تیرنگ، الهام دهقان:
درنای مشهور به «امید» سالها یکی از نمادهای زندهی حیاتوحش ایران و جهان بود. این پرنده که به گونهی درنای سیبری تعلق داشت، بهعنوان آخرین نمایندهی جمعیت غربی این گونه، هر ساله مسیر بسیار طولانی میان عرضهای شمالی سیبری و تالابهای شمال ایران را طی میکرد و بهویژه در منطقه فریدونکنار به زمستانگذرانی میپرداخت. حضور او بهتنهایی در آسمان مازندران، امیدی بزرگ در دل دوستداران طبیعت ایجاد کرده بود و توجه افکار عمومی را به وضعیت گونههای در خطر انقراض جلب میکرد.
اما در سالهای اخیر، سرنوشت این پرنده با ابهامات جدی روبهرو شد و نگرانیهای فراوانی را برانگیخت. بر اساس گزارش کارشناسان و مشاهدات میدانی، امید دیگر به موقعیتهای پیشین بازنگشته است.
✓ امیدی که کمرنگ شد
کوروس ربیعی کارشناس پرندگان، توضیح میدهد: درنای سیبری آخرین فرد بازمانده در مسیر پروازی غرب سیبری بود. این پرنده در دو سال گذشته مهاجرتی به فریدونکنار نداشت و امسال هم تا آذرماه نشانی از آن دیده نشده است.
وی اضافه میکند: سابقه نداشته که درنای سیبری سه سال متوالی غیبت داشته باشد از سوی دیگر گزارشی از مشاهدهی آن در سایر تالابهای مسیر پروازی نیز وجود ندارد، بنابراین احتمال تلف شدن تک درنای موسوم به امید با توجه به سن پرنده و غیبت متوالی، بسیار بالا است.
این پرندهشناس یادآور میشود: این پرنده آخرین بار در زمستان ۱۴۰۱ در فریدونکنار دیده شد و ۱۴ اسفندماه همان سال منطقه را ترک کرد و از آن تاریخ به بعد هیچ نشانهای از آن به دست نیامده است.
✓ چالشهای مهاجرت و رهاسازی
کارشناسان محیطزیست معتقدند
تغییرات اقلیمی دامنه مهاجرت برخی گونهها را دستخوش تغییر کرده، اما در مورد امید شواهدی از چنین تأثیری وجود ندارد. ربیعی تصریح میکند: درنای رویا که در اسارت به دنیا آمده بود، هرگز تجربه مهاجرت طولانی را نداشت همراهی او با امید تنها در حد پرواز کوتاه بود نه انگیزه رسیدن به زیستگاه اصلی در غرب سیبری. وی تأکید میکند: حس مهاجرت در پرندگان پرورشی وجود ندارد و برای گونههایی با مسیرهای طولانی، موفقیت رهاسازی تقریباً ناممکن است و تجربه انتقال رویا نشان داد که تقویت جمعیت غربی درنای سیبری با رهاسازی تکفردی کاری بس دشوار و کمثمر است.»
این، تصویری روشن از وضعیت بحرانی تنها بازماندهی مسیر غربی درنای سیبری ارائه میدهد. حضور تکفردی در یک مسیر طولانی و خطرناک، در کنار ناامنی زیستگاهها، شکار غیرمجاز و تخریب تالابها، همگی از عواملی بودند که شانس بقای این پرنده را کاهش دادند. سکوت آسمانهای فریدونکنار در سالهای اخیر، برای بسیاری از کارشناسان به معنای خاموش شدن چراغ امید در این مسیر تاریخی است.
امروز روایت «درنای امید» تنها روایت یک پرنده نیست، بلکه داستانی از رابطه ناپایدار انسان و طبیعت است؛ داستانی که نشان میدهد بدون برنامهریزی علمی، حفاظت جدی و همکاری بینالمللی، حتی شگفتانگیزترین نمادهای طبیعت نیز ممکن است بهآرامی از صحنه جهان حذف شوند. این پرنده، چه همچنان زنده باشد و چه برای همیشه آسمان این سرزمین را ترک کرده باشد، در حافظهی زیستمحیطی ایران بهعنوان نمادی از مقاومت، تنهایی و هشدار باقی خواهد ماند.





















































































