترس، نسخه «خودکشی» را تجویز میکنند. آنان خیال میکنند با دادن برخی امتیازات و خالی کردن دست ایران از عناصر قدرت، دشمنی آمریکا تمام میشود، در حالی که چنین نسخهای نتیجهای جز افزایش فشار و تهدید امنیت ملی ندارد.
✓بیانیهای برای پر کردن خشاب دشمن
از دلارهای آمریکایی گرفته تا سلاحهای سبک و جلیقههای انتحاری در دست تروریستهای مرزی، همانقدر سند دخالت خارجیاند که پروژههای رسانهای غربی برای القای بیثباتی در داخل کشور. این هم بخش دیگری از پازل آمریکایی و صهیونیستی است؛ همان پازلی که عدهای خواسته یا ناخواسته، تکه دیگرش را با بیانیه اخیر یک گروه سیاسی نشان دادند؛ بیانیهای که جز پر کردن خشاب دشمن کارکردی نداشت. اما آنها هنوز نتوانستهاند به فهم عمیقی از اقتدار جمهوری اسلامی دسترسی پیدا کنند. اگر روزی محتاج وارد کردن سیمخاردار بودیم، امروز در بسیاری از صنایع دفاعی به چنان رشدی رسیدهایم که میتوانیم از خود در برابر رژیم صهیونیستی، آمریکا و ناتو دفاع کنیم و نه تنها تسلیم این قدرتهای شیطانی نمیشویم، بلکه پیروز نهایی این میدان نیز هستیم.
با توجه به شرایط جنگی کشور، این سرنوشت باید برای همه ملتها هشداری جدی باشد. هر کشوری که به وعدههای آمریکا دل ببندد، دیر یا زود به همین نقطه میرسد؛ نقطه ذلت و وابستگی. تاریخ هم بارها این را نشان داده است؛ از برجام تا اوکراین، از اروپا تا جهان عرب، یک قاعده همیشگی تکرار میشود: غرب هیچگاه به تعهدات خود پایبند نیست. آمریکا عوض نشده است، اما ایران، دیگر ایران آن دوران نیست که بتوانند مانند تابستان سال ۱۳۲۰ آن را اشغال کنند و درباره سرنوشت کشور تصمیم بگیرند؛ حاکمی که فقط برای مردمش قلدر بود را بفرستند آن سوی دنیا به تبعید و پسر وابستهتر را بر کرسی حکومت بنشانند. یا مانند تابستان سال ۱۳۳۲ با چمدانی دلار و یک مشت اراذل و اوباش سرنوشت ملتی را عوض کنند. مشکل آمریکاییها این است که هنوز هم خواب آن ایران را میبینند و پنبهدانه میجوند.
✓زنگِ خطرِ تمرکز اصلی دشمن بر عملیات روانی و بحرانآفرینی داخلی
اگر اتحاد و یکصدایی در مسائل مهم کشور در تابستان سال گذشته ضروری بود، در شرایط کنونی حیاتی و سرنوشتساز است. اینکه هدف و نیت صداهای متفرقه چیست و سرنخ آنها به «کمپین تأثیرگذاری چندرسانهای آرام» آمریکا و اسرائیل بازگردد یا خیر، مسئلهای ثانویه و قابل تأمل است؛ اما بلند کردن صداهایی برخلاف واقعیت درباره مباحث حساس در حوزههای سیاسی، امنیتی، اجتماعی و راهبردی کشور، از جمله فعالیت هستهای و غنیسازی، آن هم با تکرار همان فهرست دیکتهشده آمریکا، در این وضعیت جنگی و توقف آتش، با هر نیت و هدفی از جمله بهره جستن از فرصت شرایط فعلی برای طرح مطالب جناحی، در خدمت دشمن است و او را نسبت به رسیدن اهداف خود امیدوار میکند.
گرچه دشمن در رسیدن به این هدف کلیدی خود ناکام ماند، اما این پایان ماجرا نیست. شکست در میدان، دشمن را از رویای بیثبات کردن ایران منصرف نکرده است و هر متغیر داخلی یا خارجی که به اختلاف و آشوب منجر شود، مطلوبترین سناریو برای دشمن است. تلآویو خوب میداند که نمیتواند ایران را از بیرون شکست دهد؛ بنابراین تمرکز اصلی دشمن بر عملیات روانی و بحرانآفرینی داخلی است.
✓چراغِ همیشه روشنِ راه؛
این بخش از بیانات گهربار حکیم انقلاب، امام خامنهای، همواره باید در جلوی دیدگان ما در شرایط کنونی قرار گیرد: «اهل بیان، اهل قلم، آنهایی که حرف میزنند، آنهایی که مینویسند، آنهایی که تحقیق میکنند، آنهایی که توییت میزنند، بفهمند چه کار میکنند. این اتّحاد مقدّس، این اجتماع عظیم، این سپر پولادین از دلهای مردم و ارادههای مردم نباید خدشهدار بشود. امروز بهحمدالله اتّحاد وجود دارد. این اتّحاد را مردم حفظ کنند. مسئولان کشور، بهخصوص مسئولان سه قوّه که بهحمدالله امروز آنها هم در کمال اتّحاد و همدلی دارند با هم کار میکنند، این را حفظ کنند. خدمتگزاران کشور را مردم حمایت کنند؛ رئیسجمهور را حمایت کنند. رئیسجمهور، پُرکار و پُرتلاش و پیگیر است؛ عناصرِ اینجور که پُرکار باشند، پُرتلاش باشند، پیگیر باشند، اینها را باید قدرشناسی کرد. اتّحاد بین ملّت و دولت، بین آحاد مسئولین گوناگون نظام، بین نیروهای مسلّح و مردم، بین آحاد مردم، چیزی است که بایستی با همهی وجود حفظ بشود؛ این توصیهی قطعی من است.»
دوقطبیسازیهای کاذب نباید عملکرد دولت، دستاوردهای نظامی و تصویر مثبت آینده را در نزد آحاد ایرانیان تحتالشعاع قرار دهد. در حالی که امروز ادبیات مقام معظم رهبری حفظ آرامش و انسجام ملی در کشور است، چرا باید برخی از چهرههای مدعی انقلابیگری و اصلاحطلبی اینگونه نفرتپراکنی کنند و با دوقطبی کردن جامعه، انسجام ملی را تخریب کنند؟ فراموش نکنیم برنامه کنونی آمریکا، تغییر رفتار ایران است. جریان غربگرای داخلی هم در این پازل بازی میکند و این روزها فعالیت خود را در رسانهها و تریبونهای مختلف در نزد افکار عمومی افزایش داده است.





















































































