این باغ به فروش می‌رسد!
این باغ به فروش می‌رسد!
مازندران سال‌هاست به عنوان قطب تولید مرکبات کشور شناخته می‌شود؛ استانی که پرتقال و نارنگی آن سهم مهمی در تأمین بازار داخلی دارد و در فصل برداشت، نبض بازار میوه کشور را در دست می‌گیرد.

 

تیرنگ:

مازندران سال‌هاست به عنوان قطب تولید مرکبات کشور شناخته می‌شود؛ استانی که پرتقال و نارنگی آن سهم مهمی در تأمین بازار داخلی دارد و در فصل برداشت، نبض بازار میوه کشور را در دست می‌گیرد. با این حال، پشت ویترین رنگارنگ مرکبات، واقعیتی پرچالش برای باغداران جریان دارد. افزایش هزینه‌های تولید، نوسان قیمت فروش، مشکلات تأمین نهاده‌ها، سرمازدگی‌های دوره‌ای، ضعف در زنجیره نگهداری و توزیع و حضور پررنگ واسطه‌ها، معادله تولید را برای بسیاری از باغداران زیان‌ده یا کم‌بازده کرده است.

نخستین چالش جدی باغداران مرکبات، رشد مداوم هزینه‌های تولید است. قیمت کود، سم، نهال، تجهیزات آبیاری، سوخت، دستمزد کارگر و خدمات فنی در سال‌های اخیر چند برابر شده است. باغداری که پیش‌تر با یک برآورد نسبتاً قابل پیش‌بینی وارد فصل داشت می‌شد، اکنون با بازاری روبه‌روست که قیمت نهاده‌ها در آن متغیر و بعضاً کمیاب است. بسیاری از باغداران می‌گویند هزینه آماده‌سازی و نگهداری باغ به حدی بالا رفته که حاشیه سود به‌شدت کاهش یافته و در برخی سال‌ها عملاً از بین می‌رود.

در کنار هزینه‌ها، ریسک‌های اقلیمی نیز فشار مضاعفی وارد می‌کند. سرمازدگی‌های ناگهانی، یخبندان‌ها، بارش‌های غیرمنتظره در زمان گل‌دهی یا برداشت و طوفان‌های محلی می‌تواند بخش قابل توجهی از محصول را از بین ببرد. اگرچه بخشی از باغ‌ها تحت پوشش بیمه کشاورزی هستند، اما باغداران از میزان پوشش خسارت و زمان پرداخت غرامت رضایت کامل ندارند. فاصله بین خسارت تا دریافت پول، گاه آن‌قدر طولانی است که کمکی به جبران نقدینگی از دست‌رفته نمی‌کند.

نوسان شدید قیمت خرید محصول یکی دیگر از گره‌های قدیمی این بخش است. باغدار معمولاً در زمان برداشت با وفور محصول و افت قیمت مواجه می‌شود. در نبود تنظیم بازار مؤثر و قراردادهای خرید تضمینی پایدار، قیمت‌ها در میدان‌های خرید به‌شدت افت می‌کند. در مقابل، همان محصول با چند واسطه در بازار مصرف با قیمت چندبرابری عرضه می‌شود. این شکاف قیمتی، سهم تولیدکننده را کوچک و سهم واسطه‌گری را بزرگ کرده است.

کارشناسان بخش کشاورزی معتقدند مشکل فقط قیمت پایین نیست، بلکه بی‌ثباتی قیمت است. باغدار نیاز دارد پیش از فصل برداشت، تصویری نسبی از بازار داشته باشد تا بتواند برای هزینه‌ها برنامه‌ریزی کند. اما در عمل، قیمت خرید مرکبات تابعی از عرضه لحظه‌ای، رفتار دلالان، وضعیت واردات و تصمیمات مقطعی تنظیم بازار است. این بی‌ثباتی، ریسک سرمایه‌گذاری در باغداری را افزایش داده است.

کمبود و فرسودگی زیرساخت‌های نگهداری نیز ضربه مهمی به باغداران می‌زند. ظرفیت سردخانه‌ای در برخی مناطق متناسب با حجم تولید نیست یا هزینه نگهداری در سردخانه‌ها بالاست. باغداری که نقدینگی کافی ندارد، ناچار است محصول را سریع و با قیمت پایین بفروشد. توسعه نامتوازن سردخانه‌ها و نبود دسترسی عادلانه به آن‌ها، باعث شده قدرت چانه‌زنی باغداران کوچک کاهش یابد.

مسئله بعدی، خُرد بودن مالکیت باغ‌ها است. بخش زیادی از باغ‌های مرکبات مازندران مساحت کم و مالکیت خرد دارند. این موضوع استفاده از فناوری‌های نوین، مکانیزاسیون و مدیریت علمی را دشوارتر می‌کند. باغدار خرد در خرید نهاده، فروش محصول و دسترسی به تسهیلات، قدرت کمتری نسبت به بهره‌برداران بزرگ دارد. تشکیل تعاونی‌های واقعی و فعال می‌تواند بخشی از این ضعف ساختاری را جبران کند، اما بسیاری از تعاونی‌ها یا فعال نیستند یا کارکرد مؤثر بازارمحور ندارند.

مشکلات صادراتی نیز به پیچیدگی اوضاع افزوده است. اگرچه مرکبات مازندران از نظر کیفیت در سطح قابل قبولی قرار دارد، اما موانع بسته‌بندی استاندارد، سورتینگ، لجستیک سرد، ثبات مقررات صادراتی و بازاریابی بین‌المللی، مانع حضور پایدار در بازارهای خارجی شده است. صادرات مقطعی و ناپایدار، نمی‌تواند پشتوانه مطمئنی برای تولیدکننده باشد. باغداران می‌گویند هر سال خبرهایی از باز شدن یا بسته شدن مسیر صادرات می‌شنوند، اما این بی‌ثباتی اجازه برنامه‌ریزی بلندمدت نمی‌دهد.

در حوزه فناوری و بهره‌وری نیز فاصله محسوسی وجود دارد. بخشی از باغ‌ها با روش‌های سنتی اداره می‌شوند؛ مصرف آب بالا، الگوی تغذیه غیردقیق و مبارزه غیراصولی با آفات، هزینه را بالا و کیفیت را پایین می‌آورد. توسعه آموزش‌های ترویجی، مشاوره فنی مستمر و دسترسی به فناوری‌های نوین می‌تواند بهره‌وری را افزایش دهد، اما شبکه ترویج به اندازه وسعت باغ‌های استان فعال و به‌روز نیست.

از سوی دیگر، تغییر کاربری اراضی تهدید بلندمدت باغداری مرکبات است. افزایش قیمت زمین در مناطق شمالی، برخی مالکان را به فروش باغ و تبدیل آن به کاربری مسکونی یا ویلایی ترغیب کرده است. کاهش سطح باغ‌ها در بلندمدت می‌تواند تولید را تحت تأثیر قرار دهد و امنیت عرضه را کاهش دهد. باغدار وقتی سود پایدار نبیند، انگیزه‌ای برای حفظ کاربری کشاورزی نخواهد داشت.

باغداران مرکبات مازندران بر این باورند که حل مشکلات این بخش، نیازمند بسته‌ای از اقدامات هماهنگ است: تأمین نهاده با قیمت و کیفیت مناسب، توسعه بیمه کارآمد، تقویت خرید توافقی و تضمینی، ساماندهی واسطه‌ها، گسترش سردخانه و صنایع تبدیلی، ثبات در سیاست‌های صادراتی و تقویت تعاونی‌های تولید و فروش. بدون چنین نگاهی، تولید طلای نارنجی همچنان با ریسک بالا و سود پایین همراه خواهد بود.

مرکبات مازندران بخشی از اقتصاد، اشتغال و هویت کشاورزی استان است. اگر باغدار از چرخه تولید خارج شود، بازگرداندن او آسان نخواهد بود. حفظ باغ‌ها، در گرو نجات باغدار است