انقلاب نوری در دل روستاها روشن کرد
انقلاب نوری در دل روستاها روشن کرد
جباری، پیرمرد روستایی مازندرانی به تیرنگ گفت: از همان روزهایی که یادم می‌آید، در روستای خود با محرومیت دست‌وپنجه نرم می‌کردم. آب آشامیدنی سالم نداشتیم، مدرسه‌ها یا خیلی کوچک بودند یا اصلاً نبودند و برای رفتن به شهر باید ساعت‌ها پیاده‌روی می‌کردیم. زندگی ساده بود، اما سخت و پر از محدودیت.

تیرنگ:

جباری، پیرمرد روستایی مازندرانی به تیرنگ گفت: از همان روزهایی که یادم می‌آید، در روستای خود با محرومیت دست‌وپنجه نرم می‌کردم. آب آشامیدنی سالم نداشتیم، مدرسه‌ها یا خیلی کوچک بودند یا اصلاً نبودند و برای رفتن به شهر باید ساعت‌ها پیاده‌روی می‌کردیم. زندگی ساده بود، اما سخت و پر از محدودیت.

او ادامه داد: بعد از انقلاب، کم‌کم اوضاع شروع به تغییر کرد. روزی که مسئولان و نهادهای دولتی به روستاها آمدند و درباره برنامه‌های مدرسه، آب‌رسانی و برق‌رسانی توضیح دادند، اول باور نمی‌کردم. اما به مرور دیدم که لوله‌های آب آمدند، چاه‌ها حفر شد و برق به خانه‌ها رسید. مدرسه‌های کوچک ما تبدیل به کلاس‌های منظم شد و معلم‌ها هر روز می‌آمدند. دیگر لازم نبود بچه‌ها از صبح تا غروب پیاده راه بیفتند تا درس بخوانند یا برای معیشت کار کنند.

جباری گفت: با اجرای برنامه‌های انقلاب، جاده‌ها هم بهتر شد. قبلاً یک بارندگی کوچک مسیر روستا را بسته و ما را از جهان بیرون جدا می‌کرد، اما حالا جاده‌ها آسفالت شد و ماشین‌ها راحت رفت و آمد می‌کردند. این تغییرها باعث شد تا مردم روستا، از جمله خودم، امید بیشتری پیدا کنیم و زندگی راحت‌تر شود.

او گفت:حالا که نگاه می‌کنم، می‌بینم انقلاب نه تنها امکانات اولیه مثل آب و برق و مدرسه آورد، بلکه باعث شد محرومیت در ذهن مردم هم کم شود. ما دیگر حس نمی‌کنیم از دیگران عقب هستیم و بچه‌ها آرزوهای بزرگتری دارند. حتی در کشاورزی و دامداری، آموزش‌ها و کمک‌های فنی باعث شد محصول بهتر شود و زندگی روزمره ما آسان‌تر گردد.

جباری افزود: روستایی بودن همیشه سختی خودش را دارد، اما حالا با وجود این تغییرها، می‌توانم آینده را روشن‌تر ببینم. انقلاب آمد و زندگی ما را کم‌کم از محرومیت نجات داد.