تیرنگ:
پدیده بیابانزایی، که زمانی تنها به مناطق خشک و کمباران ایران محدود میشد، امروز چهرهای تازه به خود گرفته و به یکی از بزرگترین تهدیدهای زیستمحیطی کشور تبدیل شده است. کاهش منابع آبی، تقلیل جمعیت روستایی و از بین رفتن پوشش گیاهی، از آثار شوم تداوم بیابانزایی به شمار میرود؛ روندی که اگر چارهای برای آن اندیشیده نشود، ممکن است حتی دامنه آن به مناطق شمالی و مرطوب کشور نیز برسد.
کاهش منابع آبی در اثر خشکسالیهای پیدرپی، چهرهای نگرانکننده از آینده محیط زیست ایران ترسیم کرده است. کارشناسان هشدار میدهند که اگر طرحهایی همچون انتقال آب دریای مازندران بدون درنظرگرفتن ملاحظات زیستمحیطی اجرا شود، بیابانهایی که روزگاری فقط مهمان بخشهایی از شرق و جنوب کشور بودند، ممکن است روزی تا آستانه منازل مردم در شمال کشور نیز پیشروی کنند.
به باور کارشناسان محیط زیست، گسترش مناطق بیابانی از نتایج توسعه افسارگسیخته شهری است؛ توسعهای که در چند دهه گذشته نهتنها ایران بلکه بسیاری از نقاط جهان را درگیر کرده است. آنان معتقدند کاهش وابستگی به منابع آب و خاک و حرکت به سوی استفاده از انرژیهای نو میتواند راهکاری اساسی برای مقابله با این بحران جهانی باشد.
✓کاهش بارش و هشدار بیابانزایی در شمال کشور
اگرچه منطقه شمال ایران همواره بهدلیل بارندگی فراوان و پوشش گیاهی متراکم شهرت داشته، اما در سالهای اخیر نشانههایی از تغییرات اقلیمی و کاهش محسوس بارشها در این مناطق مشاهده میشود. کاهش بارندگی و تغییر الگوی نزولات جوی موجب شده تا کارشناسان نسبت به آغاز روند بیابانزایی در استانهای شمالی کشور هشدار دهند.
در چند دهه گذشته، بهویژه از اواسط دهه هفتاد شمسی، میزان بارندگی سالانه کاهش یافته و مهمتر از آن، توزیع زمانی بارشها نیز دستخوش تغییر شده است. موضوع توزیع متوازن بارش در طول سال از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا اگر حجم قابل توجهی از بارش در مدت کوتاهی رخ دهد، نهتنها موجب تغذیه سفرههای آب زیرزمینی نمیشود، بلکه میتواند خطر سیلاب و فرسایش خاکهای حاصلخیز را نیز به همراه داشته باشد.
در سالهای اخیر، الگوی بارش در بسیاری از مناطق ایران به سمت بارانهای رگباری و سیلآسا تغییر جهت داده است؛ پدیدهای که به گفته کارشناسان، نشانهای از تشدید تغییرات اقلیمی و فشار بر منابع طبیعی کشور است.
ضرورت حفاظت از مراتع و جنگلها
با توجه به کاهش بارندگی در سالهای اخیر و ورود ایران به دورهای طولانی از خشکسالی، توجه به مراتع و جنگلها اهمیتی دوچندان یافته است. حفظ این منابع طبیعی نهتنها بهعنوان سپری در برابر فرسایش خاک عمل میکند، بلکه میتواند نقش مهمی در تعدیل اقلیم و جلوگیری از گسترش بیابانها ایفا کند. از همین رو، مشارکت مردم محلی و حمایت سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری برای حفاظت از این منابع حیاتی، امری اجتنابناپذیر به شمار میرود.
✓۳۲ میلیون هکتار از اراضی کشور درگیر بیابانزایی
مدیرکل دفتر بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در گفتوگو با خبرنگاران با اشاره به وضعیت اقلیمی ایران گفت: «گسترش بیابانزایی در ۳۲ میلیون هکتار از اراضی کشور زنگ خطر فرسایش سرزمین را برای مناطق مرکزی و شرقی ایران به صدا درآورده است.»
غلامرضا هادربادی با اشاره به جایگاه اقلیمی ایران افزود: «ایران بهدلیل قرارگیری در کمربند خشک و بیابانی جهان، دوری از اقیانوسها و محدودیت نفوذ جریانهای بارانساز به مناطق مرکزی، جنوبی و شرقی، با پدیده بیابانزایی مواجه است.»
او با بیان اینکه این پدیده تنها مختص ایران نیست، ادامه داد: «پدیده بیابانزایی در ۱۱۰ کشور جهان وجود دارد. سالانه حدود یک درصد از اراضی مولد و حاصلخیز دنیا دچار تخریب سرزمین میشود. نکته قابل توجه این است که ۱۹۶ کشور عضو کنوانسیون مقابله با بیابانزایی سازمان ملل هستند، حتی کشورهایی که از نظر بارندگی و پوشش گیاهی وضعیت مناسبی دارند، خطر این پدیده را جدی گرفتهاند.»
هادربادی خاطرنشان کرد: «در کشور ما ۳۲ میلیون هکتار اراضی بیابانی شناسایی شده که ۱۴ میلیون هکتار از آنها کانونهای بحران فرسایش بادی بهشمار میروند. بخش زیادی از این مناطق در استانهای مرکزی، جنوبی و شرقی قرار دارد.»
✓احیای بیش از یکمیلیون هکتار اراضی بیابانی
وی در ادامه گفت: «برای کنترل بیابانزایی در کشور اقداماتی چون احیای بیش از یکمیلیون هکتار اراضی بیابانی، مدیریت روانآبها و اجرای بذرکاری در مناطق بحرانی انجام شده است.»
به گفته او، استان گلستان نیز از این اقدامات بینصیب نبوده است: «حدود ۱۵ هزار هکتار از اراضی بیابانی این استان احیا شده است. استانهایی چون خوزستان، کرمان و سیستانوبلوچستان هم در اولویت عملیات بیابانزدایی قرار دارند.»
✓برنامه هفتم توسعه و هدفگذاری برای مهار فرسایش بادی
مدیرکل دفتر بیابان با اشاره به برنامه هفتم توسعه کشور گفت: «طبق این برنامه، باید ۲۰ درصد از کانونهای بحران فرسایش بادی کنترل شود. البته همه این اراضی در محدوده ملی قرار ندارند؛ حدود ۲.۷ میلیون هکتار از این کانونها در اراضی کشاورزی و دیم واقع شدهاند، بنابراین همکاری کشاورزان و نهادهای محلی ضروری است.»
او افزود: «حدود ۸۸۰ هزار هکتار از کانونهای بحران نیز در محدوده تالابهای کشور قرار دارد که حفاظت از آنها نیازمند همکاری چندجانبه دستگاههاست. همچنین جادههای خاکی، بستر خشک رودخانهها و باطلههای معادن از دیگر منابع گرد و غبار هستند که باید مدیریت شوند.»
✓مهار فرسایش بادی نیازمند عزم ملی است
هادربادی تأکید کرد: «مهار فرسایش بادی و کنترل گرد و غبار نیازمند عزم ملی و همکاری فرابخشی است. سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری خود را موظف به اجرای برنامههای کنترلی میداند، اما بدون همافزایی سایر دستگاهها، تحقق اهداف امکانپذیر نخواهد بود.»
وی همچنین درباره منشأ خارجی بخشی از ریزگردهای شمال شرق کشور گفت: «صحرای قرهقوم در ترکمنستان که ۷۰ درصد از خاک آن کشور را دربرمیگیرد، یکی از منابع اصلی گرد و غبار استانهای شمالی ایران بهویژه گلستان است.»
✓رایزنی ایران با ترکمنستان برای مقابله با ریزگردها
مدیرکل دفتر بیابان ادامه داد: «در نشستهای اخیر کمیسیونهای اقتصادی و اجتماعی آسیا و اقیانوسیه (اسکپ) و غرب آسیا (اسکوا) در کشورهای قطر، امارات و لبنان، نمایندگان ایران از جمله وزارت امور خارجه، سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان منابع طبیعی رایزنیهای مؤثری برای جلب همکاری ترکمنستان انجام دادهاند. مقرر شده این کشور در نشستهای آتی حضور فعال داشته باشد.»
او در پایان گفت: «با تشکیل کارگروه کنترل گرد و غبار در استان گلستان و تداوم همکاریهای بینالمللی، امیدواریم بتوانیم آثار ریزگردها را در شمال شرق کشور به حداقل برسانیم و روند بیابانزایی را مهار کنیم.»
✓سخن پایانی
بیابانزایی دیگر پدیدهای دور از ذهن نیست؛ این بحران آرام و بیصدا در حال پیشروی است و اگر برای آن چارهای اندیشیده نشود، میتواند امنیت غذایی، سلامت زیستمحیطی و پایداری سکونتگاههای انسانی را در سراسر ایران تهدید کند. مقابله با آن تنها با عزم ملی، همکاری نهادهای مختلف و مشارکت مردم ممکن است؛ وگرنه همانطور که کارشناسان هشدار میدهند، «بیابان روزی ممکن است تا درِ خانههایمان پیشروی کند.»




















































































